خداحافظي پس از مدال المپيک
توسط : Saratan X
 
images/20070614/hadadi.jpg
 
:احسان حدادي نفر اول پرتاب ديسک آسيا بالاخره به آرزويش رسيد؛ او که رکورد آسيا را در تهران به 67 متر و 88 سانتي متر رسانده بود ، در بلاروس 7 سانتي متر بيشتر از تهران انداخت تا رکورد آسيا به 67 متر و 95 سانتي متر برسد.
سيزدهمين پرتابگر دنيا با اين که با سهميه A به المپيک پکن مي رود اما تنها دغدغه اش مدال المپيک است.
او مي خواهد مدال المپيک و البته خوشرنگ ترين آن ، اوج پيشرفتش باشد و در همان اوج خداحافظي کند. خودش مي گويد: با مدال المپيک خداحافظي مي کنم. ديگر نمي توانم فشارها را تحمل کنم. ترجيح مي دهم بروم دنبال زندگي ام.

احسان حدادي خيلي زود پله هاي ترقي را طي کرد. فکر مي کني چه اتفاقي افتاد که در مدت 5 سال حضورش در تيم ملي جوانان و بزرگسالان يکدفعه قهرمان و رکورددار آسيا شد؟ قهرماني در مسابقه هاي جوانان آسيا دليل اين پيشرفت سريع نبود؟
وقتي من در مسابقه هاي 2002 جوانان آسيا، چهارم شدم رسيدن به مدال نه تنها انگيزه ام را از بين نبرد که بيشتر هم کرد. هميشه فکر مي کنم خيلي خوب شد که مدال نگرفتم. پس از آن يک سال تمام تمرين کردم. در مسابقه هاي بزرگسالان فيليپين هم شرکت کردم و هشتم شدم. پرتاب کنار بزرگسالان اعتماد به نفسم را از بين نبرد، بلکه به من کمک کرد جرات بيشتري پيدا کنم و جدي تر تمرين کنم تا سال 81 که در مسابقه هاي قهرماني جوانان آسيا طلا گرفتم و در جوانان جهان در ايتاليا قهرمان شدم. بعد راه برايم هموارتر شد و انگيزه ام براي ادامه کار بيشتر.

يعني قهرماني جوانان آسيا و جهان برايت پايان کار نبود و تو را تشويق کرد تا بيشتر کار کني. درست است؟
بله. فقط اين دو قهرماني براي من کافي نبود. از طرفي يک عادت خوب من اين است که هيچ وقت نااميد نمي شوم. هر وقت هر چيزي را که بخواهم به دست مي آورم. من هم خواستم پس از جوانان ، قهرمان بزرگسالان شوم و شدم. اميدوارم به بزرگترين آرزويم هم برسم.

منظورت مدال المپيک است؟
درست است. بزرگترين آرزوي من مدال المپيک است.

تو معمولا قهرماني را مي خواهي. از المپيک هم قهرماني مي خواهي يا فقط يکي از سه مدال برايت کافي است؟
الان فقط به مدال المپيک فکر مي کنم. اميدوارم جزو 3 نفر اول المپيک باشم. الان رنگ مدال برايم مهم نيست. موقع مسابقه مشخص مي شود؛ هر چند با اين حال من خوشرنگ ترين مدال را مي خواهم.

احسان حدادي سال 86 را خيلي خوب شروع کرد. او که يک بار سال گذشته در مسابقه بين المللي جام خليج فارس ورودي B المپيک را گرفته بود، اوايل امسال در تمرين هايش 67 متر انداخت و اميدوار به سوپرگراند پريکس دوحه رفت. او در آنجا دوباره کنار بزرگان پرتاب ، ورودي B المپيک را تکرار کرد. 63 متر و 98 سانتي متر براي شروع بد نبود، اما مثل اين که خيلي به دل خودت نچسبيد. چرا؟
از خودم انتظار بيشتري داشتم ، اما جو مسابقه طوري شده بود که نشد بهتر پرتاب کنم. دايره پرتاب سر بود. هوا خيلي گرم بود. شرايط براي همه اين طور بود. با اين که بدنم خوب بود اما تنها کسي نبودم که خراب کرد. همه خراب کردند.

