جلوه‏هاى رفتارى حضرت زهرا سلام ‏اللّه‏ عليها-«رفتار با فرزند»
توسط : حامد...
 

 

جلوه‏هاى رفتارى حضرت زهرا سلام ‏اللّه‏ عليها

 

«رفتار با فرزند»

 

«قسمت سوم»

نقش اساسى مادر در سعادت و شقاوت نسل

بى‏ترديد، سرنوشت هر انسانى، ريشه در روحيات و خصلتهاى كسانى دارد كه در دوران طفوليت، نزديكترين انسانها به او بودند. از طرف ديگر، در اين دوران، مادر نزديكترين فرد به انسان بوده، نقش سازنده وى در تعيين مسير فرزند، بى‏نهايت در خور توجه و امعان نظر است.

 

نقطه آغازين سعادت يا شقاوت انسانها، دامن مادر و محيطى است كه مادر، ركن اساسى آن محسوب مى‏شود. پس مى‏توان گفت از اين جهت، كودك مانند مومى است كه در ميان دستان قدرتمند مادر، قابليت تبديل به هر شكل و هيأتى را دارد.

 

 

برترى الگوى پرورش

با كمى دقت در برخورد عاطفى و منطقى حضرت زهرا سلام اللّه‏ عليها در مى‏يابيم كه آن بانوى بزرگوار، در ساختن روح و شخصيت فرزندان گرامى‏اش از ابزارى بسيار ظريف و دقيق استفاده كرده است، كه بسيارى از آنها در حال حاضر، ميان روانشناسان تربيتى مورد بحث و بررسى قرار گرفته و خبرگان اين فن به نتايج مثبت آن ايمان آورده‏اند. بى‏شك، اين توفيق بى‏نظير در تربيت كودكان، ناشى از شناخت عميق و صحيحى است كه اسلام در مورد انسان، ارايه داده است. بنابراين، اگر بگوييم هر مكتبى به اندازه شناخت درستى كه از انسان دارد، در نظام تربيتى خود، به توفيقاتى دست مى‏يابد، و چون دين آسمانى و الهى اسلام از كاملترين و واقع‏بينانه‏ترين شناخت در مورد انسان برخوردار است، بيشترين توفيق را در قضيه تربيت نسل به دست آورده، سخن به گزاف نگفته‏ايم.

 

روش تربيتى و اخلاقى حضرت فاطمه(س) بهترين شيوه و تجربه براى ساختن نسلى پاك و سعادتمند است. از اين‏رو، جا دارد كه پيروان و ارادتمندان مكتب اسلام با به كار بستن شيوه‏ها و ظرايف تربيتى آن حضرت در رشد و تربيت نسلى پاك و پيشرو همت نموده، سعادت دنيا و آخرت فرزندان خود را بيمه كنند.

 

يكى از عوامل مؤثر در تشكيل شخصيت فرزندان فاطمه زهرا(س) وراثت است، زيرا در اين خانواده مادر از مقام عصمت بهره‏مند بوده، در وجود مطهر او هيچ رجس و گناهى راه ندارد، چنانچه در زيارت مطلقه امام حسين(ع) مى‏خوانيم:

 

گواهى مى‏دهم كه شما در اصلاب پاك و ارحام مطهر بوديد و هيچ غبارى از شرك و جهالت، بر دامن شما ننشست.(1)

 

امام حسين(ع) در روز عاشورا، اين حقيقت را يك بار ديگر بازگو كرد، تا از اين طريق بر حقانيت خود تأكيد ورزد بدين خاطر در آن روز تاريخى فرمود:

 

شهامت، آزادى‏منشى و كرامت خود را مرهون پاكدامنى و طهارت مادرم زهرا(س) هستم.

 

در واقع، عاشورا محصول تربيت و نتيجه آموزشهاى حضرت زهرا سلام‏اللّه‏ عليها بود، زيرا اركان اصلى اين قيام بى‏نظير با شيوه‏هاى تربيتى فاطمه زهرا(س) تربيت يافته بودند. به عبارت ديگر، صحنه كربلا تأييد الهى بودن روش تربيتى صديقه كبرا(س) بود.

