تقریب بین مذاهب
توسط : xxl1122
حركت تقريب بين مذاهب اسلامي، در دهه چهل ميلادي به همت آيت الله بروجردي ـ ره ـ و شيخ محمود شلتوت آغاز شد.
جهان اسلام امروز پرونده « تقريب ميان مذاهب اسلامي» را مي‌گشايد، با اين درك و باور كه اسلام دين عقل است كه با متغير‌هاي زمان و مكان سازگاري دارد. تعميق و گسترش مفاهيم درست دين مبين و تصحيح اشتباهات، امري لازم است. اين اشتباهات گاهي به سرحد ارتكاب گناه و پاشيدن بذر فتنه و اختلاف ميان مسلمانان مي‌رسد و آنان را به صورت احزاب و فرقه‌هاي دشمن در مي‌آورد تا آن جا كه هر كدام مدعي مي‌شود تنها او نماينده اسلام است و ديگران را كافر مي‌خواند و خون آنها را مباح مي‌شمارد؛ همان گونه كه امروزه در پاره‌اي از كشور‌هاي اسلامي شاهد چگونگي آن هستيم.
از اين رو پايگاه اطلاع رساني رسا، به اين موضوع توجه كرده و اين پرونده را باز ‌كند تا تلاش‌هاي تقريب بين مذاهب و پيروان اين مذاهب را فعال سازد.
آنچه در پي مي‌آيد، گزيده‌اي از ميزگرد تقريب بين مذاهب اسلامي است كه با هماهنگي شوراي عالي امور اسلامي ـ مجمع البحوث الاسلاميه ـ پس از توافق با شيخ الازهر و ملاقات‌هاي مكرر با طرف ايراني و دارالتقريب در قاهره برگزار شد

oمحمود مراد نائب رئيس تحريريه نشريه الاهرام مصر:
بسم الله الرحمن الرحيم. افتخار دارم كه هم اكنون در بين شما آقايان، در اين ميز گرد شركت مي‌كنم. ما ميزگرد را با همكاري « شوراي عالي امور اسلامي» تنظيم و برگزار كرده‌ايم. به تلاش‌هاي عملي بيشتري براي نزديك كردن مذاهب اسلامي نياز داريم. همگي پيرو يك دين هستيم، اگر چه مذاهب متعددي داريم. از اين رو، بسيار مهم است كه يك اسلام واحد داشته باشيم كه مذاهب در آن به ستيز نمي‌پردازند. همچنين نيازمند آن هستيم كه به روند اختلافات بين مذاهب پايان دهيم و آن را بيشتر به هم نزديك كنيم، بويژه اينكه در آستانه طرح گفتگوي تمدن‌ها هستيم. زيرا برخي ادعا دارند كه تمدن‌هاي مهم‌تر و بهتر از تمدن ما وجود دارد. ولي ما باور داريم دين اسلام ويژگي اساسي اين تمدن‌ها است. در نتيجه بايد براي رويارويي با چالش جهاني شدن دوش به دوش يكديگر متحد شويم، تا سخن حق را والايي ببخشيم. البته با ديگران داد و ستد داريم و با موضعي يكسان، وارد گردونه گفتگوي تمدن‌ها مي‌شويم.
oدكتر سيد محمد طنطاوي (شيخ الازهر):
قرآن كريم يكي از دلايل آفرينش انسان‌ها را آشنايي آنها با يكديگر مي‌داند: «يا ايها الناس انا خلقناكم من ذكر و انثي و جعلناكم شعوباً و قبائل لتعارفوا ان اكرمكم عند الله اتقاكم» قرآن كريم امت اسلامي را يك امت واحده توصيف مي‌نمايد: «ان هذه امتكم امه واحده و انا ربكم فاعبدون» و در آيه ديگر خداوند مي‌فرمايد: « انما المؤمنون اخوه» اهميت ميزگرد حاضر از همين آيه فهميده مي‌شود.
