پيوند
توسط : حامد...

 

پيوند

 

كيست كه نخواهد تنهايى ها و بى پناهى هاى خويش را در سايه يك (محبّت دوستانه), لبريز از صفا و صميميّت كند؟

روحيه ها متفاوت است. برخى دير جوش و كم انس و سخت پيوندند. بعضى در (دوست يابى) ناتوان اند و برخى در (دوست نگهدارى).

در اينكه انتخاب دوست, هنر است و هنر بزرگتر, نگهداشتن دوست است, سخنى نيست; امّا مهمتر از اين هر دو, داشتن (معيار) در انتخاب دوست است.

گاهى صالحترين افراد, قربانى معاشرت با دوستان ناباب مى شوند و از درخت دوستى يى كه نشانده اند, ميوه حسرت و ندامت مى چينند.

گاهى هم انسانهاى خطا كار و آلوده, در اثر همجوارى با افرادى خود ساخته و پاك, از عطر دلاويز صداقت و پاكى و ديندارى آنان معطّر مى شوند.

به تعبير مولايمان حضرت على(ع): گزينش دوست, همچون وصله زدن بر جامه است; پس آن را همرنگ و متناسب برگزين.

جوانان متعهد و ارزشى را همين سزاوار است كه دوست مكتبى, پاك, صادق و نجيب برگزينند كه با فكر و فرهنگ و باورهاى دينى شان هماهنگ باشد; وگرنه مثل (وصله ناهمرنگ), چهره زندگى و اخلاق اجتماعى شان را زشت خواهد ساخت.

انسان بى دوست, فقير است پس بايد (روح جمعى) و (حسّ اجتماعى) داشت. تا به غناى روحى رسيد. امّا آنچه جاذبه آفرين و محبّت آور است, ديندارى, فروتنى و بخشندگى است و آنچه حتّى دوستان را فرارى مى دهد, پرتوقّعى, بدزبانى, خود خواهى, تكبّر و بخل است.

آدمهاى بى دوست و بى مونس, احساس تنهايى مى كنند. كسى كه خود را خيلى قبول دارد و خويشتن را بى عيب و نقص مى داند و پرادّعا و خود خواه است, (تنها) مى ماند. اين اجناس, در (بازار دوستى), مشترى ندارد. طبيعى است كه كار و بار آنان كه (كالاى خودپسندى) مى فروشند, كساد شود. بعضى از گرفتاران درد تنهايى, بايد درمان خويش را در رهايى از قيد و بندهاى (خودى) پيدا كنند.

عفونت تكبّر و خود پسندى و نگاه تحقيرآميز به ديگران, دلها را مى رماند و دوستان را فرارى مى دهد. چرا ريشه اين مرداب عفونت زا را نخشكانيم؟! 

 

 

از قديم گفته اند: (هزار دوست, كم است و يك دشمن, بسيار؟). و سعدى گفته است: (دوستى را كه به عمرى فرا چنگ آرند, نشايد كه به يك دم بيازارند). امّا… آن گونه كه ياد شد, گزينش دوست, بسيار مهمّ است. گاهى برخى دوستى ها را (دل) مى طلبد; امّا دين و خرد نمى پسندد. خردمند كسى است كه كاميابى و صلاح ابدى خويش را در پاى (لذّتهاى آنى) قربانى نكند.

گرچه (ديده بانى) از دل كردن و دربان دل بودن و هر محبّت و عشقى را به خانه دل راه ندادن دشوار است; ولى جوان, با اراده اى كه دارد و عزمى كه از ويژگى هاى اوست, مى تواند بر هوسها مهار بزند و خردمندانه تصميم بگيرد و حتّى اگر ميان دو راهى (تنهايى) و (دوست بد) قرار گرفت, به دام دوست بد نيفتد, كه پيامبر خدا(ص) فرمود: (تنهايى, از همنشين بد, بهتر است).

شخصيّت ما را همين دوستى ها و همدمى ها مى سازد. داورى ديگران درباره ما نيز براساس دوستان و همنشينان ماست. اينكه گفته اند:

 

 

 

تو اوّل بگو با كيان زيستي

 پس آنكه بگويم كه تو كيستي

 

كاش از پس (دانه)ها, (دام)ها را بشناسيم و از پشت ماسك ها, چهره ها را تشخيص دهيم.

غفلت و سادگى, همان و لغزيدن, همان!

سه شنبه 29/3/1386 - 6:45
پسندیدم 0
UserName