نامه اي از فضا.(فوق العاده جذاب))
توسط : Saratan X
به : خانواده بزرگ و دوستانم در سياره زمين .موضوع : ريخته شدن ژله ي مويز خشك
شنبه همواره روز خوبي بود . حتي با نگه داشتن باكترهاي خراب كننده و با خراشيده شدن ديوارهاي بيس بلاك (Base Block)) سفينه هير .

من مي توانم هر زمان كاري را كه انجام مي دهم متوقف كنم . و كاملاً مطمئن نسيتم كه چه كاري را در آينده انجام مي دهم .حقيقتاً امروز كمي وقت آزاد داشتم چيزي كه در فضا و يا كره زمين پر ارزش است . وقتي براي يادداشت كردن بعضي چيزها .چيزهايي از قبيل اينكه چگونه اين خط هاي تلفن ايستگاهها را براي برگشت دادن پيامها ،در جريان هواي ملايم فراهم مي كنند .ما در فضا يك چرخش داريم . چرخشي كه برابر است با چرتي در ساحل ، در حالي كه نسيم ملايم تابستاني صورت را نوازش مي كند .و من نتوانستم روي شيارها كار كنم . اگر چه مي خواستم . احساس بزرگي است پيمودن هشت نه هزار مايل به ترديد ميل ( tread mill ) پاهايم به طور عجيبي از ضربات خو نگرفته اي كه قسمت پلاستيكي بر آنها وارد مي كند ، مي سوزند .
از لحاظ پزشكي فشار و نيروهايي كه بر استخوانها و ماهيچه هاي ما وارد مي آيند خيلي مهمند . در فضا ما بايد بدنمان را با حفاظ هايي بپوشانيم . استحكام و قوت آن حفاظ ها از استخوان و ماهيچه هايمان ، مفيد خواهد بود . اما ذهن من دور از همه اينهاست . با تفكر عميق در موسيقي و با چرخش اطراف افلاك و ديدن جهان ، ديدگاههايم گسترش مي يابند . خاك قرمز مريخي صحران آفريقا بر سياره زيرين تسلط يافته .