تقريب و نزديكي مذاهب اسلامي از امور واقعي و حقيقي است، زيرا اختلاف بر سر يكي از ستون هاي دين يا يكي از اصول دين نيست. بلكه ميان پيروان يك مذهب، چه بسا اختلاف پيدا شود، ولي اين اختلافات در امور فرعي و اجتهادي است. هر انساني ديدگاهي دارد و اين امر ثابت، در همه مذاهب اسلامي مشهود است. ولي همه ما به عنوان مسلمانان گواهي مي‌دهيم كه: خدا يكي است و محمد فرستاده اوست و به خداوند و فرشتگانش و كتب آسماني و پيامبران الهي و روز واپسين و به قضا و قدر، ايمان داريم.
بنابراين، برگزاري اين ميزگرد به معناي آن نيست كه ما در اصول اختلاف داريم، بلكه به معناي آن است كه بگوئيم ممكن است اجتهاد يك انسان با اجتهاد انساني ديگر متفاوت باشد و اين اجتهاد را در بين پيامبران و حكيمان و امامان و علماء، به طور اخص مي‌بينيم. در قرآن كريم مي‌خوانيم: «و داود و سليمان اذ يحكمان في الحرث اذ نفشت فيه غنم القوم و كنا لحكمهم شاهدين. ففهمناها سليمان و كلاً آتينا حكماً و علماً». سخنان ارزشمندي درباره تفسير اين دو آيه در كتاب‌هاي مفسران مي‌يابيم كه خلاصه آن اين است: مردي زمين كشاورزي داشت و مردي ديگر صاحب گله‌اي از گوسفندان بود و شبانگاه‌، گوسفندان مرد گله‌دار، در زمين مرد كشاورز به چرا پرداختند و كشتزار او را خراب كردند. او نزد داود پيامبر آمد و ماجرا را تعريف كرد. حضرت داود حكم داد كه در ازاي خرابي كشتزار، مقداري از گوسفندان به مرد كشاورز واگذار شود. به هنگام خروج طرفين دعوا، به حضرت سليمان برخورد كردند و ماجرا را براي او هم تعريف كردند. ايشان گفت: اگر مسأله دست من بود، حكم ديگري صادر مي‌كردم. سپس حضرت سليمان طرفين را نزد پدر خويش مي‌برد و به ايشان مي‌گويد: اي پيامبر خدا، آيا چنين حكمي صادر كرده‌اي؟ حضرت داود پاسخ مي‌دهد: آري! سليمان مي‌گويد: اگر كار در دست من بود، حكم ديگري صادر مي‌كردم. حضرت داود مي‌گويد: نظر تو چيست اي سليمان؟ پاسخ مي‌دهد: نظر من اين بود كه گوسفندان را به كشاورز مي‌دادم تا از آنها براي مدتي بهره‌برداري كند، يا اينكه به مرد گله دار تكليف مي‌كردم كه يك‌بار ديگر زمين را كشت كند و اگر كشتزار به آنچه قبلاً بود، يعني به زمان پيش از خرابكاري گوسفندان باز مي‌گشت، كشتزار را به مرد كشاورز و گوسفندان را به مرد گله دار واگذار مي‌كردم! در اينجا حضرت داود مي‌گويد: حكم همان است كه تو بيان مي‌كني. بنابراين اختلاف درباره امور اجتهادي از جمله موضوعاتي است كه قرآن كريم از زبان برخي پيامبران، حكيمان و صالحان آن را حكايت كرده است. بدين ترتيب، خداوند را سپاس مي‌گويي كه بين ما اختلافي پيرامون اصول وجود ندارد و اگر باشد در فروع است. اگر اختلاف در غير فروع پيدا شود، بايد مطالب را روشن سازيم، تبيين كنيم و با گفتگو و مباحثه همديگر را نصيحت كنيم. تا هنگامي كه نيت‌ها پاك و مقصودها درست است، قطعاً به مورد توافق همگاني مي‌رسيم، زيرا خداوند متعال تبيين فرموده كه يكي از سنت‌هاي دگرگون ناپذير الهي اين است كه پاداش نيكوكاران نزد خدا محفوظ خواهد بود.
