معرفت فاطمي -سیره فاطمی انفسی-أنا نور الانوار
توسط : حامد...
 

 

   معرفت فاطمي

 

سیره فاطمی انفسی

 

أنا نور الانوار

 

تجلي انوار بر اميرالمومنين

وقتي علي را بشناسي مي فهمي نماز چيست ؟ دركتاب علل الشرائع ابن بابويه و در بحارالانوار و احقاق الحق قاض نورالله شوشتري اين حديث را نقل كردند كه :

از امام صادق پرسيدند: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّيَتِ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ چرا حضرت زهرا ، زهرا ناميده شد . ايشان فرمودند: لِأَنَّهَا تَزْهَرُ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ ع فِي النَّهَارِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِالنُّورِ به خاطر اينكه در روز سه مرتبه بر علي تجلي مي كرد كَانَ يَزْهَرُ نُورُ وَجْهِهَا صَلَاةَ الْغَدَاةِ وَ النَّاسُ فِي فِرَاشِهِمْ صبح زماني كه حضرت صديقه در محرابشان بودند از نور صورتشان نور سفيدي تمام خانه هاي مدينه را فرامي گرفت فَيَدْخُلُ بِيَاضُ ذَلِكَ النُّورِ إِلَى حُجُرَاتِهِمْ بِالْمَدِينَةِ اين نور سفيد وارد تك تك خانه هاي مدينه مي شد فَتَبْيَضُّ حِيطَانُهُمْ و تمام خانه ايشان با نور، سفيد مي شد فَيَعْجَبُونَ مِنْ ذَلِكَ فَيَأْتُونَ النَّبِيَّ ص فَيَسْأَلُونَهُ عَمَّا رَأَوْا فَيُرْسِلُهُمْ إِلَى مَنْزِلِ فَاطِمَةَ آنان تعجب مي كردند و خدمت پيامبر مي رفتند و از ايشان مي پرسيدند كه اين نور چيست؟ حضرت آنان را به خانه فاطمه راهنمايي مي كردند فَيَرَوْنَهَا قَاعِدَةً فِي مِحْرَابِهَا تُصَلِّي وَ النُّورُ يَسْطَعُ مِنْ مِحْرَابِهَا مِنْ وَجْهِهَا مردم مي ديدند حضرت فاطمه در محراب ايستادند و نماز مي خوانند و نوري از صورت ايشان به تمام مدينه ساطع شده فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْهُ كَانَ مِنْ نُورِ فَاطِمَةَ و مي فهميدند كه اين نور فاطمه است فَإِذَا انْتَصَفَ النَّهَارُ هنگامي كه ظهر مي شد زَهَرَ نُورُ وَجْهِهَا ع بِالصُّفْرَةِ نور صورتش از محراب به زردي مي زد فَتَدْخُلُ الصُّفْرَةُ فِي حُجُرَاتِ النَّاسِ فَتُصَفِّرُ ثِيَابَهُمْ وَ أَلْوَانَهُمْ و تمام خانه ها را نور زردي پر مي كرد و از نور جمال فاطمه كه تجلي مي كرد برعلي همه شهر به زردي ميزد فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْا كَانَ مِنْ نُورِ وَجْهِهَا تجلي نور سفيدش براي مطلع فجر است نور ظهرش براي نور الله و ائمه است و نور آخرش كه همانا سرخ است براي حسين است فَإِذَا كَانَ آخِرُ النَّهَارِ وَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ احْمَرَّ وَجْهُ فَاطِمَةَ فَأَشْرَقَ وَجْهُهَا بِالْحُمْرَةِ وقتي آخر روز مي شد صورت فاطمه سرخ مي شد فيرونها جالسة تسبح الله و تمجده پس به در خانه فاطمه مي رفتند و مي ديدند كه حضرت فاطمه قبل از اذان مغرب نشسته اند و قبل از غروب آفتاب تسبيح مي كند و بر اميرالمومنين به صورت نور سرخي تجلي كرده اند فَيَعْلَمُونَ أَنَّ الَّذِي رَأَوْا كَانَ مِنْ نُورِ وَجْهِ فَاطِمَةَ ع فَلَمْ يَزَلْ ذَلِكَ النُّورُ فِي وَجْهِهَا حَتَّى وُلِدَ الْحُسَيْنُ  همچنان اين نور سرخ بر صورت فاطمه بود تا حسين به دنيا آمد.

