تحول معنوی دنیا

 

یکی از برگترین دانشمندان حال حاضر اروپا به نام hanna aren’tکتابی دارد

 تحت عنوان انقلاب. ایشان یک  نگاهی دارد به اروپا و غرب بعد از سده هفدهم و هجدهم .

 نام گذاری می کند هر قرنی را در اروپا، مثلاً قرن هفدهم قرنی بود که ما در اروپا دچار تردید

 و شک در مورد مذهب و دین می شدیم .مذهب خرافه و افیون بود درجامعه ما قرن هجدهم ،

 قرن ستیزه با مذهب و مخالفت علم با دین بود هر جا که دانشمندان و عالمان علوم تجربی

 ساینس بحثی را مطرح می کردند ، اگر دینداران در جوامع دینی همین بحث را مطرح می کردند ،

میگفتند آقا دیگر دوره این بحث ها گذشته و به نفع علم دین را کنار  می گذاشتند . قرن نوزدهم را

هانا آرنت مگوید قرن توقف است ایستادند دانشمندان غربی پشت سر خود نگاه کردند و گویا

یک نوع فراقت و جدایی در وجود خودشان احساس کردند . قرن بیستم را هانا آرنت معرفی

می کند قرن آشتی با دین ، مخصوصاً بعد از این دو جنگ جهانی یعنی همین 50 – 60 سال اخیر .

 این غم انگیز است که خدمتتان عرض کنم که این تحولاتی که باعث شده گرایش به دین در

 جوامع بشری باشد ، چیزی نیست جز همین وحی آسمانی یعنی قرآن کریم که شاید امروز

در بین ما مسلمانان قدر آن ناشناخته مانده است من اینجا را با آمار خدمتتان عر ض می کنم ،

