وصيت نامه چارلي چاپلين به دخترش
توسط : 8211637

من خودم شخصا يك سال و نيم مي شود كه ذهنم بسيار درگير مسائل اعتقادي و مذهبي ،جامعه ، خود شناسي ، خداشناسي و... است از آن جايي كه اين مسائل در دوره جواني كه اوج تنشها و اشفتگي هاي ذهني است تعجب آور نيست ، اما

در جامعه كنوني بارها ....من و شما انسانهايي را ديده ايم كه گوهر انسانيت و نجابت و شرف خود را به دست رهزنان نجابت و آبرو مي سپارند بياييد از يك انسان درسي بگيريم انساني كه اگر چه مسلمان نيست ولي با ساده ترين جملات زيباترين گوهر انساني را يادآور مي شود....

 

دخترم .....


هيچ  کس و هيچ چيز ديگر در اين دنيا نمی توان يافت

که شايسته آن باشد

که دختری ، ناخن  پای خود را برای آن عريان کند

برهنگی بيماری عصر ماست

به گمان من تن تو بايد مال کسی باشد که

روحش را برای تو عريان نموده است

دخترم جرالدين .....

برای تو حرف بسيار دارم

ولی به موقعی ديگر می گذارم

و با اين آخرين پيام نامه را پايان می بخشم

انسان باش ......پاکدل و يکدل باش زيرا

گرسنه بودن .... صدقه گرفتن ... و در فقر مردن

بارها  قابل تحمل تر از

پست و بی عاطفه بودن است


چارلی چاپلين پدر تو

مطمئنا راهي وجود دارد كه بتوان بر اين اشفتگي ها و دغدغه ها فائق امد و به اصطلاح به آرامش رسيد ...

در اين مورد به مقاله اي با عنوان "آرامش با ياد خدا" در ماهنامه پرسمان برخوردم كه به نظرم تا حد زيادي  قابل تامل است و مي توان راه حل هاي خوبي از ان استخراج كرد

 

در اين مقاله مي خوانيم كه دوره نوجواني و جواني دوره اوج شك ها، ترديدها وچراها است و علت هم اين است كه در اين دوره از يك سو، هنگامه نگاه نو به سنت هاي گذشته و عادتهاي بزرگان است و از سوي ديگر، هنگام پي ريزي بنيان فكري و ترسيم آينده زندگي است و همچنين اين دوره از جهت روحي و عاطفي نيز از يك سو، وابستگي به خانه و پدر و مادر كم مي شود و از سوي ديگر، هنوز دلبستگي به كانون گرم ديگري حاصل نشده است و در اين ميانه اين خلأ عاطفي هجوم افكار فزوني مي يابد .

 

تا اينجاي بحث را مطمئنا مورد قبول همه دوستان است. اما مسئله اساسي اين است كه چه بايد كرد تا در اين دوره بحران و تعارض يا چراها تا حدي به ارامش برسيم و شك ها را به يقين تبديل كنيم .

درابتدا مي پردازم به اشتباهاتي كه خودم كردم . من به جاي  پيدا كردن راه حل و رسيدن به آرامش با فكرهاي بي مورد و مشغول نگه داشتن ذهنم با افكار مشوش و پريشان باعث شدم كه ضررهاي زيادي بكنم كه بيشترين ضرر متوجه درس و سلامتي ام بود . براي همين سعي در پيدا كردن راه حل هستم تا دوستان ديگري كه در اين دوران داراي اين مسائل هستند. چون من وقت و جواني خويش را هدر ندهند و متضرر نگردند.

البته ناخواسته و با ياري خدا در اين دوران سعي كردم خود را به آن ذات يكتا نزديك كنم كه تا حد زيادي مشكل گشا بود.

 

و در ادامه اين مقاله راه حل را ياد خدا مي داند كه و مواردي را پيشنهاد مي دهد تا بيشتر به ياد خدا بپردازيم