خودت هم مي گويي که بدنت خوب بود. فکر مي کنم پس از پرتاب 67 متري که در تمرين تهران قبل از سفر داشتي انگيزه بالايي براي دوحه داشتي. پس چرا اتفاقي افتاد که خراب کردي؟
قطري ها اعصابم را قبل از مسابقه خرد کردند. پيش از مسابقه وارد Callroome که شدم عربها مرا صدا زدند. ساکم را گرفتند و شروع کردن به گشتن.

گشتن براي چه؟
دنبال لباسم بودند که شعار يا حسين رويش نوشته شده بود. همه لباسهايم را گشتند. حتي جيبهاي آن را و شماره ام را نگاه کردند.

پيش از مسابقه به تو گفته بودند که نبايد با اين لباست مسابقه دهي؟
بله. گفته بودند من هم برخلاف ميلم لباس بدون شعارم را برده بودم. با اين که دوست داشتم با همان لباس هميشگي ام پرتاب کنم ، اما نگذاشتند. با اين حال خوب انداختم.

جداي از گشتن ساک ، عربها مشکل ديگري برايت درست نکردند؟
در مسابقه گراند پريکس هر پرتابگر مي تواند با ديسک خودش پرتاب کند؛ اما مسوولان برگزاري پيش از مسابقه ها ديسک ها را مي گيرند، وزن مي کنند، بعد به پرتابگرها برمي گردانند. عربها اين بار ديسک همه را گرفتند، وزن کردند و به آنها برگرداندند بجز ديسک مرا. به خاطر همين من هم مجبور شدم با ديسک آنها پرتاب کنم.

چرا؟
آنها به خاطر اين که پرتابگر خودشان مقام بگيرد و من نتوانم خوب پرتاب کنم هر کاري که از دستشان برآمد، کردند.

تاثيري هم در کار تو داشت؟
درست است که نتوانستم خوب پرتاب کنم ، اما بد هم نينداختم و با رکورد 63 متر و 98 سانتي متر سوم شدم.

پرتابگر عربها چي؟ او نفر چندم شد؟
او رکوردش از من هفت هشت متر کمتر بود. او با 56 متر هفتم شد. اين تنها کار آنها نبود.

چطور؟
آنها به خاطر پرتابگر خودشان خيلي روي من حساسيت نشان مي دهند، حتي در پوستر عکسي که از بهترين هاي دنيا چاپ کرده بودند و در استاديوم الخليفه گذاشته بودند عکس من هم بود، اما شعار يا حسين روي لباسم را سياه کرده بودند.

حدادي از چهارمي آسيا تا جايگاه برترين هاي جهان


اکنون ديگر احسان حدادي يک ستاره ايراني و حتي آسيايي نيست ؛ بلکه با نتايج فوق العاده اي که در مسابقه هاي اخيرش به دست آورد، جايگاهي جهاني پيدا کرده است.
او امسال با کمک مربي فهيم و با اعتبارش قفلهاي سکون و کندي را که مدتي بر دستهايش سنگيني مي کرد گشوده است و در هر مسابقه بهتر از قبل ظاهر مي شود.
او در سال 1381 حرکت خود را آغاز کرد. در اين سال ديسک 2 کيلوگرمي را در مسابقه هاي اوکراين 53.62 متر پرتاب کرد و ديسک 1.750 کيلوگرم را 58.50 که بهترين نتيجه او در اين سال بود. اولين حضور در مسابقه هاي قهرماني جوانان آسيا را در اين سال تجربه کرد و در بانکوک 57.80 متر پرتاب کرد و به مقام چهارم رسيد. در سال 1382 آنچنان که انتظار مي رفت نتيجه نگرفت با اين حال با 56.95 متر بهترين جوان کشور بود. در سال 1383 ديسک 2 کيلوگرمي را 60.06 متر پرتاب کرد و در جايگاه سوم برترين هاي دوران کشور قرار گرفت و در مسابقه هاي قهرماني جوانان آسيا با نتيجه 62.24 متر (با ديسک 1.750 کيلوگرمي) به مقام قهرماني آسيا رسيد و سپس در مسابقه هاي قهرماني جوانان جهان هر چند کمتر از رکورد شخصي اش پرتاب کرد ولي به مدال طلا رسيد.