 تو خود حدیث مفصل گیر از این مجمل . ایشان مطرح می کند که تحولات شگرفی پیش آمده

 و ممکن است که باورمان نشود از این قرار است که از صد دانشکده علوم انسانی در

 ایالات متحده آمریکا بیش از 60تای اینها درس علم ودین را جزو دروس اصلی

 خودشان قرار داده اند . نشریاتی داریم در دنیا به نام آی اِس آی اینها معتبر ترین

مقالات علمی را چاپ می گند . این نشریات تا سال 1960 یک عدد مقاله دینی چاپ نمی کرد ولی الان درصدر مقالاتشان  آنها را چاپ می کنند . هید من سن پترز بورگ یک آزمایشگاه فیزیک است که درس علم ودین را جزو دروس اصلی خودش قرار داده است .هرکسی می رود آنجا درس می خواند باید این واحد درسی را پاس کند . دانشگاه لیدز انگلستان دکترای علم و دین درا در این 15 سال اخیر دائر کرده وکسانی که در این رشته تحصیلی درس می خوانند به آنها دکترا می دهد . دنیا این تحول را فهمیده است . جلوتر که بیائید می بینید که دانشمندانی مثل هاکینگ.(1) وی تئوری ای داشت که می گفت تمام مشکلات بشر ی را با این تئوری می آید جواب میدهد . a teori of f reding   . 20 سال قبل اعلام کرد که خیر دانش تجربی خیلی از حقایق و پیچیدگی ها ی این عالم را نمی فهمد. باید جای دیگر سراغ این رفت . سال 2000 نشریه تایمز سربرگ و تیتر اصلی روزنامه خودش را چی نوشت؟ نوشت god whil return  یعنی خدا در حال بازگشت است .خدا بر می گردد .مگر خدا رفته بوده است که بخواهد برگردد؟ نه این ها این مفارغت را ایجاد کرده بودند .اینها جدا شده بودند . اما می بینید که گرایش و بازگشت این جوامع غربی به سمت معنویت و خدا وتعالیم مذهبی جوری شده که نشریه تایمز این عنوان را برای نشریه خودش انتخاب می کند منتهی همین طور که گفته شد آیا فکر می کنیم این گرایشات و بازگشت در بین توده های جوامع غربی به چه وسیله ای پاسخ داده می شود ؟ نه مسیحیت ادعای این تشنگی را دارد که بر طرف می کند و نه همین دین یهود .بلکه آن کتاب ودینی که می خواهد نیازهای ما و عطش جوامع بشری را جواب بدهد چیزی نیست جز وحی آسمانی یعنی همان قرآن .آقایی است به نام پرفوسور بهایو .ایشان در کشور آمریکا رلژن تراپی کار مذهب درمانی انجام میدهد آن هم باگروهی از زندانیهای آمریکا .آن هم نه هر زندانی .زندانی هست درآمریکا به نام زندان آلکاترا که دیگر می گویند اگر هر انسانی تحت تربیت نباشد، تحت تربیت آقای پرفوسور بوهایو قرار می گیرد .درکارش هم بسیار موفق هست و جلب توجه کرده در سراسر دنیا یک موقعی از ایشان خواهش کردند که آیا می شود اصول موفقیت خودت را برای ما بنویسی ؟ که در سراسر دنیا منتشرکنیم تا بقیه هم از این اصول موفقیت آمیز سایر ملل هم بتوانند استفاده کنند .او قبول کرد و 20 اصل موفقیت آمیز خودش را مکتوب نوشت ودر سراسر دنیا فرستاد یکی از این برگه ها آمد ایران و یکی از اساتید دانشگاه مشهد آن را ترجمه کرد وقتی آن 20 اصل  را مقا یسه کردیم با آن چه که قرآن می گوید را . از آیه 23 تا 39 سوره مبارکه ا سرا ، 12 اصل از آن 20 اصل پرفسور بو هایو آمده است .این جا است که انسان به خودش می گوید جنس خود می جویی از دکان غیر . یک 2 بیتی دارد اقبال لاهوری .می گوید وضعیت امروز ما مسلمانان به این شکل در آمده است که :

مثل نی خودرا ز خود کردی تهی         برنوای دیگران دل می نهی

ای گدای ریزه ای از خوان غیر       جنس خود می جویی از دکان غیر

امیدوارم که همه این تذ کرات در باور همه  ما بنشیند و نگاه دیگری نسبت به قرآن در ذهن همه ما جا بگیرد و بدانیم که وجود ما را خداوند متعال جوری آفریده است که تشنگی و عطش مارا جز این وحی سیراب نمی کند اگر می خواهیم دچار هجران نشویم وصل با قرآن داشته باشیم و باید این فاصله ای که بین ما و قرآن ایجاد شده است را پرکنیم وجود ما را خداوند متعال جوری آفریده است که تشنگی و عطش مارا جز این وحی سیراب نمی کندشما هرچه بیایید هر علمی را بیاموزید و هرمکتبی را در زندگی پیاده کنید آن خواسته وجودتان را سیراب نکرده اید  مگراینکه بتوانید فهم صحیحی از قرآن بکنید . زمانی ما می توانیم حقیقت و شیرینی دین را بفهمیم وقتی که مانوس با قرآن باشیم وقتی که فهمیدیم مطالعه کردیم این طرف زدیم آن طرف زدیم حرفها را گوش دادیم بعد آن وقت هرچه جلوی ما بگذارند هیچ مزه ای ندارد .از شرق بیاورند،از غرب بیاورند می بینیم کم رنگ است . چرا ؟ چون وجودمان را با وحی سیراب کرده ایم آن فطرتی که در وجود ماست در این کتاب هست تمام آنچه که نقش آن دروجودمان خالی است خداوند نقا شی آنرا در قرآن برای ما نازل کرده است اما چه می شود که حرفهای دیگران برای ما جلوه دیگری دارد اما آنچه که خودمان داریم آن مکتب و منبع سرشاری  که خودمان داریم متاسفانه فراموش می شود.     

 

 

 

دوشنبه 28/3/1386 - 19:17
پسندیدم 0
UserName