فروغ فاطمه عليها السلام
توسط : حامد...
 

فروغ فاطمه عليها السلام

 

 

«السلام عليك يا ممتحنة امتحنك الله الذى خلقك قبل ان يخلقك فوجدك لما امتحنك صابرة.» (1)

 

ايام ماه جمادى يادآور ستم‏هايى است كه بر پاره قلب نبى صلى الله عليه و آله رفت. روزهاى اين ماه حكايت از درد هجران عزيزى دارد كه يادآورى مظلوميتش جگر شيعيان را مى‏سوزاند و شرح وصفش زبان محبان را. ماه جمادى خاطره تلخ غربت دختر مصطفى صلى الله عليه و آله را در بين به ظاهر مسلمانان هم‏صحبت نبى صلى الله عليه و آله در دل زنده مى‏كند.

 

فاطمه عليها السلام نور متجلى حضرت حق بر عالمين، سرور بانوان دو جهان از اولين و آخرين و ميوه دل رسول و روح او بود; (2) عصمت كلى كه ملك پرده‏دار او بود. اين شاخسار عصمت از درخت تناور نبوت برآمد و فاطمه عليها السلام شد و به شجره طيبه ولايت پيوند خورد كه اصلش ثابت است و فرعش به آسمان رسيد تا يازده ثمره ثمينش سكاندار كشتى زمين باشند. بر شيعيان او، به ويژه بانوان مسلمان، لازم است‏با كسب شناخت‏نسبت‏به حضرتش به حريم كبريايى او راه جويند، هر آلايشى از وجود خود را به آب عصمتش بشويند و از او شرف يابند و به معراج راهنمون گردند.

 

جمال يار ندارد نقاب و چهره ولى

 

غبار ره بنشان تا نظر توانى كرد (3)

 

در اين مختصر، با شمه‏اى از انوار پرفورغ حيات سراسر هدايتش، آشنا مى‏شويم. باشد كه راه‏گشايمان به سرمنزلى گردد كه خود براى معرفى‏اش و نيل بدان از بذل تمام وجود خويش اجتناب نكرد:

 

الف - فروغ علمى فاطمه عليها السلام

آن حضرت بستگى كاملى با علم پيامبر صلى الله عليه و آله داشت. (4) بر علم او همين بس كه عالمه غير متعلمه بود. در روايات ائمه اطهار عليهم السلام از «مصحف فاطمه عليها السلام‏»سخن به ميان آمده است; كتابى كه قرآن نبوده، ولى سخن خداوند بوده كه بر او نازل گرديده، رسول خدا صلى الله عليه و آله آن را املا نموده‏و به خط حضرت على عليه السلام‏نگارش شده است. (5) بدين‏روى، ارتباط او با عالم غيب كاملا معلوم مى‏شود.

 

حضرت زهرا عليها السلام نورى بود كه پس از خلقش، خداوند آن را در ميان درخت طوبى قرارداد تا زمانى كه به عالم خاكى قدم گذارد. از اين رو، مى‏فرمود: من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آينده را به وسيله آن درك مى‏كنم. او حتى پيش از تولد، در شكم مادر، با او تكلم مى‏كرد و به اين دليل، او را «محدثه‏» ناميده‏اند (6) و از آن‏رو كه فرشتگان با او هم سخن مى‏شدند، او را «محدثه‏» خوانده‏اند. (7)

 

پرفروغ‏ترين نمود علمى او در آخرين روزهاى كوتاه حياتش در مسجد مدينه بر همگان آشكار گرديد. او در جمع دشمنان معاند و مردم قدرناشناس حق‏وانهاده، به خطبه ايستاد و با استدلال‏هاى عقلى محكم و تمسك به آيات كتاب مبين، چنان دشمن غاصب خلافت را مفتضح كرد كه در تلافى مجاب شدن خود، به او اهانت نمود. (8)

 