در همين سال بود که عباس صميمي در سه مرحله مسابقه هاي جايزه بزرگ آسيا اول شد و نتيجه 64.98 متر را که تاکنون موفق به تکرار آن نشده است ، به نام خود ثبت کرد.
کسب عنوان قهرماني آسيا و برپايي رکورد جديدي براي قاره کهن در تاريخ 10 شهریور 1385 در جريان برگزاري مسابقه هاي قهرماني آسيا (اينچه اون) اوج نمايش حدادي در سال 1384 بود. بعد از اين مسابقه حدادي قدري نزول کرد و سير بهبود نتايجش متوقف شد که بيشتر ناشي از 2 بار تغيير در مربي بود.
با اين حال در بازي هاي آسيايي قطر مدال طلاي باارزش آن را با نتيجه 62.66 بر گردن آويخت تا اين که بعد از بازيها مربي روسي به نام کيم بوخانف که مردي مسن و مربي بسيار باتجربه و معتبري است به استخدام درآمد تا حدادي را زير نظر بگيرد و از همان ابتداي کار مشخص شد که حدادي مجددا مسير پيشرفت را طي خواهد کرد. اکنون احسان حدادي که از هر لحاظ تحت پوشش حمايت هاي مادي و معنوي فدراسيون دووميداني و کميته ملي المپيک و سازمان تربيت بدني قرار دارد و از راهنمايي هاي فني يک مربي کهنه کار بهره مي گيرد با اشتياق و ميل وافري که به برتري دارد بي شک مي تواند در المپيک حضوري موثر داشته باشد. او در حال حاضر با نتيجه 67.95 متر جزو برترين هاي جهان در سال 1386 است.


بيژن شادمهر
کارشناس ارشد دو و ميداني


اين که يک ايراني در سوپرگراندپري دوحه بين 3 نفر اول قرار بگيرد براي بقيه شرکت کنندگان و مربيان تعجب آور نبود؟
پس از اين که سوم شدم ، همه به من تبريک مي گفتند. در حالي ميان پرتابگران بنام ديسک دنيا سوم شدم که هم از نظر قدي و هم از نظر سني از همه کوچکتر بودم. وقتي اعلام کردند يک ايراني سوم شده همه متعجب شده بودند؛ چرا که اين مساله سابقه نداشته است.

در واقع تو در مسابقه با 7 نفر اول دنيا در دوحه خود را محک زدي؟ اين امتحان خوب هم بود؟
سطح مسابقه خيلي بالا بود، حتي بالاتر از سال گذشته ؛ اما اين مسابقه ، مسابقه اول فصل بود. من هم خيلي خوب کار نکردم اما براي شروع بد نبود.

با اين حال فکر مي کنم در مرحله اول ليگ با پرتابي که رکورد آسيا را 2 متر و 63 سانتي متر جابه جا کرد تلافي گراندپري دوحه را در آوردي؟
بله.

تو براي مسابقه تهران از قبل روي رکوردزني برنامه داشتي يا اتفاقي شد؟
مسابقه تهران خيلي خوب بود. من هم آمده بودم که خوب پرتاب کنم. همين.
همان پرتابي که در قطر نتوانستم بيندازم که بالاخره با پرتاب آخر در تهران تکميل شد.

يعني تو آمده بودي ورودي B را با A عوض کني؟
اصلا به ورودي A و B فکر نمي کردم. من ورودي B را داشتم فرقي نمي کرد که سهميه B باشد يا A. برايم فقط مدال مهم است. اميدوارم بگيرم.