 

 

شيوه‏هاى تربيتى حضرت زهرا(س)

متخصصان تعليم و تربيت در مورد نقطه شروع پرورش و تأثيرگذارى بر جان و روان كودك و به بيان ديگر، سن شروع تربيت كودك، نظرات مختلفى ابراز كرده‏اند. گفتنى است كه اسلام در اين رابطه، نظرات متقن و دقيقى ارايه كرده كه بررسى تمام آنها از حوصله اين نوشتار خارج است، ليكن يكى از ابتدايى‏ترين مراحل پرورش و اثرگذارى در روح كودك و نامگذارى دانسته است.

 

نامگذارى، براى طفل اهميت فوق‏العاده‏اى دارد، زيرا اولين چيزى كه در فهم لطيف و حساس كودك، راه پيدا مى‏كند، نام و شهرت اوست. اينكه اين نام چه بار فرهنگى و معنادارى را حمل مى‏كند، تأثير شگرفى در روح و روان او دارد، بدين جهت اميرالمؤمنين سلام اللّه‏ عليه يكى از حقوقى را كه فرزندان بر عهده پدر دارد نام نيكو و پسنديده مى‏شمارد و مى‏فرمايد:

 

«حق الولد على الولد أن يحسن اسمه»(2)

 

تعيين نام مناسب، حقى است كه فرزند بر ذمه پدر خود دارد.

 

با در نظر گرفتن مطلب فوق، بايد اذعان داشت كه حضرت زهرا(س) با همفكرى و همكارى پيامبر(ص) و على(ع) زيباترين نامها را براى فرزندان خود انتخاب نمود و از اين جهت، حقى كه بر ذمه داشت به بهترين شكل ممكن ادا كرد.

 

 

اعتقاد به عقيقه

عقيقه (قربانى) و صدقه از مستحباتى است كه در اسلام، تأكيد زيادى بر آن شده است. نقل شده است كه فاطمه(س) هر گاه صاحب فرزندى مى‏شد، براى آنها گوسفندى عقيقه مى‏داد، سپس روز هفتم، سرشان را مى‏تراشيد و برابر وزن موهاى آنها نقره صدقه داده، براى قابله و همسايه‏ها هديه مى‏فرستاد و ديگران را در شادى خود سهيم مى‏كرد.(3)

 

يكى ديگر از سنتهاى جارى در زندگى صديقه كبرا(س) گفتن اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ فرزند بود. آن حضرت به خوبى مى‏دانست كه بايد كودك را از همان لحظات اول زندگى با كلماتى چون اللّه‏، محمد، نماز ... آشنا كرد كه اين آشنايى، به يقين در جهت‏گيرى تمايلات روحى او به ملكوت اعلا اثر خوهد گذاشت.

 

 

عواطف مادرى و نقش آن در تربيت فرزند

روح انسان به گونه‏اى ساخته و پرداخته شده كه نياز به محبت و عطوفت، يكى از اساسى‏ترين نيازهاى روحى او محسوب مى‏شود؛ بدين جهت كودكان محروم از اين نياز فطرى، دچار كمبودها و مشكلات روانى و گاه نواقص جسمى خواهند شد.

 

بر اساس تحقيقات دامنه‏دارى كه در اين زمينه به عمل آمده است، بسيارى از بزهكاريهاى افراد مختلف ريشه در خلأ عاطفى آنها دارد و چنانچه جامعه‏اى در زمينه اشباع روانى و اقناع نيازهاى فطرى فرزندان خود، توفيقى به دست آورد، كمتر شاهد ناهنجاريهاى فردى و اجتماعى خواهد بود.

 

حضرت فاطمه(س) كه خود از سرچشمه محبت و عطوفت رسول خدا(ص) سيراب گشته و قلبش كانون محبت به همسر و فرزندان خود بود در اين جهت نيز وظيفه مادرى خود را به بهترين شكل، انجام مى‏داد.