  1. به پاداشتن نمازهاي واجب و مستحب
  2. به ياد آوردن آفرينش انسان، كه در اين زمينه به حديثي كه افراد بسياري ازجمله شخص خودم از آن درس گرفته ام مي پردازم كه حضرت علي (ع) در نهج البلاغه مي فرما يد : فرزند آدم را با فخر چه كاراست ؟ كه اول او نطفه اي است وآخرش لاشه اي بد بو . كه بسيار صريح و روشن انسان را از تكبر وغرور باز مي دارد.
  3. توجه به مرگ و حيات جاويدان آخرت
  4. توجه به آمد و رفت روز و شب و خلقت آسمان ها و زمين در كل توجه با آيات و نشانه هاي خداوند
  5. توجه به بهره مندي از نعمت هاي الهي و توجه به منعم حقيقي
  6. توجه به وفاق و همدلي در بين انسانها و محبت قلبي بين مردم
  7. توجه به عهد ها و پيمان هاي الهي
  8. توجه به هدايت پروردگاراز طريق فرستادن پيامبران ونازل كردن كتب آسماني
  9. توجه با آرامش و امنيت
  10. مقاومت و ايستادگي در برابر وسوسه ها و حيله هاي شيطان
  11. پرهيز از محرمات و گناهان
  12. كسب روزي حلال

 

كه اگر توجه بيشتر داشته باشيم مي بينيم كه بسياري از اعمالي كه در اينجا مورد بحث قرار مي دهد به بيان ذكرهاي زباني نمي پردازد ، بلكه در بيشتر موارد،  ذكر قلبي را هدف قرار مي دهد. و در ادامه به برنامه هاي عبادي مي پردازد تا بيشتر به ياد خداوند باشيم كه عبارتند از :

 

  1. مراقبه و محاسبه : به اين معني كه در آغاز هر كار كمي مكث كنيم اگر واجب بود انجام دهيم اگر حرام بود دوري كنيم و اگر مباح بود بر انجام ان مختاريم كه اين اصل فوايد زيادي دارد.

- انسان به حرام نمي افتد و واجبي از او ترك نمي شود

- حالت غفلت را از انسان دور مي كند

- ترك حرام و انجام واجب به قصد قربت خود عبادت محسوب مي شوند و حتي كارهاي كه مباح هستند

را مي توان با قصد قربت ، عبادي كرد

2.      نماز اول وقت : كه نياز به ذكر نيست كه بگوييم نماز اول وقت خشنودي خدا را در بردارد ولي آخر وقت عفو خدا را.

  1. مستحبات نشاط آور: كه در ميان مستحبات از نماز هاي مستحب گرفته تا دعاي ندبه و... فقط به آنهاي بپردازيد كه براي شما نشاط آورند و از تحميل مستحبات بر نفس خودداري كنيد - كه اين اشتباه را هم من گاهي انجام دادم و نتيجه ان شد كه بعد از مدتي از ان دلزده مي شدم اميدوارم دوستان مانند من اين اشتباه را تكرار نكنند-
  2. توسل به معصومين : که دراین مورد يك پيشنهاد كوچك دارم هنگامي كه مي خواهيد با معصومي صحبت داشته باشيد مانند اينكه ايشان روبري شما قرار دارند همان گونه كه با دوستانتان صحبت مي كنيد با ايشان نيز صميمانه و دوستانه و بي ريا صحبت كنيد ان شاءالله ان زمان توفيق بيشتري خواهيد داشت.
  3. با وضو بودن : كه بزرگان تاكيد زيادي بر ان دارند زيرا آن زمان هر لحظه احساس مي كنيد كه درحال عبادت پروردگار هستيد و هر زماني كه حال خوشي داريد مي توانيد بي وقفه با خداي خويش راز دل گوييد.
  4. زيارت اهل قبور: كه براي تامل كردن نسبت به اين دنيا و گذرا بودن اين دنيا بسيار موثر است و هدف اين است كه دل تكان بخورد و رغبت خود را از اين دنيا كم كند و به فكر اخرت و عالم قبر و قيامت بيفتد. 

در پايان، اين اضطراب دوران جواني اگر در حد اعتدال باشد باعث رشد وبالندگي انسان مي شود و باعث احساس مسئوليت و انجام كارها به موقع، و انجام وظايف فردي و اجتماعي مي شود . اما اگر اين اضطراب ها در شخصيت فرد نهادينه نشده باشد باعث مي شود تاثير منفي بر عملكرد انسان بگذارد و در واقع مزاحم انجام صحيح كار و تكاليف مي گردنند و حتي ممكن است موجب خطر براي انسان و ديگران شود كه بايد در اين موارد با كمك روانپزشك ابتدا بايد به بررسي ريشه هاي ان پرداخت و بعد به حل ان اقدام كرد

دوشنبه 21/3/1386 - 15:2
پسندیدم 0
UserName