مرحله اول ليگ که پيک تو محسوب نمي شود؟
نه. اين مسابقه اول فصل من است. من پيکم را براي شهريور و مسابقه هاي قهرماني جهان گذاشته ام.

قرار است آنجا اتفاق خاصي بيفتد؟
حالا بايد ديد. فکر مي کنم اگر اين وضعيت ادامه داشته باشد بتوانم 70 متر هم بيندازم و مدال جهاني بگيرم. مي خواهم در آن مسابقه ها يک رکورد خوب ثبت کنم.

يعني باز هم زدن رکورد آسيا؟
بله. يک رکورد خوب مي تواند حتي بالاتر از رکورد آسيا هم باشد؛ هر چند شرايط مسابقه هاي بزرگ خيلي متفاوت است.

پس از دو سه هفته اي که از مرحله اول ليگ گذشته فکر مي کني مي توانستي بهتر از 67 متر هم بيندازي؟
بله ، مي توانستم پرتاب 70 متر هم بيندازم ، اما تمرين هايم يک کم سنگين بود.

فکر مي کني بتواني در مسابقه هاي قهرماني جهان اوزاکاي ژاپن بهتر از اين پرتاب کني؟
من همه تلاشم را در مسابقه هاي جهاني و المپيک مي کنم. اميدوارم اين رکوردها را تکرار کنم.

اين درست است که مي گويند تو دوبار براي الکنا خط و نشان کشيده اي که او را مي گيري؟
بله. من 2 بار به الکنا گفته ام که بالاخره تو را مي گيرم. يک بار در آتن و يک بار در دوحه. در مرحله اول ليگ هم پيش از اين که رکورد بزنم به مربي ام گفتم اين پرتاب را به ويرجيليوس الکنا هديه مي کنم. خوشحال شدم که رکورد خوبي هم شد.

واکنش الکنا به حرف تو چه بود؟
هيچي. او خنديد و گفت حالا ببينيم.

حالا مي خواهي در المپيک پکن نقشه ات را عملي کني؟
مشخص نيست. من گفته ام مي گيرمت. چه مسابقه اي معلوم نيست.

تا به حال نديده بوديم که احسان حدادي در مسابقه اي گريه کند. در تهران پس از مسابقه در آغوش پدرت گريه مي کردي. اين گريه چه بود. شوق ، خوشحالي يا...؟
گريه شوق و خوشحالي ، گريه نتيجه اي که پس از يک سال در جا زدن گرفته بودم. خيلي ها آن موقع مي گفتند احسان ديگر بيش از 65 متر نمي اندازد؛ اما من آن زمان مربي نداشتم به همين دليل بهتر پرتاب نمي کردم ، ولي با آمدن بوفنسوف ثابت کردم بازهم احسان حدادي مي تواند.

احسان حدادي 15 روز پس از اين که رکورد آسيا را زد، دوباره رکورد پرتاب ديسک آسيا را 8 سانتي متر زد. اين رکورد جديد در چه شرايطي به دست آمد. اتفاقي بود يا شرايط مسابقه باعث شد؟
بدنم خدا را شکر آماده و شرايط مسابقه هم خوب بود.

با چه پرتابي شروع کردي و در کدام پرتاب رکورد زدي؟
من با 65 متر و 70 سانتي متر شروع کردم. در پرتاب دوم 67 متر و 95 سانتي متر انداختم. پرتاب سوم 64 و 98 سانتي متر شد. پرتاب چهارم 70 متر شد اما خطا. پرتاب پنجم 67 و 17 سانتي متر انداختم و ششم هم 65 متر و 98 سانتي متر.

فکر مي کني باز هم جا داشت که بهتر از اين پرتاب کني؟
بلاروس شرايط خيلي خوب بود. اگر الکنا يا رقيب ديگري بود مي توانستم تا 70 متر هم بيندازم.

مگر الکنا نبود؟
نه.

اما مي گفتند الکنا هم بوده اما پرتاب نکرده است؟
نه. او اصلا به بلاروس نيامد.