oدكتر نصر فريد واصل (مفتي مصر):
اكنون مي‌بينيم كه پس از اين موفقيت بزرگ، چه در مورد اين كنفرانس يا تلاش‌هاي گذشته علماي بزرگ در زمينه تقريب بين مذاهب فقهي اسلامي، به رهبري شيخ محمود شلتوت و حضرت امام بروجردي از ايران، تأسيس مكتب تقريب به عنوان واقعيتي انكار ناپذير در آمده است. نه تنها در باورها و شريعتي كه داريم اختلافي با يكديگر نداريم و بر سر هدف واحد، ديدگاه واحد، دين واحد و شريعت واحد، بلكه بر سر يك مذهب فقهي واحد نيز كه با اصول و باورهاي درست ارتباط دارد، همكاري مي‌كنيم؛ ولي تفسير در زمينه اجراي عملي، چه بسا پيرو شرايط زمان و مكان و متناسب با هر عصر، متفاوت باشد كه آن هم براي انجام هدف مطلوب، يعني ادامه حيات امت اسلامي است كه به عنوان امتي ميانه‌، با حكمت و موعظه نيكو به پرستش خدا دعوت مي‌كند. از اين رو، من فكر مي‌كنم اصل موضوع تقريب بين مذاهب اكنون به ياري خدا تحقق يافته است، ولي آنچه لازم است، تقريب ميان افكار امت اسلامي و علماي آن از نظر خط مشي و رويه مي‌باشد كه به وسيله آن بتوانند منازعه، تفرقه و پراكندگي مسلمانان را پايان دهند.
اسلام اختلاف مذاهب را يك اصل در انديشه اسلامي مي‌داند. پيامبر اكرم ـ ص ـ اين واقعيت را تصويب كرد وقتي فرمود: «هر كسي اجتهاد كند و اجتهادش درست باشد دو پاداش مي‌گيرد و هر كس اجتهاد كند و اجتهادش نادرست باشد، يك پاداش مي‌گيرد.» بنابراين اختلاف آراي فقهي يا وجود مذاهب گوناگون از نظر درك و برداشت واقعيتي است كه شريعت و انديشه اسلامي به آن ايمان دارد و پيامبر اسلام ـ ص ـ نيز به آن ايمان آورده و به يارانش آموخته است و مسلمانان پي در پي از يكديگر آن را آموخته‌اند تا اينكه استعمار وارد شد و تلاش كرد بين مسلمانان تفرقه ايجاد كند. استعمار، اختلاف در برداشت‌هاي فكري را، اختلاف در اصول عقيده وانمود كرد و خلط مبحث شد و اختلاف در اجتهاد مذهبي و دستيابي به حقيقت شرعي، طبق دليل شرعي، به اختلاف در زمينه‌ مذاهب اسلامي يا مذاهب كلامي مبدل شد. پس آنچه اكنون لازم است، اين است كه دلايلي را كه به اختلاف افكار و برداشت‌هاي مسلمانان انجاميده و موجب جا افتادن مذاهب فقهي و تبديل آن به چيزي شبيه به مذاهب كلامي شده است، بيابيم. پيروان اين مذاهب يعني عامه مردم نيز دچار اختلاف شدند و اين به عرصه سياسي يا فرهنگي سرايت پيدا كرد و بر امت اسلامي تأثير گذارد. استعمارگر با سوء استفاده موقعيت، به فكر ايجاد تفرقه افتاد و به همين دليل، پيامدهاي منفي و زشت جنگ مسلمان با برادر مسلمان را همان گونه كه ميان عراق و ايران اتفاق افتاد يا ميان عراق و كويت رخ داد، مشاهده كرديم.
oمحمود مراد:
جناب مفتي نكات مهمي را مطرح كردند. آيا مسأله اختلاف بين مذاهب است. يا مسأله تقريب بين مذاهب؟ آيا مسأله اختلاف يا تقريب ميان افكار است؟ آيا بايد اين افكار را روشن كنيم يا بايد تقريب بين مذاهب را به شيوه‌هاي ديگر روشن سازيم؟ مسأله چيست؟ چرا همواره مسأله اختلاف بين مذاهب در اسلام ميان شيعه و سني برانگيخته مي‌شود؟ چرا موضوع همانند مسأله‌اي بزرگ به نظر مي‌رسد كه بر انديشه، اوضاع و اصول مسلمانان تأثير مي‌گذارد و به گونه‌اي به تضعيف قدرت مسلمانان در برابر نيروهاي ديگر مي‌انجامد؟
oآيت الله محمد علي تسخيري (دبير كل مجمع جهاني تقريب مذاهب اسلامي):
استاد محمود مراد پرسش مهمي را مطرح كردند: مسأله چيست؟ وقتي علماي ما پيرامون مسأله‌اي به بحث مي‌نشينند، به اصطلاح اصل موضوع مورد بحث را روشن مي‌كنند، تا يكي از طرف‌ها به سوي چيزي و طرف ديگر، به سوي چيز ديگري نرود و هر كدام بر خلاف حقيقت، چيزي را اثبات و چيز ديگري را نفي نكنند. البته اين جلسه ما، جلسه همدلي و گفتگو است نه جلسه دشمني، ولي مايلم به سنت علما و بزرگان در مسير فقهي اجتهادي‌مان، اشاره كنم.