پس معلوم شد اين نور چيست . حسين نور است نوري كه در صورت فاطمه به همه جا كشيده شد وقتي كه به ظهور رسيد اين نور به صورت حسين به ظهور رسيد.

در زيارت اميرالمومنين ، از زبان امام صادق ، مي خوانيم السلام على نور الأنوار  در وادي نور ، نور يك معناي عام است كه يعني هدايت ، ولايت ، خير ، همه چيز هم ولايت است هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن پس نور جامع جميع است و يك معناي عام . مي تواني در نور تفكر كني ، هفت رنگ ؛ سبز ، زرد ، قرمز، نيلي ، آبي ، ارغواني و سفيد هفت رنگ در روحت به ظهور مي رسد و هر كدام تجليات خاص خود را دارد مگر نمي فرمايد : مَرَجَ الْبَحْرَيْنِ يَلْتَقِيانِ * بَيْنَهُما بَرْزَخٌ لا يَبْغِيانِ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ * يَخْرُجُ مِنْهُمَا اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ نور حسين سرخ است ، نور حسن سبز است اللُّؤْلُؤُ وَ الْمَرْجانُ الحسن و الحسين اينها تمام مثل است. الماس در ظاهر رنگ و نوري ندارد اما از آن انوار مختلف ساطع مي شود اين همان مشكاة فاطمي است كه از آن علي و حسين و حسن و مهدي و علي بن موسي الرضا متبلور مي شود. علي بن موسي الرضا نورش سبز است ، مهدي هم نورش قرمز است به خاطر اينكه سپه سالار حسين است مهدي بايد نورش قرمز باشد آنوقت علي بن موسي الرضا كه علي است سبز است.

در سه نوبت فاطمه به علي تجلي مي كرد هرصبح با نورسپيد ، در هنگام اذان ظهر، تمام ديوارهاي مدينه را نور زردي مي پوشاند كه اثر تجلي فاطمه بود بر علي وهنگام اذان مغرب صورت فاطمه به رنگ مي سرخ برعلي تجلي مي كرد اين نور سرخ بر صورت فاطمه بود تا حسين در سوم شعبان به ظهور رسيد.

 

زهرا ، نور السماوات و الارض

فاطمه كيست ؟ دراين روايت اندكي به معرفت حضرت صديقه كبري مي پردازيم:

روزي عباس عموي پيامبر كه سطح افق فكري اش از ديگرعموهاي ايشان پايين تر بود خدمت پيامبر مي رسد و مي پرسد فرق من و علي چيست ؟ مگر ما هر دو از بني هاشم نيستيم ؟ ( عباس فردي ربا خوار بود كه اثر اين عمل در نطفه او هم باقي ماند كه خاندان بني عباس از نسل او بودند ) پيامبر مي فرمايند :

