معرفت فاطمي- سیره فاطمی انفسی
توسط : حامد...
 

معرفت فاطمي

 

 سیره فاطمی انفسی

 

انا اعطيناك الكوثر

 

خير کثير

الكوثر الخير الكثير ، الكوثر ، يعني خير كثير، كه حضرت فاطمه است .

مرتبه خَيْرٌ لَهُ رتبه اي است كه وارد مرحله خير مي شود كه آن بَقِيَّتُ اللَّهِ خَيْرٌ لَكُمْ است كه اگر ولايي بودي شامل حال تو مي شود. اگر روحت سّيد شد مادرت فاطمه است و وارد خيرات مي شوي . آنوقت بقية الله را مي شناسي . در واقع كسي كه در آسمان خير باشد بقية الله را مي شناسد .

يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ به هر کس که دلش بخواهد حکمت می دهد وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثيراً وَ ما يَذَّكَّرُ إِلاَّ أُولُوا الْأَلْبابِ  خیر کثیر کیست ؟ کوثر الفاطمی ، کوثر الکثرة . لازم به تفسیر آن نیست . هر کسی که به او حکمت دادند ، خیر کثیر دادند . ولایت می شود خیر کثیر . ولایت می شود فاطمه چون فاطمه هم ولایت دارد . در زیارت بی بی می خوانیم : لِنُبَشِّرَ أَنْفُسَنَا بِأَنَّا قَدْ طَهُرْنَا بِوَلَايَتِكِ  یا فاطمه . حضرت صدیقه نیز مانند حضرت علی ولایت دارند .

 

فردوس اعلي

معناي خير هنوز براي ما روشن نيست زيرا ما هنوز در عالم وهم يا فهم هستيم اگر هم در مراتب روحي بالا رفته باشيم در عالم عقل هستيم . عالم عقل هم اين مسائل را درك نمي كند . يكي از لذت هاي بهشت اين است كه ما مي فهميم خير يعني چه ؟ آيا فكر كرديد لذت بهشت تنها حور و قصور است ! يكي از لذت هاي بهشت اين است كه شيعيان كنار امير المومنين مي نشينند ؛ و آن وقت است كه معرفت ، معنا پيدا مي كند كه اصل خير يعني چه ، خير در قرآن يعني حضرت فاطمه . انا اعطيناك الكوثر، كوثر يعني خير كثير . معنا و ظهورش حضرت فاطمه است . لقب ايشان خير است.

فَمِنَ الْبِرِّ التَّوْحِيدُ  يعني اعتقاد به يگانگي خدا هم از فروع اهل بيت سرچشمه گرفته است. مَنْ أَرَادَ اللَّهَ بَدَأَ بِكُمْ ، هر كس مي خواهد به خدا برسد راهي ندارد مگر اینكه از شما ائمه شروع كند وَ مَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُم‏  هر كس قصد خدا مي كند بايد به شما اهل بیت توجه بكند .

 

 

سرّ وحدت و سرّ کثرت

هنگامی که به وحدت رسیدی ، دیگر در کثرت غرق نیستی یعنی یک مطلق وجود دارد که همه چیزازآن ناشی شده است.

سرّ وحدت امیرالمومنین است و سرّ کثرت حضرت فاطمه سلام الله علیها . إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ. هر کسی در این آب کوثر باشد ولیّ می شود ، هر کسی فاطمی باشد ولیّ می شود . نور اول علی است که می شود سرّوحدت و فاطمه هم معنای وکوثر است و می شود سرّ کثرت ؛ و حال چه کسی سرّ وحدت را به کثرت رساند ؟ حضرت خانم فاطمه زهراء سرّ وحدت را که امیر المومنین بود به کثرت رسانید ، زیرا امیرالمومنین سرّ وحدت و نوراول است که از ذات احدیّت خلق شد . اولین کلامی که ازجانب ذات احدیّت ناشی شد نور محمد و علی بود که گفتیم یک نورند و این نورچون اوّلین خلق است سرّ وحدت می شود و درفاطمه به کثرت رسیده است ؛ پس محل کثرت ولایت فاطمه است ، محل پخش ولایت و رحم ولایت فاطمه است .