اگر شبهات موجود را بزداييم، موضوع و محور بحث روشن مي‌شود. ما خواستار نزديكي افكار هستيم. از هر انديشه‌اي مي‌خواهيم انديشه ديگر را درك كند و مي خواهيم انديشه را از سرچشمه آن برگيريم و آراي ديگران را از منابع و راه‌هاي خودشان بشناسيم. مي خواهيم همگان بر نقاط مشترك دوسويه تأكيد كنند تا با يكديگر كار كنند و براي تعميق آن همكاري نمايند و در آنچه مورد اختلاف واقع مي‌شود، همديگر را معذور بدارند، همان گونه كه مرحوم شيخ رشيد رضا گفته است. ما در واقع معناي ذوب كردن را مد نظر نداريم و نمي‌خواهيم مذاهب در يكديگر ذوب شوند، زيرا مذاهب افاضات بزرگي است كه انديشه اسلامي را نمايان مي‌سازد و نشان دهنده چشم انداز گسترده‌اي است. به همين دليل ما خواهان ذوب كردن نيستيم. همچنين چيره ساختن را نمي‌خواهيم. يعني نمي‌خواهيم مذهبي را بر مذهبي ديگر چيره سازيم تا بگوييم كه اين مذهب قوي‌تر از آن مذهب است. خير، نه ذوب كردن و نه چيره ساختن را، بلكه تقريب را براي تفاهم بيشتر مي‌خواهيم، تا در نتيجه دست‌ها در دست‌هاي ديگر گذارده شود و موضوع عمليات يكسان و مورد نظر را كه امام شيخ الازهر، بدان اشاره كرده‌اند اتخاذ كنيم. تا امتي واحد، چه در تحقق ساختن خويشتن خويش و چه در رويارويي با دشمن‌مان باشيم.
حال به پرسش ديگري در مورد ريشه‌هاي شرعي تقريب مي‌پردازيم. يعني چگونه به اين موضع‌گيري، پايه و اساس شرعي مي‌بخشيم؟ فقها مي‌گويند پايه و اساس روشن است و جناب مفتي بدان اشاره كردند كه اسلام نسبت به دگرگوني‌هاي آينده، پيش بيني‌هاي لازم را اتخاذ كرده است و براي احكام ثابت، احكام ثابت قرار داده، ولي با توجه به متغيرهاي زماني و مكاني، براي جذب و مهار اين متغيرها، از خود انعطاف نشان داده است.
اجتهاد يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي انعطاف پذيري مي‌باشد. بنابراين اسلام با اجتهاد موافقت كرد و از اين رو دعوت به وحدت، موضع گيري عملي در عين اختلاف نظر است و اين يك امر طبيعي است.
به مرحله ديگر مي‌پردازم و مي‌گويم: اگر آن روند به عنوان غناي فكري و مشاركت تمدني است، پس چرا در گذر تاريخ اين همه اشك‌ها و خون‌ها جاري شده است؟ چرا در طول مسيرمان با اين ضربات خشن و كشنده روبرو شده‌ايم؟ فكر مي‌كنم اگر دلايل را خلاصه كنيم، دو عامل ظاهر مي‌شود: يكي مربوط به علما و مجتهدان است و ديگر به ساير قشرها مربوط مي‌شود. بعضي‌ها متأسفانه به تنگ نظري و تعصب ذاتي توجيه ناپذير، دچار شدند. عامل ديگر، از اين تنگ نظري و تعصب سوء استفاده كرد. اين عامل ديگر، همان مصالح حكم فرمانان و خودكامگان است كه از تاريخ ما گذر كردند و اين تاريخ را زخمي و خونين ساختند و ميان تنگ نظري حكم رانان و برخي عوام، با منافع شخصي حكم رانان سركوب‌گر، همكاري پديد آمد و آنان اختلاف مذهبي ـ تمدني زيبا را به اختلاف مذهبي زشت و فرقه‌گرايي كشنده، مبدل كردند كه رودهايي از اشك‌ها و خون‌ها از همه ما گرفته است!