إِنَّ اللَّهَ خَلَقَنِي وَ خَلَقَ عَلِيّاً ، خدا من و علي را خلق كرد وَ لَا سَمَاءَ وَ لَا أَرْضَ ، نه زميني بود و نه آسماني وَ لَا جَنَّةَ وَ لَا نَارَ وَ لَا لَوْحَ وَ لَا قَلَمَ ، نه بهشتي بود و نه دوزخي نه لوحي بود و نه قلمي (هيچ چيز نبود غيراز نورعلي و محمد؛ آسمانهاي هفتگانه بعد از نور علي و محمد خلق شد) فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ بَدْوَ خَلْقِنَا تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ خَلَقَ مِنْهَا نُوراً ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ أُخْرَى فَخَلَقَ مِنْهَا رُوحاً در آن زمان كه خداوند اراده خلق كرد ، تكلم به كلمه اي كرد و نور خلق شد و تكلم به كلمه اي ديگر كرد و روح خلق شد و ثُمَّ مَزَجَ النُّورَ بِالرُّوحِ سپس روح و نور را با هم درآميخت فَخَلَقَنِي وَ خَلَقَ عَلِيّاً من و علي را از آن نور آفريد فَلَمَّا أَرَادَ اللَّهُ تَعَالَى أَنْ يُنْشِئَ خَلْقَهُ فَتَقَ نُورِي فَخَلَقَ مِنْهُ الْعَرْشَ فَالْعَرْشُ مِنْ نُورِي وَ نُورِي مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ نُورِي أَفْضَلُ مِنَ الْعَرْشِ سپس از نور من محمد شعاعي شكافته شد و عرش از آن خلق شد و من از عرش بالاترهستم چون عرش از يكي از انوار من خلق شد ثُمَّ فَتَقَ نُورَ أَخِي عَلِيٍّ فَخَلَقَ مِنْهُ الْمَلَائِكَةَ فَالْمَلَائِكَةُ مِنْ نُورِ عَلِيٍّ وَ نُورُ عَلِيٍّ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ عَلِيٌّ أَفْضَلُ مِنَ الْمَلَائِكَةِ سپس از شعاع نور اميرالمومنين نورانيت آسمانها خلق شد نه اينكه آسمانها خلق شد بلکه نورانيت آسمانها خلق شد وعلي بر نور آسمانها اجل است ثُمَّ فَتَقَ نُورَ وَلَدِيَ الْحَسَنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ فَالشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ مِنْ نُورِ وَلَدِيَ الْحَسَنِ وَ نُورُ الْحَسَنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ الْحَسَنُ أَفْضَلُ مِنَ الشَّمْسِ وَ الْقَمَرِ از نورانيت حسن عليه السلام نورانيت خورشيدهاي آسمانها خلق شد (هر آسمان شمسي دارد و علي بن موسي الرضا شمس الشموس است) . ثُمَّ فَتَقَ نُورَ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الْجَنَّةَ وَ الْحُورَ الْعِينَ فَالْجَنَّةُ وَ الْحُورُ الْعِينُ مِنْ نُورِ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ وَ نُورُ وَلَدِيَ الْحُسَيْنِ مِنْ نُورِ اللَّهِ وَ وَلَدِيَ الْحُسَيْنُ أَفْضَلُ مِنَ الْجَنَّةِ وَ الْحُورِ الْعِينِ از نورانيت حسين عليه السلام بهشت خلق شد ، وَ كَانَتِ الْمَلَائِكَةُ تُسَبِّحُ اللَّهَ تَعَالَى وَ تَقُولُ فِي تَسْبِيحِهَا سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ ملائكه هم كه خلق مي شدند شروع به تسبيح و تقديس اين انوار مي كردند فلما أراد الله جل جلاله أن يبلو الملائكة خداوند مي خواست ملائكه را آزمايش كند ( ملائكه از جنس نور محض هستند ) أَرْسَلَ عَلَيْهِمْ سَحَاباً مِنْ ظُلْمَةٍ وَ كَانَتِ الْمَلَائِكَةُ لَا تَنْظُرُ أَوَّلَهَا مِنْ آخِرِهَا وَ لَا آخِرَهَا مِنْ أَوَّلِهَا ابـر تاريكي بـر آنها فرستاد كه ملائكه كه خود نـور هستند نمي توانستند جلو و عقب و بالا و پايين خود را ببينند و در ظلمت محض فرو رفتند كه ايـن ظلمت فقط در مقـابل نور محض معنـا مي يابد ، َقَالَتِ الْمَلَائِكَةُ إِلَهَنَا وَ سَيِّدَنَا مُنْذُ خَلَقْتَنَا مَا رَأَيْنَا مِثْلَ مَا نَحْنُ فِيهِ فَنَسْأَلُكَ بِحَقِّ هَذِهِ الْأَنْوَارِ إِلَّا مَا كَشَفْتَ عَنَّا ملائكه دست به دعا بلند كردند كه خدايا از طرف ما چه قصوری بوده است كه ما را به اين بلا آزمايش كرده اي ؟ از تو خواهش مي كنيم به حق اين انوار ما را از ظلمت خارج كني ، فَخَلَقَ نُورَ فَاطِمَةَ الزَّهْرَاءَ ع يَوْمَئِذٍ كَالْقِنْدِيلِ در آن هنگام نور حضرت فاطمة الزهرا همچون قنديلي خلق شد و علقه في قرط العرش و از عرش الهي اين نور آويزان شد فَزَهَرَتِ السَّمَاوَاتُ السَّبْعُ وَ الْأَرَضُونَ السَّبْعُ و به نورانيت صديقه كبري آسمانهاي هفت گانه نوراني شد ( قلب من و شما براي ايشان كاري ندارد ) اين نور، نوري نيست كه ما فكر مي كنيم بلکه نوري است كه فرشتگان كه خود نور محض هستند به سبب آن از ظلمت خارج شدند .

