جلوه‏هاى رفتارى حضرت زهرا(س)-رفتار با همسر (1)
توسط : حامد...
 

جلوه‏هاى رفتارى حضرت زهرا(س)

 

 

رفتار با همسر (1)

ازدواج به دليل انطباق و هماهنگى آن با طبيعت بشرى پيوند مهر و ايجاد انس و الفت و پيدايش عشق و دوستى را به ارمغان مى‏آورد. زن به عنوان ركن اساسى و همچنين به لحاظ ظرافت و لطافت ويژه‏اى كه در ساختار روحى او هست، عمده‏ترين نقش را در اين راستا بر عهده دارد. و قرآن كريم به همين لطافت روحى كه موجب سكون و آرامش خانواده مى‏شود، اشاره مى‏كند و آن را از آيات بلند خداى تعالى مى‏داند:

 

«و من آياته اَن خلق لكم مِن انفسكم ازواجا لتسكنوا اليها و جعل بينكم مَودَّةً و رحمةً»(1)

 

«از نشانه‏هاى اوست كه براى شما از جنس خودتان جفتى بيافريد تا در كنار او آرامش يافته، با هم انس گيريد، و ميان شما دوستى و رحمت قرار داد.»

 

حضرت فاطمه(س) كه نمونه بارز و مصداق كامل زن است، بهترين و كاملترين مصداق آيه فوق مى‏باشد، بى‏ترديد در اين ازدواج مبارك، اهداف و مقاصدى بيش از آنچه در ازدواجهاى معمولى منظور است، در نظر بود. آن هدف برتر، همانا همگامى در مسيرى بود كه موجب كمال اعضاء خانواده و همچنين اجتماع مى‏شد.

 

آنچه از تاريخ بر جاى مانده است به تحقق اين انگيزه مقدس در اين پيمان زناشويى شهادت مى‏دهد. شهادت مى‏دهد كه فاطمه از لحظه ورود به خانه گلى، اما نورانى على(ع) تا آخرين روز زندگى بر سر پيمان خود بود.

 

اين از قله‏هاى برجسته زندگى حضرت فاطمه(س) است كه از همان آغاز ورود به خانه همسر، تمام شخصيت و هويت خود را چنان بروز دهد كه تا پايان مسير مشخص باشد.

 

پاسخ صريح و زيباى على(ع) به پيامبر اكرم(ص) در فرداى عروسى، مؤيدى است بر آنچه گفته آمد على(ع) در اين پاسخ كوتاه و عميق فاطمه را بهترين يار و مددكار در طاعت حق معرفى مى‏كند. وقتى پيامبر(ص) از او پرسيد كه زهرا(ع) را چگونه يافتى؟ عرض كرد:

 

«نعم العون على طاعة اللّه‏»(2) «فاطمه، چه خوب ياورى براى اطاعت الهى است»

 

و هنگامى كه پيامبر(ص) همين پرسش را از فاطمه(س) كرد، پاسخى شنيد كه حكايت از كمال رضايت و خشنودى زهرا(س) مى‏كند.

 

تعاون بر تقوا و نيكى يكى از اركان زندگى مشترك على(ع) و فاطمه(س) بود و شايد يكى از بهترين و شكوهمندترين نشانه‏هاى آن اين است كه زهرا(ع) در طول زندگى پرفراز و نشيب خود با على(ع)، هيچ گاه از وى تقاضايى ننمود كه اجابت آن براى على(ع) مشكل و موجب اذيت وى باشد.

 

لباس، زينت، اثاث خانه، مسكن وسيع و امثال آن خواسته‏هايى است كه معمولاً هر زنى به خود اجازه مى‏دهد كه از همسر خويش درخواست نمايد.

 

اما زهرا(س) هرگز همسرش را براى تهيه اين نوع خواسته‏ها به زحمت نينداخت. حتى وقتى در بستر بيمارى بود و على(ع) با دلى پر از عشق و محبت، از او خواست كه اگر خواسته‏اى دارد ابراز كند، زهرا(ع) از بيان تقاضاى خود اباء مى‏كرد. على(ع) فرمود:

 

«فاطمه جان، چيزى از من بخواه» و هنگامى كه زهرا(ع) را همچنان ساكت و آرام ديد، او را سوگند داد كه از او تقاضايى كند. فاطمه كه ديگر سكوت را جايز نمى‏ديد، گفت:

 

اكنون كه سوگندم دادى اگر انارى باشد، مايل هستم. على(ع) از اينكه مى‏ديد همسرش بعد از سالها زندگى و قناعت، بالاخره از او درخواستى كرده است، براى انجام خواست او با خوشحالى از خانه بيرون آمد كه مشروح جريان آن در كتابهاى تاريخى و روايى آمده است.(3)

 

وقتى فاطمه(س) از بيت نبوت به سراى امامت رفت، ميان اين خانه و خانه پدرش تفاوتى نمى‏ديد، زيرا اين خانه هم، مانند آنجا، محلى براى رفع مشكلات و حل گرفتاريهاى مردم بود. مردم سخت به اين خانه چشم دوخته بودند، و ناگواريها و غمهاى خود را در آنجا مطرح مى‏كردند و سبكبال از آن خارج مى‏شدند.