پرسش ديگر: بنابراين، چگونه تقريب بين مذاهب و موضع‌گيري واحد را تحقق بخشيم؟
در اينجا فكر مي‌كنم راهي كه بايد در پيش بگيريم راه گفتگو است. گفتگو بايد در فضايي آرام صورت گيرد نه در فضايي نگران كننده. وقتي قريشي‌ها پيامبر اكرم ـ ص ـ را به ديوانگي متهم مي‌كردند، در اين فضا پيامبر گرامي اسلام ـ ص ـ نمي‌گفت: من ديوانه نيستم به دلايل اينكه اولاً، ثانياً، ثالثاً و ... بلكه دگرگون‌سازي فضاي جار و جنجال و گشودن راه تعقل را خواستار مي‌شد. سپس مي‌فرمود: به خانه‌هايتان باز گرديد. سپس بيانديشيد. : «و ما صاحبكم بمجنون» بدين جهت، قرآن روش جالبي براي گفتگو و شرايط آن اراءه كرده كه فكر مي‌كنم راه درست براي رسيدن به نتيجه مطلوب، همين است.
oشيخ احمد بن سعود السيابي (از علماي مسقط):
بي ترديد پراكندگي امت اسلامي به صورت گروه‌ها و احزاب در نتيجه عملكرد‌هاي سياسي ـ تاريخي بوده است و حتي شكاف در ميان امت، يا تشتت امت، بنا به دلايل سياسي بوده كه پيرامون حكومت‌ها دور مي‌زد و امت به شكل احزاب كنوني از هم جدا شد و از نظر اعتقادي و فقهي تحت تأثير قرار گرفت. سپس تاريخ اسلام در اين مسير ادامه يافت و هر از گاهي، اين تفرقه دامن زده شد، تا اينكه امت اسلامي در روند تاريخ تمدني خويش، دچار ضعف شد و در برابر استعمارگر، به صورت شكاري راه گم كرده در آمد! از جنگ‌هاي صليبي گرفته تا استعمار پرتغال كه به عنوان نخستين استعمار غربي در كشور‌هاي اسلامي به معني و مفهوم استعمار بود. سپس استعمارگران ديگر آمدند. اينها جملگي در نتيجه خودباختگي امت اسلامي و نبودن هويت به سبب تشتت و پراكندگي بود. به نظرم دليل اين وضعيت همان دامن زدن به اختلافات توسط گروه‌هاي سياسمتداران با مخالفان سياسي بود گزافه نيست اگر بگويم، آنها در پي برانگيختن هر چه بيشتر تفرقه، در بين امت اسلامي بوده‌اند. در واقع اكثر پيروان مذاهل اسلامي عوام هستند و اگر كسي بخواهد تعداد روشنفكران و انديشمندان را در هر مذهب شمارش كند، از 5 درصد فراتر نمي‌رود! اگر اين ميانگين را به ده درصد بالا ببريم، معنايش اين است كه نود درصد پيروان مذاهب عوام‌اند! افرادي كه در انتساب به مذهب خويش احساساتي‌اند، به گونه‌اي كه هيچ سخن ديگر از مذهب ديگر را نمي‌پذيرند و به هيچ مذهبي ديگري توجه ندارند. در نتيجه اين انگ زدن‌ها پديد مي‌آيد. بنابراين، دست كشيدن از انگ‌هاي مذهبي و لقب‌هاي اختلاف بر انگيز، يكي از اولويت‌هاي وحدت اسلامي است.