اگر كسي بخواهد به سّر حقيقت برسد بايد نور فاطمه در قلبش بنشيند چون نورعلي كه اول خلق خدا بود تمام آسمانها و زمين را فرا گرفته بود ، پس اين نور با آن نور چه فرقي دارد يعني ولاية علي بن ابي طالب حصني بايد بيايي در ولايت علي ولي علي سّر دارد و سّر علي فاطمه است ، و سِّر المستودع فيها سِّر ولايت علي ، فاطمه است و سّر عبوديت خدا ، علي است . مِنْ أَجْلِ ذَلِكَ سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ الزَّهْرَاءَ  و به خاطر همين فاطمه ، زهرا ناميده شد زيرا به سبب او آسمانهاي هفت گانه روشن شدند زهرا يعني روشن كننده ، از نور حضرت زهرا (س) آسمانهاي هفتگانه و زمين هاي هفتگانه خلق شد . ما محاط هستيم تا محيط نشويم نمي توانيم حضرت زهرا را بشناسيم . پيامبر اكرم نيز نور مطلق هستند يعني اصلا سايه نداشتند و جسمانيت ايشان هم نوراني بود

 

السَّلَامُ عَلَيْكِ تُفَّاحَةِ الْفِرْدَوْس

حالا پيامبري كه نور مطلق است بعد از معراج ، خدا به او مي فرمايد مي خواهم به توهديه بدهم اوهم فاطمه است و به پيامبري كه طاهر و مطهر است مي فرمايد بايد براي حمل فاطمه چهل روز، روزه بگيري و بايد چهل روز از خديجه دوري كني . بعد از چهل روز كه پيامبر از صبح تا شب روزه دار و از شب تا صبح در حال عبادت بودند ، خداوند مستقيم نطفه و طينت فاطمه را از بهشت بدون هيچ گونه آلودگي و با لطافت مطلق به دنيا آورد ( اما نطفه پيامبر و علي از حضرت آدم سلسله وار آمد ) همان گونه كه در زيارت خانم داريم : السلام عليك يا تفاحة الفردوس ، طينت آن حضرت در سيب بود ، و نطفه حضرت فاطمه با خوردن اين سيب به زمين آمد

 

مَثَلُ عَلِيٍّ فِيكُمَْ كمَثَلِ الْكَعْبَةِ !