 

بدين گونه حضرت زهرا(ع) شريك مجاهدتهاى اجتماعى و مردمى همسر بزرگوارش اميرالمؤمنين(ع) بود. او با شناخت عميق و درك جايگاه بلند و حساس همسرش، تمام سختيها و مرارتهاى زندگى را به جان مى‏خريد و ذره‏اى در اخلاق حسنه و سلوك او در روابط همسرى و مسؤوليتهاى زندگى، اثر منفى نگذاشت و اين مى‏تواند به نوبه خود دستورالعمل يك زندگى پربار و شيرين باشد. آن حضرت(س) تلاش در محيط خانه را ارج مى‏گذاشت و با جان و دل به آن مى‏پرداخت.

 

على(ع) در گفتگويى كه با يكى از مردان بنى اسد داشت به او فرمود:

 

مى‏خواهى از وضع زندگى خود با فاطمه(ع) برايت سخن بگويم؟ او در خانه تلاش بسيار مى‏كرد، جدى و سخت‏كوش بود، حمل آب، آردكردن جو، پختن نان و كارهاى ديگر خانه، او را آزرده و خسته كرده بود. به او پيشنهاد كردم نزد پيامبر(ص) برويم و از او درخواست يك خدمتكار نماييم، تا تو از اين همه كار و تلاش، قدرى بياسايى.

 

فاطمه به خدمت پيامبر(ص) رسيد ديد جمعى از اصحاب گردش نشسته‏اند. از شرم برگشت و چيزى نگفت، رسول خدا(ص) كه متوجه آمدن فاطمه(ع) شده بود، فرداى آن روز به خانه ما آمد و فرمود:

 

فاطمه جان ديروز براى چه آمده بودى؟

 

حيا موجب سكوت فاطمه شد. من عرض كردم مسؤوليت فاطمه در كارهاى خانه زياد و طاقت‏فرساست و پيشنهاد خود را با پيامبر(ص) در ميان گذاشتم. پيامبر(ص) فرمود:

 

دخترم مى‏خواهى چيزى به تو آموزش دهم كه از كنيز و خدمتكار بهتر باشد؟ بعد فرمود:

 

شب هنگام خواب 33 مرتبه خداى را با «سبحان اللّه‏» تسبيح كن و 33 مرتبه «الحمداللّه‏» بگو و نيز 34 مرتبه «اللّه‏ اكبر» را بر زبان بياور، دخترم اگر اين ذكر را هر شب تكرار كنى، خداوند مشكلات دنيا و آخرت را بر تو آسان مى‏گرداند.

 

فاطمه بعد از شنيدن اين سخنان، سه مرتبه گفت:

 

«از خدا و رسول خدا خشنودم»(4)

 

نقل شده است بعد از خروج پيامبر اكرم(ص) از خانه فاطمه(ع) آيه 30 سوره‏ء «اسرا» نازل شد و حضرت(ص) كه همه وجودش رحمت و عطوفت بود فضه را كه زنى پرهيزگار بود، براى كمك، در اختيار حضرت زهرا(س) گذاشت.(5)

 

بر اساس بعضى روايات وقتى فاطمه(س) از پدرش تقاضاى خدمتكار كرد، پيامبر گريست و اندكى از مشكلات مسلمانها را براى او بيان كرد و بعد فرمود:

 

من دوست ندارم، ذره‏اى از پاداش خدمت تو در خانه كاسته شود.(6) پيامبر(ص) دخترش را به كار و فعاليت در خانه تشويق مى‏نمود تا شوهرش و فرزندان او، از محبت همسرى و مادرى او بيشتر برخوردار شوند و اين در حالى بود كه او در حد امكان به انجام مسؤوليتهاى خانه همت مى‏گمارد.