 

سلمان مى‏گويد: روزى فاطمه زهرا(س) را ديدم كه مشغول آسياب بود. در اين هنگام، فرزندش حسين گريه مى‏كرد و بى‏تاب بود. عرض كردم، براى كمك به شما آسياب كنم يا بچه را آرام نمايم؟ ايشان فرمود: من به آرام كردن فرزندم اولى هستم، شما آسياب را بچرخانيد.(4)

 

 

توجه به نيازهاى كودك

يكى از عوامل مؤثر در سلامت و نشاط روحى و جسمى فرزند، تغذيه و بهداشت است. تأمين اين گونه نيازها كه جسم و روح كودك را آرام و آسوده نگه مى‏دارد، سلامتى و صلابت روح او را تا پايان عمر تضمين مى‏كند. ناهنجاريهاى فراوانى كه در انسانهاى بزرگ ديده مى‏شود، به نوعى ريشه در نيازهاى اين دوره از زندگى آنها دارد. علاوه بر اين، نبايد از تأثيرگذارى متقابل روح و جسم غافل بود. بى‏شك، يك جسم بيمار، روح را افسرده و بى‏نشاط مى‏سازد، همان گونه كه روح افسرده، موجب اخلال در فعاليتهاى بدن مى‏گردد.

 

بارها در تاريخ خوانده‏ايم كه گاه، فاطمه زهرا(س) شكم فرزندانش را به قيمت گرسنگى خود، سير مى‏كرد.

 

زمانى كه مسلمانان به علت كمبود آب، سخت در مضيقه بودند، فاطمه(س) حسن و حسين(ع) را نزد پيامبر(ص) برد و عرض كرد: اى رسول خدا! فرزندان من خردسالند و تحمل تشنگى در توان آنها نيست. پيامبر(ص) كه نگرانى دخترش را در اين رابطه، بجا و بموقع ديد، زبان مباركش را در دهان حسن و حسين(ع) قرار داد و با تر كردن دهان آنها، حضرت زهرا را از نگرانى در آورد و آن دو طفل كوچك را نيز از تشنگى مفرط نجات داد.(5)

 

عطوفت و مهر مادرى در حضرت زهرا(س) به قدرى بود كه در لحظات پايانى عمر خود، سخت نگران حال فرزندانش بود. شايد بيشترين نگرانى آن حضرت براى محروميت آنها از مادر بود، زيرا او مى‏دانست كه پس از شهادتش، هيچ كس نمى‏تواند مهر و محبت مادرى را نسبت به آنها داشته باشد. فاطمه زهرا(س) براى اينكه فرزندانش از اين نعمت بزرگ يعنى محبت مادرانه، محروم نمانند، به حضرت على(ع) پيشنهاد كرد و از ايشان خواست كه پس از او، كسى را به همسرى انتخاب كند، كه بتواند از عهده اين مهم برآيد.(6)

 

پس از رحلت رسول گرامى(ص)، مقدارى از غمهاى حضرت زهرا(س) به محروميت فرزندانش از محبت پيامبر(ص)، مربوط مى‏شد و گاهى با قلبى سوزان، خطاب به فرزندانش چنين مى‏گفت: كجا رفت پدرتان (پيامبر(ص)) كه شما را عزيز مى‏داشت؟ او شما را بر دوش خود سوار مى‏كرد و به شما مهربانى مى‏نمود. كجا رفت جد بزرگوارتان كه از همه به شما مهربانتر بود، آن گونه كه نمى‏گذاشت شما بر روى زمين راه برويد و هميشه شما را در آغوش خود داشت؟ آه كه ديگر او را نمى‏بينم كه شما را بر دوش گرفته باشد.(7)

 

 

بازى و تحرك

على‏رغم اينكه ظهور اسلام در محيطى كاملاً بى‏فرهنگ و دور از تمدن بود، اما برنامه و شيوه‏هاى ارايه شده از طرف اولياى دين، هميشه با انسانها از هر تمدن و فرهنگى سازگار است.

 

از جمله مواردى كه در شيوه تربيت حضرت زهرا(س) جايگاه خاصى داشت، تحرك و بازى كودكان بود. اين فعاليت و تكاپو به قدرى براى سلامتى و رشد مناسب كودك، ضرورى است كه حتى براى تشويق آنها به تحرك و بازى، بزرگترها نيز بايد تن به بازى و جست و خيز بدهند.

 

بازى در دوران كودكى به منزله واكنش كودك در برابر عوامل محيطى و بروز استعدادهاى نهفته اوست كه تأثيرات آن در كنار تقويت جسم و افزايش بنيه كودك، قابل توجه است. همچنين بازى، در تقويت نيروى ابداع و ابتكار كودك بى‏نهايت، مؤثر است. بنابراين غفلت از بازى به هيچ وجه به صلاح كودك و والدين او نيست.