فکر مي کني دليل درخشش تو در سال 86 به چه چيزي بستگي دارد؟
از وقتي با مربي ام کار مي کنم ، فقط تمرين تکنيک انجام مي دهم. آن هم تمرين هاي نفسگير. او بيشتر از اين که به تمرين هاي بدنسازي اعتقاد داشته باشد به تکنيک ايمان دارد. معتقد است تکنيک بايد درست باشد. در مدت 3 ماه حضورش در ايران هم بيشتر تکنيک کار کرده ام تا بدنسازي.

تو وقتي ويکتورگوتور مربي ات بود شايد به خاطر اين که مدت زيادي با او تمرين مي کردي مي گفتي او مربي خوبي است. حالا چي؟ مربي جديدت بهتر است يا ويکتور؟
اين مربي ام کلاس کارهايش خيلي بالاست. کارنامه اش را ببينيم ، فقط چهار پنج نفر از شاگردانش قهرمان المپيک شده اند. حتي سوريه که در دو و ميداني خيلي مطرح نيست را او قهرمان المپيک کرده ؛ يک دختر سوري در ماده هفتگانه.

در مسابقه بلاروس با پرتاب 67 و 95 سانتي متر نفر چندم شدي؟
اول.

پس رقيب جدي نداشتي؟
چرا. نفر دوم المپيک سيدني و ديماخ ، پرتابگر يوناني که نفر اول مسابقه هاي قهرماني جهان فرانسه شد هم بودند.

پس از اين که در بلاروس دوباره رکورد آسيا را زدي ، آنها که آنجا بودند تعجب نکردند؟
چرا باورشان نمي شد. بعضي ها مي گفتند به طور حتم در مسابقه تهران باد مي آمده و ديسک تو را باد برده که رکورد زده اي ، در حالي که نه در تهران باد مي آمد و نه در بلاروس. بااين حال براي همه تعجب آور بود.

تست دوپينگ هم دادي تا رکوردت رسميت پيدا کند؟
بله. در تهران که تست داده بودم ، اما اينجا هم پس از پرتاب تست دادم. رئيس فدراسيون بلاروس گفت اگر مي خواهي رکوردت رسمي شود تست بده. من هم قبول کردم.

با چه ديسکي پرتاب کردي؟
ديسکي که ويکتور به من هديه کرده است. يک ديسک قرمز. ويکتور آن را 2 سال پيش به من داده بود، اما با آن پرتاب مي کردم تا پارسال. سال قبل در تمرين ها انداختم و پس از آن پرتاب با آن را شروع کردم.

در دوحه دنبال لباسم بودند که شعار «يا حسين» رويش نوشته شده بود. همه لباس هايم را گشتند، حتي جيب هاي آن را نگاه کردند


پس پرتاب با ديسک ويکتور برايت آمد داشته است؟
بله. اتفاقا مي خواستند ديسکم را بخرند. مي گفتند 1500 دلار ديسکت را مي خريم ، اما قبول نکردم ، چون معمولا پرتابگران ديسک اختصاصي دارند که مي توانند در همه مسابقه هاي بين المللي با آن پرتاب کنند.

حتي المپيک و مسابقه هاي جهاني؟
نه. در المپيک و جهاني پرتابگران ديسک خودشان را نمي اندازند. آنجا ديسک هست. همانها را مي اندازند.

تو براي تمرين هم فقط با همين ديسک مسابقه اي تمرين مي کني؟
نه. من 4 ديسک دارم. يک ديسک سبز 1.750 گرمي که سبک است و 3 تا ديسک 2 کيلويي.

با ديسک يک کيلو و 750 گرمي هم پرتاب مي کني؟
ديسک سبک را براي سرعت مي اندازند. من تا پارسال 1.500 مي انداختم ، اما حالا يک کيلو و 750 گرمي مي اندازم. دليلش هم اين است که فاصله رکورد ديسک 1.750 با 2کيلويي 5 متر است. اگر 1.750 را بالا بيندازي در مسابقه هم راحت مي تواني ديسک 2 کيلويي را همان اندازه پرتاب کني. من در تمرين ديسک 1.750 را نزديک 74 مي اندازم. در مسابقه با اين شرايط مي توانم براحتي رکوردم با ديسک 2 کيلويي را به 72 متر برسانم.