بعد از جريانات سقيفه حضرت صديقه كبري بر سر مزار حضرت حمزه در حال سوگواري بودند شخصي خدمت حضرت رفت و عرض كرد سوالي دارم، حضرت فرمودند : بپرس. گفت : مي خواهم بدانم چرا وقتي حق اميرالمومنين را غصب كردند ايشان سكوت كردند و حق خود را نگرفتند؟ حضرت صديقه فرمودند: أَ نَسِيتُمْ يَوْمَ غَدِيرِ روز غدير را فراموش كردي ! مَثَلُ عَلِيٍّ فِيكُمَْ كمَثَلِ الْكَعْبَةِ مثل علي مانند كعبه است إِذْ تُؤْتَى وَ لَا تَأْتِي

علي سراغ كسي نمي رود بايد بيايي سراغ علي و ولي ، بايد بيايي و دورش بگردي اين است مثل حج .

يك كعبه هم در دل داري چه هنگام علي در كعبه دلت به ظهور مي رسد؟! . يك فاطمه بنت اسد در كعبه دلت بنشان كه عصمت فاطمي دارد و سه روز فقط غذاي بهشتي به او بده ، فقط به او عشق حسين بده از شراب طهور بنوش آنموقع فاطمه ات برايت كاري مي كند كه علي در كعبه دلت به ظهور برسد .

 

مريم مَثَلی برای فاطمه

در روايات آمده است كه در قرآن هر جا نام مريم برده شده است ، مثلي است براي حضرت صديقه ؛ زيرا خداوند آنقدرغيوراست كه نام ناموسش را در قرآن نمي آورد . إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمينَ  . مريم مثلي است براي حضرت صديقه . حقايق در ظاهر قرآن نيست بلكه در بطون آن نهفته است . بطن و حقيقت قرآن نيزعلي است و فاطمه. و وقتي روح قرآن علي و فاطمه باشد نمي تواند در الفاظ جمع شود زيرا روح قرآن محيط است به آن. و اينها تنها نوسانات و تجلياتي از آنهاست وهيچ كس نمي تواند ازاين طريق محيط به ذات اقدس ائمه اطهار شود زيرا آنها محيط به عالمند و از نور آنها آسمانها و زمين و عرش خلق شده است .

 

فيض روح القدس ار باز مدد فرمايد

ديگران هم بكنند آنچه مسيحا ميكرد

 

من ار به قبله رو کنم

 به عشق روی او کنم

در بحث حرمات الله بيان شد که کعبه حسین است . علی و ولایت در کجا به ظهور رسید ؟ در دامن چه کسی علی به ظهور رسید؟ فاطمه بنت اسد است اما فاطمه است . در قرآن داریم که مریم افضل نساء عالمین است . يا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاكِ وَ طَهَّرَكِ وَ اصْطَفاكِ عَلى‏ نِساءِ الْعالَمِينَ

در روایات داریم که مریم مثالی است برای فاطمه . حضرت فاطمه بنت اسد در حالی که امیر عالم در آغوشش بود بیرون آمد و گفت : من افضلم یا مریم ؟ کسی چیزی نگفت . ايشان گفتند زمانی که مریم خواست عیسی را به دنیا بیاورد ، گفتند : از خانه خدا خارج شو اما من که خواستم علی را به وجود بیاورم و به ظهور بیاورم گفتند : وارد کعبه شو . پس من از مریم افضلم . پس فاطمه بنت اسد می شود مثال فاطمه. یک فاطمه وجودی داریم که باید آن را به کعبه حسین بفرستی تا علی را برایت به ظهور برساند . کعبه حسین یعنی چه ؟ کعبه یعنی چه؟ کعبه یعنی جایی که همه به آن سجده می کنند . تا زمانی که سجده گاهت حسین نیست ، علی در کعبه به ظهور نمی رسد . قبله گاهت وقتی حسین نباشد هیچ گاه علی در آن به ظهور نمی رسد. به همین خاطردر سجاده شیعیان تربت حسین است زیرا فهمیده اند و ناخودآگاه می دانند که کعبه کیست

 

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست

اين نقد را به نسيه فردا نمي دهم.

 

 

 

پنج شنبه 24/3/1386 - 9:39
پسندیدم 0
UserName