ما خواستار وحدت اسلامي براي امت اسلامي هستيم و تقريب ميان مذاهب اسلام عملاً وجود دارد، زيرا درس فقه تطبيقي يا مقايسه‌اي، هم اكنون در دانشگاه و در هر بخش از بخش‌هاي فقهي، موجود است و اكنون هر پژوهش‌گري هر حكم فقهي را مي‌داند.
oحجت الاسلام و المسلمين محمد واعظ زاده:
وحدت امت، مهم‌ترين تكليف الهي بر عهده ما به شمار مي‌آيد. زيرا امت را در جايگاه مناسبي در بين امت‌ها قرار مي‌دهد. بنابراين بحث درباره پشتوانه عزت امت اسلامي امري ضروري است. زيرا در اختلاف و افراط گرايي امت جز ضرر و زيان چيزي وجود ندارد.
برادران علما ارتباط نزديكي داشتند با آن سازمان بزرگ كه «دار التقريب بين المذاهب الاسلاميه» خوانده مي‌شد و نيز ارتباط داشتند با مشايخ بزرگ كه جماعت تقريب بين مذاهب اسلامي را تشكيل دادند و در رأس آنان دو امام بزرگوار كه هر دو شيخ الازهر بودند يعني: مرحوم شيخ عبدالمجيد سليم و مرحوم شيخ محمود شلتوت و شخصيت‌هاي ديگري كه در تأسيس دار تقريب شركت داشتند. مخصوصاً دو امام با اخلاص علامه شيخ عبد العزيز عيسي و شيخ محمد محمد المدني و نيز استاد بزرگ ما امام بروجردي. بنده انديشه تقريب بين مذاهب را از مجله رساله الاسلام ـ كه به نظرم بهترين مجله اسلامي است كه تاكنون منتشر شده است ـ آموختم. نخستين شماره اين مجله براي مرحوم پدرم رسيد و من بارها آن را خواندم تا اينكه مفاهيم بلند آن از نخستين تا آخرين شماره، در جان و دلم راه يافت و تمام آن را از بر و حفظ كردم. همچنين افتخار داشتم با علامه شيخ محمد تقي قمي دبير كل دار التقريب ـ در قاهره كه تمام كارهاي دارالتقريب را انجام مي‌داد، هميشه ملاقات داشته ‌باشم. اديان يا مذاهب، برجسته ترين مصداق اين فرموده الهي است: «الم تر كيف ضرب الله مثلاً، كلمه طيبه كشجره طيبه أصلها ثابت و فرع‌ها في السماء تؤتي أكلها كل حين بإذن ربها» دين مانند درختي ثابت و تغيير ناپذير است و مذاهب شاخه‌هاي متعدد آن كه بدون محدوديت و بي‌نهايت بارور مي‌شود. همان گونه كه امت هر روز تا روز واپسين، نياز مداوم به آنها دارد.
oدكتر محمود حمدي زقزوق (وزير اوقاف مصر):
بنده سخنم را از ملاحظه‌اي كه استاد محمود مراد قبلاً گفتند شروع مي‌كنم. ما نمي‌خواهيم مشكل را ساده و آسان كنيم و بگوييم همه چيز بر وفق مراد است و هيچ‌گونه اختلافي نيست و ما آيات قرآن و احاديث پيامبر و همه چيز را داريم و ما آنها را تكرار كرده و بر آن دعوت مي‌كنيم تا اين گونه به نظر برسد كه مطلقاً چيزي وجود ندارد، در حالي كه بايد بي‌پرده اعتراف كنيم: نه! چيزي وجود دارد كه مذاهب اسلامي را از يكديگر دور مي‌سازد وگرنه اينجا دور هم جمع نمي‌شديم، تا درباره تقريب به بحث بنشينيم. مسأله، مسأله اختلاف ميان مذاهب فقهي نيست، زيرا مذاهب فقهي با يكديگر اختلافي ندارند و حتي در بخش سني، چهار مذهب فقهي وجود دارد كه هر كدام ديدگاه متفاوتي دارد. رسم بر اين بوده است كه مصر براي تمام اختلافات مذهبي بدون احساس تنگنا، سعه صدر داشته باشد و هر كس از مسجد سلطان حسن بازديد كند، در آنجا مدرسه‌اي مي‌يابد كه جزو مدارس تاريخي باستاني به شمار مي‌آيد و در آن، مدرسه‌اي براي مذاهب چهارگانه فقهي، در كنار يكديگر موجود است كه بخش‌هايي از آن براي شافعيه، حنفيه، حنبليه و مالكيه