"دوستم داری را از من بسیار بپرس،دوستت دارم را با من بسیار بگو"
توسط : doki_inkalej
 

 

سحری بود و گوهر ماه به گیسوی شب آویخته بود

من به دیدار سحر می رفتم

این دلاویز ترین روز جهان را بنگر

تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرا

من به دیدار سحر می رفتم

در ماه پشت سرا پرده ی نور

باغ های گل سرخ شاخه گسترده به مهر

غنچه آورده به ناز

دم به دم از نفس باد سحر غنچه ها می شد باز

یک گل سرخ بزرگ از دل دریا برخاست

خورشید برخاست

این دل افروز ترین روز جهان را بنگر

تو دلاویز ترین شعر جهان را بسرا

دوستت دارم را من دلاویز ترین شعر جهان یافته ام

این گل سرخ من است

دامنی پر کن از این گل

که بری خانه ی دشمن

که نشانی بر دوست

راز خوشبختی هر کس به پراکندن اوست

تو هم ای خوب من

این نکته به تکرار بگو

این دلاویز ترین شعر جهان را همه وقت

نه یک بار و نه ده بار که صد بار بگو

دوستم داری را از من بسیار بپرس

دوستت دارم را با من بسیار بگو

دوستت دارم

سه شنبه 22/3/1386 - 13:31
پسندیدم 0
UserName