غیرالمغضوب علیهم والضالین
توسط : Arubarzan

غیرالمغضوب علیهم والضالین.

خدایا مرا درمسیرکسانی که به آنها غضب کرده ای قرارمده! کسانی که به آیات توکفر ورزیدند، کسانی که پیامبرانت را کشتند، کسانی که ازدستورات توسرپیچی کردند ودربرابرتونافرمانی کردند. کسانی که ازحد وحدود خود گذشتند تا جایی که به آیاتت تعدی کردند.

وهمچنین خدایا مرا ازگمراهان قرارمده، آنهایی که بعد ازایمان کافرشدند. آنهایی که بعد ازاین که کافرشدند، درکفرزیاده روی کردند. آمین

با توجه به این آیه، اگرمی خواهیم که جزء انعمت علیهم باشیم، باید ازخدا بترسیم. ترس ازخدا ازبسیاری انحرافات جلوگیری می کند. درعوض نترسیدن ازخدا باعث بروزبسیاری ازانحرافات می شود.

لازم به مثال زدن نیست. همۀ ما بارها وبارها دیده ایم آدمهایی را که ازخدا نمی ترسیدند ودست به چه کارهای بی شرمانه ای زده اند.

واگرمی خواهیم جزء مغضوب علیهم نباشیم باید تمام آیات خدا را بپذیریم. هیچ یک ازآیات الهی را انکارنکنیم. دربرابرفرمانها واوامرالهی مطیع ومنقاد باشیم. ازحدود خداوند که درقرآن تعیین کرده وبه وسیلۀ علما بیان  می شود تجاوزنکنیم.

دریک کلمه بگوییم: ربنا سمعنا واطعنا!!!

واگرمی خواهیم جزء ضالین وگمراهان نباشیم باید سعی کنیم ایمان خود را درتند باد حوادث ومشکلات حفظ کنیم. دربرابرمصائب صبرکنیم.

نیا یش:

خدایا براستی که بزرگی، خدایا براستی که هم رحمانی وهم رحیمی، خدایا یراستی که ارحم الرا حمینی، خدایا براستی که تنها اله توهستی ولاغیر،

خدایا اگردرحضورمن کتابی را غلط بخوانند نمی توانم تحمل کنم. خدایا چگونه پنجاه سال وهرسال سیصد وشصت وپنج روز وهرروزپنج مرتبه مرا تحمل کردی؟؟؟

خدایا چه بگویم؟ خدایا چگونه بگویم؟خدایا چگونه اعتراف کنم؟ خدایا خجالت می کشم، خدایا به خودت قسم که خجالت می کشم.

خدایا چقدرگفتم به نام تو اما به کام دیگری بود. خدایا چقدرگفتم رحمان ورحیمی اما دلم جای دیگری بود. خدایا چقدرگفتم که تو مالک قیامتی اما دلم قرص نبود. خدایا چقدرگفتم که فقط ترا می پرستم اما کس دیگری را می پرستیدم.

خدایا چطورازاین همه دروغ من ناراحت نشدی؟ خدایا چطوراین همه کژی را ازمن تحمل کردی؟ خدایا چقدربه من محبت کردی اما من قدرندانستم؟

خدایا چقدرازتوخواستم به راه راست هدایتم کنی وخود به بیراهه رفتم!؟ خدایا چقدرازتوخواستم تا به من انعام کنی درحالی که به آیات توکفرمی ورزیدم!؟ خدایا چقدرازتو نعمت خواستم درحالی که ازدستورات تو سرپیچی می کردم!؟

خدایا بارها وبارها ازحد وحدود خود تجاوزکردم اما نه تنها ازمن گذشتی بلکه بازهم سرنمازراهم دادی، بازهم به حرفهایم گوش دادی، درحالی که می دانستی دل وزبانم یکی نیست، درحالی که می دانستی درگفتارخود صادق نیستم.

بارالها چقدرازگناهانم گذشتی، اما من به جای اینکه ازاین همه گذشت، ازاین همه محبت درس عبرت بگیرم، یاغی ترشدم.

خدایا ازاین همه گناه خسته شدم، خدایا ازاین همه دربه دری خسته شدم، خدایا ازاین همه فرارازخود خسته شدم، خدایا بازهم مثل همیشه مرا درپناه خودت بگیر، خدایا بازهم مثل همیشه کمکم کن تا بتوانم ازاین به بعد بندۀ خوبی باشم. آمین:

دوشنبه 21/3/1386 - 23:31
پسندیدم 0
UserName