احسان حدادي در ليگ ايران هنوز رقيب دارد؟
عباس صميمي و برادرش محمد. در مرحله اول هم عباس خيلي خوب کار کرد و هم محمد. پرتاب عباس به نزديک 64 متر هم رسيد؛ البته کار خوب او روي بهتر شدن رکورد من هم تاثير گذاشت. محمد صميمي هم خوب کار مي کند. او با اين که جوان است در مرحله اول 60 متر انداخت. راستش او سرعت دست بالايي دارد، حتي بيشتر از من.

تو خيلي به موفقيت در المپيک اميدواري. در حالي که رقباي تو هم آماده پا به المپيک مي گذارند. آن هم با رکوردهاي خيلي بالايي که ثبت مي کنند؟
معمولا پرتابگران دنيا براي اين که رکورد بالا به اسم خود بنويسند، به کمپ نيويورک مي روند. آنجا 12 دايره وجود دارد که در جهت وزش باد قرار دارد. بيشتر آنها آنجا مي روند و پرتاب مي کنند. همين مساله باعث مي شود رکورد بالا داشته باشند.

حتي الکنا هم اين کار را مي کند؟
نه. الکنا تا به حال به اين کمپ نرفته است. قبول ندارم.

تو هم دوست داري در آنجا پرتاب کني؟
نه. دوست ندارم. اين رکورد، رکورد واقعي نيست.

چرا اينقدر احسان حدادي روي مدال المپيک اصرار دارد؟ آن هم المپيک پکن؟
من اگر در پکن مدال المپيک بگيرم با پرتاب خداحافظي مي کنم.

چرا؟
مي خواهم بروم دنبال زندگي ام.

به طور کلي پرتاب را کنار مي گذاري؟
نه. فقط براي خودم در مسابقه هاي گراندپري پرتاب مي کنم. اين طوري بهتر است.

چرا؟ بالاخره تو براي اين که روي بورس بماني و به گراندپري ها دعوت شوي بايد تمرين کني. آماده ماندن ناخودآگاه فشار تمرين را دارد، ندارد؟
اگر براي تيم ملي پرتاب نکنم فشار تمريني ام کمتر مي شود. جايزه بزرگ فشار تمرين ندارد؛ اما حالا استرس ، فشار تمرين و... مرا اذيت مي کند. هرچند من استرس زيادي ندارم ، اما با اين حال کار سخت است ، آن هم در مسابقه هاي بزرگ.

فکر مي کني اگر در پکن مدال بگيري باز بتواني از حضور در اين مسابقه ها دل بکني؟
مربي ام هم مي گويد شايد الان اين جوري بگويي ، اما وقتي مدال المپيک گرفتي آن وقت دلت مي خواهد دوره هاي بعد را از دست ندهي. در واقع پرتاب کردن در المپيک ها و مسابقه هاي بزرگ هم اعتياد مي آورد.

پس مربي ات تو را قانع کرد که زود کنار نکشي؟
نه. من خودم خيلي راغب نيستم ؛ چراکه تا الان فشار زيادي تحمل کرده ام.

فکر مي کني چرا احسان حدادي از سال 2002 تا 2005 اينقدر زود پله هاي ترقي را طي کرده است؟
نمي دانم. بايد از کارشناسان پرسيد. فکر مي کنم به خاطر اين است که براي تمرين تنبل نيستم. حتي يک جلسه تمرين را از دست نمي دهم. در واقع تمرين را با هيچ چيز عوض نمي کنم ؛ البته استراحتم هم سرجايش است. در حالي که بعضي ها فکر مي کنند من فقط مي گردم و اصلا تمرين نمي کنم. صبح و بعدازظهر تمرين مي کنم و براي آن ارزش قائلم.
پنج شنبه 24/3/1386 - 11:10
پسندیدم 0
UserName