است. بنابراين مسأله، مسأله اختلاف ميان مذاهب فقهي نيست، ولي چيزي وجود دارد كه ميان فرزندان امت اسلامي جدايي مي‌افكند. موضوع ديگر اين كه كشمكش‌هايي كه در گذشته به وقوع پيوسته و به وقوع جنگ‌ها انجاميده و جناب شيخ محمد علي تسخيري درباره آنها سخن گفتند، كشمكش‌هاي تاريخي است كه نسل‌هاي كنوني مطلقاً هيچ دخالتي در آن نداشته‌اند. همان گونه كه هر نيك و خيري كه در گذشته اتفاق افتاده، نسل‌هاي كنوني نقشي در آن نداشته‌اند. يعني هر نوع عمل منفي كه در گذشته رخ داده نسل‌هاي كنوني در آن گناهي مرتكب نشده‌اند. از اين رو بايد جزو مسئوليت علما باشد كه اين امور را روشن كنند. زيرا همان گونه كه حضرت شيخ محمد علي تسخيري نيز گفتند: متأسفانه علما در تعميق اختلافات كمك كرده‌اند و در نتيجه توده‌هاي امت از آنها پيروي نموده‌اند و در حال حاضر اين كشمكش‌هاي تاريخي هيچ توجيه عقلايي ندارد.
جهاني كه پيرامون ماست، در تمام زمينه‌ها به سوي گروه بندي‌ها روي آورده و اين گروه بندي‌ها، براي كشور‌هاي ذي ربط در آن قدرت‌ محسوب مي‌شود، اما از ميان نيروهاي جهان، تنها جهان اسلام است كه هنوز بيدار نشده و توجهي به امور ندارد و نمي‌خواهد براي رويارويي ـ نمي‌گويم براي جنگ ـ با ديگران، نيروهايش را يكجا گرد‌آوري كند تا بتواند زنده بماند. شايد در اينجا بد نيست تعبيري جالب و واقعي از دكتر احمد كمال ابوالمجد كه به هنگام برگزاري كنفرانس مجلس اعلاي امور اسلامي در روز‌هاي گذشته بيان كردند، نقل كنم: اگر در تاريخ واقعه بزرگ شهادت امام حسين ـ ع ـ در كربلا باشد كه تأثير بزرگي در اين شكاف ميان سني و شيعه برجاي گذاشت، بيم آن دارم كه اكنون نيز واقعه ديگري باشد كه همه مسلمانان شيعه و سني در آن كشته شوند!
مسأله بسيار خطرناك است. جهان به تجمع و گروه‌بندي روي آورده و مسلمانان همچنان پراكنده‌اند و درك نمي‌كنند كه اوضاع در عصر حاضر و عصر جهاني شدن تا چه حد خطرناك است. اگر ميان مسلمانان و غير مسلمانان گفتگو برقرار مي‌كنيم و سال جاري سال گفتگوي تمدن‌ها و فرهنگ‌ها است، از باب اولي، بايد گفتگوي اسلامي داشته باشيم. يعني ابتدا خانه را از درون مرتب كنيم و گرنه اگر ما با ديگران وارد گفتگو شويم، ولي خود در درون، متفرق و متشتت باشيم، وضعيت چگونه خواهد بود؟ جاي تعجب دارد كه وارد گفتگو با ديگران شويم و وجوه مشترك با ديگران غير مسلمان را جستجو كنيم، تا در اين جهان هم‌زيستي داشته‌ باشيم، ولي فراموش كنيم كه براي گفتگوي اسلامي ضرورتي وجود دارد. اگر به دنبال وجوه مشترك با ديگران غير مسلمان هستيم، وجوه مشترك ميان مسلمانان بسيار فراوانند. زيرا در اركان اصلي و پنج‌گانه اسلام، مطلقاً اختلافي وجود ندارد. در اصول ايمان به خدا، فرشتگانش، كتب و پيامبرانش و روز واپسين اختلافي نيست، يعني هيچ گونه اختلافي بر سر هيچ يك از اصول مسلم اسلام، ميان شيعه و سني وجود ندارد، پس چرا به تعميق اختلافات ادامه مي‌دهيم؟ البته عناصري وجود دارد كه تا امروز به اختلافات فكري، درگيري تاريخي و كشمكش‌هاي پيشين دامن مي‌زنند و تلاش دارند يك بار ديگر آن را تكرار و دوباره زنده كنند. از اين رو، نبايد اين گونه ديدارها تنها به اين صورت بگذردكه هركدام از ما چيزي براي تعارف به ديگري بگوييم و مسأله تمام شود!
