تئاتر، هنري براي نشان دادن پيكار و رهايي
توسط : Saratan X

نمايش ارتباط بيشتر وغني‌تري با آيين دارد و جدا از بستگي‌هاي گوهري‌اش به گونه‌هاي كهن‌تر«روايت»و «اسطوره» مهمترين تفاوتش با تئاتر در اين است كه نمايش با قصد وهدف حل شدن انسان در تماميت هستي ورسيدن به حقيقت وجود اجرا مي شود و در اين قصد تمايز و تفكيكي ميان نمايشگر و تماشاگر وجود ندارد. هردو براي رسيدن به هدفي واحد كه گم شدن از خود ومستحيل شدن در ذرات هستي است به نمايش مي‌پردازد همچون نمايشگر و تماشاگر«نو»ي ژاپن كه مقصودشان رسيدن به «گدين»است.

به اين ترتيب در نمايش، هرگونه فرديت، نفي مي‌شود و حل شدن در ناخودآگاه جمعي وپيوستن به روح وسنت وآيين جاي آن را مي‌گيرد. تئاتر برعكس زميني‌تر و انساني‌تر است و در آن نمايشگر به عنوان «فردي» با حق «بدعت»با مقصود وهدف مشخص مي‌كوشد معنا، فضا، حس وحال يا پيامي را به تماشاگر، كه به عنوان«فرد»با «حق نقد»به قصد تماشا، لذت بردن، آگاه شدن از موضوعي، يابرقرار كردن رابطه با اثر هنري انساني به تماشاخانه آمده، منتقل ودر نهايت جايگاه انسان را در شرايط و موقعيت اجتماعي تعريف شده مشخص كند و تئاتر در جهت تعريف، تمايز و تشخيص بخشيدن به هر فرد از كليت ظاهراًتعريف ناشدني و به بيان در نيامدني هستي حركت مي كند.

همگان در اين نكته متفق القولند كه تئاتر زاييده‌ي برخي مراسم مذهبي و اجتماعي است و منشاء آن مراسم تمايل آدمي به شركت در احساسات خدايان تا از اين راه خود را در قدرت آنان سهيم سازد. بر طبق يك افسانه زيباي هندي منشاء تئاتر مراسم پيروزي خداي ايندرا بر شياطين است در اين مراسم هم خدايان وهم شياطين شركت مي جستند و بازيگران مبارزات آنان را با حركات گوناگون جسم مي ساختند هنگامي كه شياطين پي مي‌بردند كه اين درام نمايشگر شكست آنان خواهد بود، عصيان كردند و با خدايان بدخواه كوچكتر متحد شدند و اين وضع چنان آشفتگي در بازيگران ايجاد كرد كه ديگر قادر به حركت وسخن گفتن نبودند. آن زمان بود كه خداي ايندرا پرچم خود را به دست گرفت، به ميان صحنه آمد و غالب آن خدايان بدخواه و شياطين هم دست آنان را نابود كرد پس بنايي بر پا ساختند كه بعدها نام تئاتر به خود گرفت. ليكن براي آن كه بازيگران در برابر بازمانده شيطان محافظت شوند، خدايان متعددي حفظ و حراست اين را بر عهده گرفتند و پرچم ايندرا به صورت نشاني از حمايت بازيگران در آمد. اين افسانه نشان دهنده‌ي اين حقيقت است كه درام يك پيكار است اين افسانه شياطين را به روي صحنه مي‌آورد و سياست تئاتر جز راندن شياطين و آزاد كردن بشر چيزي نيست.

تئاتر همان هنري است كه نشان دهنده پيكار و رهايي است. نشان اضطراب و تزكيه نفس هست. به اين ترتيب مي‌توان گفت كه تئاتر يكي از اولين ابزارهاي تجزيه وتحليل معيني روح بشر است و علم و فن همه روانكاوان امروز نيز جز براي نيل به اين هدف نيست. تئاتر در تمام طول حيات خود انسان‌ها را ياري كرده تا ضمير خود را به روشني باز بيشتر با اشباح دروني را پيش چشم سازند و حقيقت دنياي نهاني درون را، چون واقعيتي بروني و آشكار به شيوه محققان علمي و نه قربانيـان وحشت‌زده تماشا كند، تئاتر صحنه را مي‌سازد

توسط:Saratan X

سه شنبه 12/4/1386 - 4:23
پسندیدم 0
UserName
x