به طور اسرار آميزي لكه هاي سياه بر روي منظره ي سرخ ، پاشيده شده است . ظاهراً اسد { صورت فلكي شير } ( Leo ) با عصبانيت پنجه خود را در حالي بر سطح زمين كشيد كه صحراي رنگ خون گرفته را ترك مي گفت . تصاوير ناهيد و مريخ در مانيتور زنده به نظر مي رسند . شور و احساس موزيك ، خلاء ناشي از كمبودهاي احساسات زميني را پر مي كند . و شما مي توانيد تصور كنيد كه ما آسمانها و همه سيارات را از فضا مي بينيم . اما هيچ كدام از آنها را نمي توانيم لمس كنيم يا ببوييم يا احساس كنيم . افكار بي ثبات سرريز مي كنند . در پيشرفت حماسه بود كه مصر باستان ، نيل بزرگ امپراتور روم ، جزاير ايلياد و درياي سرخ كه هر كدام سرگذشت خسته هومري را در نمايش كهكشانها مي نمايانند . اين دويده آخرم در محوطه ، اكسيژن ضربات قلبم را به 193 رساند . مي دانم كه دكترها روي كره زمين در حال كنترل كردن هستند . آنها آمادگي ما را براي حركت در فضا در ماه آينده ارزيابي مي كنند .و مهم تر از همه ، تست دوچرخه سواري براي 5/2 دقيقه در انتظار ما است . كه البته بسيار آسان است و اين گونه خواهد بود اگر ما پاهايمان را به جاي بازوهاي دستمان به كار گيريم . دكمه روي سي دي پلي ير دستگاه سي دي ، خيال پردازي را پايين مي آورد . از روي بي ميلي من به احساساتم اجازه مي دهم تا بين واقعيت و تصورات بخزند . سفينه 2/Z8a9 محو مي شود . و اين الان 5V-105 مي باشد ، جديدترين تلاش ما براي شاتل فضايي ؛ جهاني كحه ما انتظارش را مي كشيم بعد از سه ماه در فضا حالا در حال فهميدن اين نكته ام كه چگونه مي توان به خوبي احساس كرد كه اين سفينه را به كره زمين برگردانيم . گفتني است كه اين يك شاهكار است و يا گردش به اطراف جهان را من از ته دل مي خواهم . واقعاً سخت است .در رهبري ما بر روي پروژه اي ديگر نظر اجمالي داشتيم . البته موافقت ها قبلاً انجام گرفته بود و نقشه ها به خوبي تهيه شده بود .انسان وقتي كه مي بيند اسكورت ها در حال پراكنده شده هستند ، احساس تنهايي مي كند . در حالي كه سايه ي سفينه بر روي سياره افتاد و خسوف سهمگيني را پديد آورده است . ماه گذشته crawler ، يادگار برنامه ي راديويي orson wells ، چهار ميليون پوند به مركز فضايي كندي براي راه اندازي سكوي B داد . پيش بيني ما براي هزينه هاي اين كار هراس آور است . ما به بعضي از دوستانمان در كنار Q محفظه ي آتش مي پيونديم و به راه خود ادامه مي دهيم بال تيم خدمه . ان پنج نفر پر ابهت كه راكت ها را در كنار هم قرار مي دهند .
آنها ما را با كمربندهاب محافظ مي بندند و براي آخرين بار آن ليست ميليوني را بررسي مي كنند . سپس خودشان نيز دور مي شوند و ما اين دقايق شيرين را براي مجهز و آماده شدن سپري مي كنيم و آماده حركت هستيم . در ابتداي كار ، سفينه سرعت زيادي مي گيرد كه اين سرعت زياد ظاهراً براي من غير ضروري است . شايد راننده سفينه فكر مي كند كه اگر وقت كافي به ما داده شود ، ممكن است نظرمان را عوض كنيم . يك چرخش و شور و هيجان حاكي از كاميابي برجسته ! لحظه به لحظه شادي و سرور و تعجب ! شاتل فضايي آتلا نتيس ( Atlantis ) بر خلاف آسمان ، سر به فلك مي كشد . نفس كشيدن و زندگي با خارج شدن حبابها اكسيژن از محفظه هاي اكسيژن همراه است . هر چشمي متحير مي شود و به اين اختراع و قدرت و زيبايي مي بالد در حقيقت موتور اصلي سفينه در آب كار مي كند . اكسيژن و هيدروژن خالص ، بيش از اندازه سرد شده و بهد شكل مايع در آمده (ميعان) و سپس به مخزن بزرگ خارجي انتقال مي يابد . م.تور پر مصرف چپ سرانجام به هزار گالن در ثانيه فروكش مي كند . و مايع سرد شده ي منحني سيصد درجه (300-) براي احتراق آماده مي شود . با 12 توربين مجزاي Turbo pumps ، 70000Rpm كه هر كدام موتور خاصي دارد و اين انرژي زائد ، برابر 140 ميليون اسب بخار مي باشد و اين تا حدودي انرژي زيادي مي باشد با انرژي خالص حاصل از پيوند مولكولي هيدروژن ـ اكسيژن . درهاي كناري باز مي شوند . نسيم سرد و خشكي به داخل مي آيد . در ارتفاع بالاتر از 196 پايي) بخش هاي خنك كننده يك طرف و لوازم ايمني ما طرف ديگر . چند نفري داخل مي شوند آنها به طرف نرده هاي فولادي باز قدم مي زنند . من اين را مفيدتر مي دانم كه به سمت پايين و راست نگاه نكنم . نگاهي اجمالي به راست تأييد مي كند . منظره مسيرورود به توده هاي اسلايد واير ( slidewire baskets ) درست همان موردي كه تصميم داريم با عجله تركش كنيم در عمق انبار زير زميني سمت چپ راهرو و كوچك و باريكي كه به اتاق سفيد منتهي مي شود ، تانك 114 m ي وجود دارد . ما بسيار پر مشغله هستيم . من دوست دارم از تلفن نسبتاً شناخته شده اي استفاده كنم . اين كاملاً مردم را شگفت زده خواهد كرد كه از اينجا زنگ بزنم . هيچ كس خانه نبود



Parsifa
توسط : Saratan X
دوشنبه 28/3/1386 - 3:56
پسندیدم 0
UserName