شايد بتوانيم بگوييم كه مصر در زمينه تقريب ميان مذاهب اسلامي پيشگام بوده است. زيرا ميراث فرهنگي تاريخي مصر همواره اين گونه بوده و مصر فرقي ميان مذهبي و مذهب ديگر، قائل نمي‌شود. مصريان همگي از آغاز تا پايان بيش از همه مردم، به اهل بيت مهر مي‌ورزند و اين واقعيت به هيچ وجه تظاهر نيست. هر مصري در دورترين نقطه جنوب يا شمال كشور به امام حسين ـ ع ـ و سيده زينب ـ س ـ و همه اهل بيت ـ ع ـ دل بسته است. زمين بارور براي تقريب در مصر رود كه بيش از پنجاه سال پيش «جمعيت التقريب بين المذاهب الاسلاميه» را ايجاد كرد و تلاش‌هايي صورت گرفت كه بخاطر آن مشايخ الازهر چون: شيخ شلتوت، شيخ مراغي و نيز شيخ عبد العزيز عيسي و شيخ محمد مدني و ديگران مبارزه كردند. مجله «رساله الاسلام» گواه راستين اين مقوله است و شماره‌هاي منتشر شده اين مجله در پانزده مجلد موجود است. اين الگوي مصري در اين زمينه پيشگام است و مي‌توانيم آن را در تمام كشورهاي اسلامي گسترش دهيم تا در آنجا نيز جمعيت‌هاي تقريب بين مذاهب اسلامي به وجود بيايد و به بار بنشيند. تا اين نزديكي تحقق بيابد. بنده با جناب شيخ محمد علي تسخيري اتفاق نظر دارم كه تقريب به معناي ذوب كردن مذاهب ديگر نيست و نيز به معناي چيره ساختن مذهبي در مذهب ديگر نيست. چه‌، هر كس ديدگاه خود را دارد و اختلاف نظر انديشه اسلامي را غنا مي‌بخشد و مسأله اين نيست كه فكر كنيم هر اختلاف نظر انديشه اسلامي را غنا مي‌بخشد اختلاف نظر لازم است، ولي در كنارش تسامح هم بايد باشد. به اين معنا كه هر يك از ما به ديگري حق اظهار نظر بدهد و به آن احترام بگذارد. امام شافعي در اين باره مي‌گويد: «نظر ما نظر درستي است كه احتمال دارد اشتباه هم باشد و نظر اشتباهي است، كه احتمال دارد درست باشد!» بنابراين، مسأله اين نيست كه بنده نظري دارم و بر ديگري تحميل مي‌كنم و مي‌گويم مطلق است! اين امر به هيچ وجه جايز نيست. حق مطلقي كه جاي بحث در آن نيست، بلكه تنها حق همان چيزي است كه در قرآن كريم و سنت پيامبر اسلام ـ ص ـ آمده، آن هم با دليل قطعي و سواي آن، اجتهاداتي بيش نيست. همه اشتباه يا درست مي‌گويند و كسي كه اجتهاد كرده و نظر اشتباه مي‌دهد، يك پاداش دارد و كسي كه اجتهاد مي‌كند و نظرش درست باشد، دو پاداش دارد.
از جمله مسائل ديگري كه مطرح شده است، مسئوليت حكومت‌ها در پيام رساني اسلامي است. در واقع تقريب يك مسأله سياسي نيست كه حكومت‌ها متصدي آن باشند، بلكه علماي ديني و انديشمندان مسلمان هستند كه در توده‌ها تأثير مي‌گذارند. زيرا توده‌هاي امت، در هر مسأله ديني، از علماي دين پرسش مي‌كنند نه از سياستمداران. در نتيجه علماي ديني بايد وظيفه خود را در اين خصوص به انجام برسانند تا اذهان مردم روشن شود
دوشنبه 21/3/1386 - 19:53
پسندیدم 0
UserName