 

 

امروز نوبت من است

فاطمه(س) گرچه داراى خدمتكارى دلسوز چون «فضه» شده بود ولى بر خود نمى‏پسنديد كه همه كار را بر دوش او بگذارد، لذا وظايف داخل خانه را تقسيم نمود سلمان مى‏گويد:

 

فاطمه(س) را ديدم كه كنار آسياب نشسته و مشغول آرد كردن جو، است؟

 

چون آسياب خون‏آلود بود، فرزندش حسين از شدت گرسنگى گريه مى‏كرد، عرض كردم:

 

شما كه خدمتكارى چون فضه داريد، چرا از او براى انجام اين امور كمك نمى‏گيريد؟

 

فاطمه(س) فرمود:

 

نوبت او ديروز بود، امروز نوبت من است. عرض كردم

 

مى‏خواهم به شما كمك كنم، كار آسياب را انجام دهم يا حسين(ع) را آرام كنم؟

 

فرمود: من براى بچه‏دارى مناسب‏ترم. انس كودك به مادرش بيشتر است، شما آسياب كنيد. مشغول آرد كردن جو شدم.(7)

 

 

فرجام شيرين

گزارش ديگرى كه بيانگر رنجهاى فاطمه(س) در طول زندگانى كوتاه اوست، گزارشى است كه جابر نقل كرده است:

 

پيامبر(ص) فاطمه را ديد كه پيراهنى بسيار خشن و كم‏ارزش پوشيده بود و با دست آسياب مى‏كند و در همان حال فرزندنش را شير مى‏دهد، پيامبر(ص) در حالى كه اشك مى‏ريخت فرمود:

 

دخترم سختيهاى دنيا را تحمل كن تا به شيرينى و حلاوتهاى آخرت دست يابى.

 

فاطمه(س) عرض كرد:

 

خدا را بر نعمتهايى كه داده است سپاسگزارم. به همين مناسبت اين آيه شريفه خطاب به پيامبر اكرم(ص) نازل شد:

 

«و لسوف يعطيك ربك فترضى»(8)

 

«پروردگار تو آن قدر به تو عطا خواهد كرد كه خشنود گردى.»

 

 

تجلى ايثار

ايثار و از خود گذشتگى، يكى از مهمترين عوامل استحكام روابط و محبت ميان اعضاء يك مجموعه است. نمونه‏هاى ايثار و گذشت در زندگى هر انسانى نشانگر بزرگى روح و علو همت اوست، از اين نمونه‏ها در زندگى اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه زهرا(س) فراوان ديده مى‏شود. به اين نمونه زيبا توجه فرماييد:

 

پيامبر اكرم(ص)، على(ع) و فاطمه(س) را مشاهده نمود كه مشغول كار هستند. از آنها پرسيد:

 

كدام يك خسته‏تر هستيد؟

 

اميرالمؤمنين(ع) پاسخ داد:

 

فاطمه!

 

رسول خدا(ص) در جاى فاطمه(س) نشست و كار او را انجام داد.

 

از جمله نكاتى كه در اين گزارش كوتاه قابل توجه است، يكى همكارى على(ع) با فاطمه(س) در امور خانه و ديگرى نحوه پرسش است كه پيامبر اكرم(ص) نمود و مستقيما خطاب به دختر خويش ننمود كه مى‏خواهم به تو كمك نمايم. از طرف ديگر على(ع) با همين پاسخ كوتاه، عطوفت و مهربانى به همسرش را نشان مى‏دهد و اين مى‏تواند درس بزرگى براى همه خانواده‏ها باشد كه در روابط همسرى، از خود گذشتگى يك اصل است و بايد با مسايل زندگى خود و ديگران با ظرافت و مهربانى برخورد كرد. بايد به خانه اميرالمؤمنين(ع) و فاطمه(س) نگريست كه خانه مهر و ايثار است.

 

روشن است آنگاه كه روح تعاون در محيط محدود خانه اوج گرفت انسان، گذشت و فداكارى را پيشه خود نمود در جامعه نيز با همه گستردگيش اثر مى‏ذارد، بنابراين محيط زندگى شخصى، زمينه‏اى براى رشد مكارم اخلاقى و آماده شدن براى حضور مفيد در جامعه مى‏باشد.

 

 

پاورقيها:

1ـ دوم، آيه 30.

 

2ـ بحارالانوار، ج43، ص117، مناقب ابن‏شهر آشوب، ج3، ص363.

 

3ـ رياحين الشريعه، ج1، ص143.

 

4ـ بحارالانوار، ج43، ص82.

 

5ـ اسراء، آيه 30.

 

6ـ بحارالانوار، ج43، ص85.

 

7ـ بحارالانوار، ج43، ص28.

 

8ـ الضحى، آيه 5.

 

دوشنبه 21/3/1386 - 6:55
پسندیدم 0
UserName