جوان و تهاجم فرهنگي
توسط : xxl1122
اگر اين نسل جوان خودي خود را بياب و يأس را از خود دور كند و چشمداشت به غير خود نداشته باشد در دارز مدت قدرت همه كار و ساختن همه چيز را دارد
امام خميني (قدس سره )
اگر يك ملت از لحاظ سياسي تحت تأثير قدرتهاي بزرگ نباشد و از لحاظ اقتصادي هم به خود كفايي كامل برسد اما فرهنگ واخلاق و عقايد و باورهاي دشمنان و بيگانگان در ميان ملت رواج داشته باشد و رشد بكند اين ملت نمي تواند ادعاي استقلال كند .
مقام معظم رهبري 
آسيب پذيري نسل جوان بي ترديد دوره نوجواني و جواني از آسيب پذير بودن مراحل زندگي است و اين امر از دو جهت قابل تبيين است يكي از محدوديت تجربه و ديگري غلبه احساسات برفرد از اين روي احساسات مالك وجود آدمي مي شود و با قدرت تمام او را مسخر خود مي نمايد نوجوانان و جوانان حوادث و رويدادهاي را از دريچه عواطف مي بينند و تفسير مي كنند ودر محاسبات آنان جاذبه ها و كشششها جايگاه خاصي رااشغال مي كنند از سوي ديگر فقدان تجربيات اجتماعي موجب مي شود كه اين گروه سني نتواند معادلات پيچيده محيط ارتباطي خود رابه دقت ارزيابي نموده و تحليل كند لذا در مواجهه با اين گونه مسايل به ساده انديشي و خوش بيبني افراطي كشيده مي شود فرهنگ مهاجم غرب با استفاده از اين ويژگيهاي تبليغي روان شناسانه سعي در فروپاشي نظام اعتقادي و فكري نسل جوان داشته و از طريق تهي ساختن آنها از درون زمينه جذبشان رابه مباني فرهنگي بيگانه فراهم مي آورد اشاره تاريخي اگر چه حوادث و رويدادها در طول تاريخ ، جداي از هم رخ مي دهند و ظاهراً ارتباطي ميان آنها مشاهده نمي شود لكن در حقيقت توالي حوادث حكايت از قانومندي و روابط منطقي ميان آنها مي نمايد به عنوان نمونه توين بي اظهار نموده است كه : حوادثي كه اكنون روي مي دهد در گذشته اتفاق افتاده و در آينده نيز به وقوع خواهد پيوست چنين اظهار نظري متكي بر قانومندي حوادثي است كه در مراحل مختلف تاريخ به وقوع پيوسته اند ولي از يك معادله علت و معلولي خاص تبعيت نموده اند برهمين اساس تهاجم فرهنگي پديده هاي نوين نيست بلكه ردپاي آن را در تاريخ پر فراز نشيب اسلام مشاهده كنيم از جمله اين موارد سرنوشت شوم كشور مسلمانان و مقتدر اندلس است كشوري كه نمونه گويايي از سقوط يك سرزمين پهناور و مقتدر است كه در اثر سقوط و انحراف جوانانش نابود شد مهمترين عواملي كه نجر به نابودي اين سرزمين اسلامي و سربرآوردن كشور مسيحي اسپانيا گرديد عبارتند از : اختلافات داخلي وسط و توسعه آن به وسيله عمال مسيخي خيانت وزراء و زمامداران اشاع فساد بي بندو باري مي خواري و شهوتراني درميان جوانان مسلمانان به وسيله ايادي كليسا ورود مشاوران نظامي مسيحي در ارتش اندلس آزادي بي حد و حصر مسيحيان در تبليغات ديني و هجوم مبشران مسيحي به اسپانيا بسط مناسبات بازرگاني بين مسلمانان و مسيحيان و بالاخره نفوذ مسيحيان در فرهنگ مسلمانان شيوه هاي مقابله با تهاجم فرهنگي رويارويي با فرهنگ مهاجم راه كارهاي استوارو مطمئني را مي طلبد كه در ذيل به بيان برخي از آنها مي پردازيم :1- بازيابي هويت – هويت جويي از اصلي نرين و مهمترين نيازهاي نسل جوان است و بازيابي هويت در حقيقت بازشناسي نقشي است كه اين نسل بر عهده دارد جوانان بايد براي پرسشهاي اساسي زير پاسخهاي روشن و مستدلي بيابند :-غايت و مقصود زندگي چيست ؟– جايگاه من در حيات معقول چيست ؟– چه عاملي فلسفه وجودي جوانان را در نظام هستي توجيه و تبيين مي كند ؟– آيا جوانان در نظام هستي از كرامت و منزلتي بر خورد دارند ؟پاسخ به اين پرسشها جوان را از جايگاه رفيعي كه نزد پروردگار دارد مطمئن نموده و او را از رنج درون تهي بودن و آسيب پذيري مي رهاند2- در ك هويت فرهنگي –شناخت يك فرهنگ در حقيقت معرقت به ويژگيها، مشاهير ارزشها و برتريهاي آن فرهنگ نسبت به ساير فرهنگهاست نسل جوان بايد به مشاهير ارزشها و برتريهاي آن فرهنگ نسبت به ساير فرهنگهاست نسل جوان بايد به امتيازات فرهنگ اسلامي و مل خويش آشنا باشد تادر مقابله با فرهنگهاي بيگانه از اعتماد به نفس بالايي برخوردار باشد تاريخ تحليلي فرهنگ خودي و مطالعات تطبيقي فرهنگ هاي معاصر و به ويژه بررسي ماهيت انقلاب اسلامي و تأثيري كه انقلاب بر معادلات سياسي و اجتماعي جهان معاصر داشته است جوانان را در برابر نفوذ فرهنگ بيگانه مقاوممي كند و اين امر با بازگشت به فرهنگ خودي امكانپذير خواهد بود 3- غرب شناسي زمينه غرب ستيزي- براي مقبابله با هر پديده اي ابتدا بايد شناخت دقيقي از آن حاصل نمود تا بنوان ساز و كارهاي لازم را مهيا كرد غرب شناسي به مفهوم شناخت ماهيت عملكرد باطن و جوهر حقيقي اين فرهنگ است جوانان چون غالباً ظاهراگرا هستند به باطن و درون چندان معطوف نيستند شناخت عميق و مستدل فرهنگ غرب به معناي اين است كه آنها بتوانند از ظاهر فريبنده آن پرده برگيرند و بهدرون آن راه يابند تمدن مغرب زمين از درون به شدت احساس تزلزل روزمرگي و تهي شدن مي كند زيرا قادر نيست به نسل جوان خويش معنا و مفهئمي براي زيستن ببخشد و فلسفه ارضاءكننده اي براي زندگي آنان تبيين نمايد و به گفته نيچه كسي كه نداند براي چه زندگي مي كند قادر نخواهد بود با هرچگونه اي بسازد
دوشنبه 21/3/1386 - 20:14
پسندیدم 0
UserName