بزرگترین شیطنت عالم در مقابل ظهور امیرالمومنین است . مرکز و محل کثرت علی کجاست ؟ شیطان کجا شناخته شد؟ همان محلی که علی به کثرت رسید . بزرگترین مصیبت عالم از آنجاست و تمام جهنم همان جا خلق شده است وتمام بهشت نیز درکثرت فاطمه است و هر کس در مقابل کثرت فاطمه از خودش منیّت داشته باشد ، یعنی هر کس ازکثرت فاطمه جلوگیری کند در جهنم است و آ نکسی در بهشت است که در کوثر فاطمی غرق شود پس اگر مي خواهيم امام زماني شويم باید سینه مان را مهدوی کنیم و از رجس و پلیدی بت ها و مشرکین پاکش گردانیم و با نام مقدّس صدّیقه کبری ، مطهّرش کنیم تا پسرش مهدی بر قلبمان بنشیند .

پس مطلق علي است و همه نسبي هستند و همه با علي سنجيده مي شوند . حالا اگر هر كسي ولايي تر باشد براي رتبه هاي پايين تر از خود ، محك و ميزان مي شود يعني علي ميزان مطلق ، ائمه ميزان ، انبياء و شيعيان هم ميزان هستند اين معناي كثرت فاطمي است يعني سّر وحدت در فاطمه به كثرت رسيد .

 

بِيَدِكَ الْخَيْرُ

تُذِلُّ مَنْ تَشاءُ بِيَدِكَ الْخَيْرُ  در اينجا به چه معناست ؟

بِيَدِكَ الْخَيْرُ؛ خير عالم به دست اوست . يد الله علي است و فاطمه. خير هم به دست اوست. آنها اصل كل خير هستند . هيچ گاه نمي توانيم بدون علي به بطن قرآن برسيم.

آيا عالم ارواح ماده است و يا خارج ماده و اگر خارج ماده است ، آيا در خارج از ماده علي و فاطمه يكي هستند ؟

. نور اول محمد است اما قبل از نور اول همه اهل بيت بودند زيرا آنجا زمان ظهورشان است . اينكه مي گوييم نور اول محمد است يعني ظهور نور اول ، آنجا در عالم خلق است . خلق دنيايي است . قبلش هم بوده است و حال به عبارتي فلاسفه مي گويند : اعيان ثابته و يا اكنان مكنونه . ما اصلا از اين الفاظ نمي خواهيم به كار ببريم . ظهور محمد در خلق اول است كه مي شود عقل وگرنه قبلش همه اهل بيت بودند.

ارواح هم ماده است . روح هم ماده است . اما يك ماده لطيف است . فوق روح هم داريم كه نفس است . فوق نفس هم داريم كه سر است و فوق سر هم داريم . اينها همه ماده اند . فقط آنكس كه از جنس خالق است ديگر ماده نيست . مي گويد : لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْ‏ءٌ. تازه او هم شيء است . مثليت شيء هم ندارد . معرفي حضرت صديقه به صورت نوراني همان بحثي بود كه در مورد مشكاة گفتيم . كه در هر آسماني مشكاة بودن حضرت صديقه يك معنا دارد .

إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ يعني شيعيان وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً  خداوند از هر گونه رجسي من و شما را پاك مي كند وگرنه آيا اين آيه در مورد اسماء الله معنا دارد؟! آيا راجع به حضرت زهرا معنا دارد كه بگويد لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ؟!

اين معارف بطن آيات است نه ظاهر آيه ، ظاهر آيه شامل چهارده معصوم مي شود .

لَا يُحِبُّنَا عَبْدٌ وَ يَتَوَلَّانَا حَتَّى يُطَهِّرَ اللَّهُ قَلْبَهُ  كسي ما را دوست ندارد و محبت ما به دلش نمي نشيند مگر اينكه قلبش پاك شود .

 

 

------------------------------------------------------------------------

 

 

  کلام فاطمي

 

قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء ( سلام الله عليها) :

إلَيْكُمْ عَنّي، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَديرِكُمْ، وَ الاَْمْرُ بعد تقْصيركُمْ، هَلْ تَرَكَ أبى يَوْمَ غَديرِ خُمّ لاِحَد عُذْوٌ.ِ

 

حضرت فاطمه زهرا (سلام الله عليها) خطاب به مهاجرين و انصار كرد و فرمود: از من دور شويد و مرا به حال خود رها كنيد، با آن همه بى تفاوتى و سهل انگارى هايتان، عذرى براى شما باقى نمانده است. آيا پدرم در روز غدير خم براى كسى جاى عذرى باقى گذاشت؟ 

 

خصال: ج 1، ص 173، احتجاج: ج 1، ص 146.

 

دوشنبه 21/3/1386 - 6:53
پسندیدم 0
UserName