 

همبازى شدن رسول معظم اسلام(ص) با فرزندان دخترش زهرا بيانگر اين نكته مهم است كه بازى و تحرك كودك، يكى از لوازم تربيت صحيح محسوب مى‏شود. حضرت على(ع) و فاطمه زهرا(س) در خانه به بازى بچه‏ها توجه كافى مبذول مى‏داشتند و همين امر، موجب شادابى و نشاط روزافزون آنها مى‏شد.

 

در مقابل، خانه‏هايى كه براى كودك، محيط مناسب و دلنشين براى بازى و تحرك نيست، در روحيه و شخصيت اعضاى خردسال آن خانه، اثر نامطلوبى دارد، نبايد فراموش كرد كه تحرك و بازى، اقتضاى طبيعت و سن كودك است و پدر و مادر وى وظيفه دارند شرط و لوازم اين مهم را براى كودكان خود فراهم سازند. حضرت فاطمه(س) از همان دوران كودكى با فرزندانش همبازى مى‏شد، و به اين نكته نيز توجه داشت كه در بازى، نوع الفاظ و حركات مادر، سرمشق كودك، قرار مى‏گيرد؛ بنابراين بايد از الفاظ و جملات مناسبى استفاده كرد. علاوه بر اين بايد در قالب بازى و شوخى، نفس كودك را تقويت نموده، او را به داشتن مفاخر و ارزشهاى اكتسابى تحريك و تهييج كرد. اينها همه مرهون در پيش گرفتن شيوه‏هاى صحيح در اين رابطه است.

 

نقل شده است كه حضرت زهرا(س) با فرزندش امام حسن مجتبى(ع) بازى مى‏كرد و او را بالا مى‏انداخت و مى‏فرمود:

 

إشْبَه أباكَ يا حسن

 

واخلَعْ عن الحقِ الوَسَنَ

 

و اعبد الها ذامِننَ

 

و لا تُوالِ ذَا الاِحَنِ

 

پسرم حسن، مانند پدرت باش. ريسمان ظلم را از حق بر كن. خدايى را بپرست كه صاحب نعمتهاى متعدد است و هيچ گاه با صاحبان ظلم و تعدى، دوستى مكن.

 

همچنين نقل شده است كه وقتى فرزندش حسين(ع) را بازى مى‏داد، اين گونه مى‏فرمود:

 

اَنْتَ شبيهٌ بأبى

 

لَسْتَ شبيها بعلىٍ

 

تو به پدر من (پيامبر(ص)) شبيهى و به پدرت على شباهت ندارى.

 

طبق همين نقل، اين بيت، موجب خنده و تبسم حضرت على(ع) مى‏شد. از اين قطعات تاريخى، استفاده مى‏شود كه حضرت على(ع) و فاطمه زهرا(س) على‏رغم تمام مشكلات و گرفتاريهاى موجود، در برخورد با كودكان، خود را خوشحال و خندان نشان مى‏دادند. اين لازمه و جوهره جوانمردى است كه انسان گرفتاريهاى خارج از خانه را با خود به خانه نياورد و غصه‏هاى خود را هر قدر كه باشد، در ظاهر خود، نمايان نسازد. بدون ترديد، فرزندانى كه محصول تربيت چنين خانواده‏هايى هستند از روانى سالم، روحيه‏اى قوى و نفسى مطمئن برخوردار خواهند بود.

 

 

پاورقيها:

1ـ مفاتيح الجنان، زيارت امام حسين(ع)، ص783.

 

2ـ نهج‏البلاغه، خطبه 399.

 

3ـ بحارالانوار، ج43، ص257.

 

4ـ همان مدرك، ص280.

 

5ـ مناقب ابن‏شهر آشوب، ج3، ص394.

 

6ـ مناقب ابن‏شهر آشوب، ص362.

 

7ـ بحارالانوار، ج43، ص181، مناقب، ج3، ص362.

 

 

 

 

 

پنج شنبه 24/3/1386 - 9:49
پسندیدم 0
UserName