ب- فروغ تسليم در قلب فاطمه عليها السلام

فاطمه عليها السلام چنان از سلامت نفسانى برخوردار بود كه پيوسته خواست‏خدا و رسولش صلى الله عليه و آله و شوى خويش را بر هر چيز ترجيح مى‏داد. در بدو ازدواج با على عليه السلام، وقتى پدر گراميش كارهاى خانه را ميان او و شوهرش تقسيم كرد - كارهاى خارج از خانه را به عهده على عليه السلام و كارهاى داخلى خانه را بر عهده فاطمه عليها السلام گذاشتند - فرمود: «خدا مى‏داند از اين‏كه كارهاى بيرون از خانه به من واگذار نشد چقدر خوشحالم.» (9) وقتى پيامبر صلى الله عليه و آله از او خواستند تا تنها شى‏ء زينتى خود را به گردن نياويزد و همانند فقيران جامعه زندگى كند، با رضا و رغبت پذيرفت و با بهاى فروش آن، اسيرى را در راه خدا آزاد كرد. (10) با دستان تاول‏زده و پينه‏بسته از شدت سختى كارهاى داخل منزل به حضور پدر رسيد تا خدمتكارى طلب كند، اما درعوض، پيامبر صلى الله عليه و آله تسبيحات معروف حضرت زهرا عليها السلام را به او آموخت و او در كمال خرسندى فرمود: «بدانچه خدا و رسولش راضى باشند من نيز راضيم.» (11)

 

ج - فروغ عبادت فاطمه عليها السلام

در روايت است هنگامى كه حضرت فاطمه عليها السلام در محراب عبادتش مى‏ايستاد نور او براى اهل آسمان مى‏درخشيد، چنان كه نور ستارگان براى اهل زمين مى‏درخشد. (12)

 

فرزند دلبندش، حسن مجتبى عليه السلام، مى‏فرمايد: «مادرم را در شب جمعه‏اى پيوسته در حال ركوع و سجود ديدم. مناجات مى‏كرد و براى ديگران دعا مى‏نمود تا سپيده صبح دميد.» (13) در مجلسى، پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند:«هركس خداوند را در ساعت آخر روز جمعه، آنگاه كه نيمى از خورشيد غروب‏كرده،بخواند، خداوند دعايش را مستجاب مى‏گرداند.» از آن پس، هر روز جمعه، فاطمه عليها السلام خدمتكار خود را مى‏فرستاد تاآن ساعت را به او خبر دهد. (14)

 

حسن بصرى مى‏گويد: در امت محمد صلى الله عليه و آله، هيچ‏كس عابدتر از فاطمه عليها السلام وجود ندارد. به قدرى خدا را عبادت نموده بود كه پاهايش ورم كرده بود. (15)

 

د - فروغ عصمت فاطمه عليها السلام

بر عصمت او نزول آيه تطهير در شان او و پدر و شوهر و دو فرزندش - حسن وحسين عليهم السلام - بس. خداوند آنان را خطاب فرمود: «خداوند چنين مى‏خواهد كه هرگونه آلايشى را از شما اهل‏بيت عليهم السلام بزدايد و شما را از هر عيبى پاك و منزه گرداند.» (احزاب: 33) و بر پيراستگى او از هر عيب و نقصى بس كه خداوند به غضب او غضب مى‏كند و به خشنودى او خشنود مى‏گردد. (16) پيامبر صلى الله عليه و آله نيز فرمودند: فاطمه عليها السلام پاره تن من است; اذيت او اذيت من و خشنودى او خشنودى من است. (17)

 

ه- فروغ فاطمه عليها السلام در اجتماع

هرجا حضور فاطمه عليها السلام موجب تقويت اسلام بود، حاضر مى‏گشت و به طور مستقيم يا غير مستقيم به دفاع از اسلام مى‏پرداخت. حضور او در مراسم بيعت زنان مسلمان با پيامبر صلى الله عليه و آله پس از فتح مكه، (18) شركت او در جنگ احد به همراه عده‏اى ديگر از زنان مسلمان به منظور پشتيبانى از لشكر اسلام، (19) حضور در كنار پدر و شوهر در ماجراى حفر خندق در سال نهم هجرى، (20) شركت در مراسم مباهله، (21) ايراد خطبه تاريخى براى رسوا ساختن غاصبان خلافت و داعيان اختلاف در ميان امت اسلامى، (22) و دعوت از نامردمان پيمان‏شكن مدينه براى حمايت از ولايت على عليه السلام (23) از جمله مظاهر حضور مستقيم او در اجتماع براى دفاع از مكتب است.

 

و - فروغ فاطمه عليها السلام در خانه

فاطمه عليها السلام مظهر يك همسر نمونه است. اگر شوهرش شير ميدان نبرد بود و گوى سبقت را در جهاد با دشمن از همگان ربوده بود، او نيز گوى سبقت در جهاد در خانه‏دارى را از كف همگان برده بود، به مصداق قول پيامبر صلى الله عليه و آله كه فرمود: «جهاد زن، خوب شوهردارى كردن است.» (24) او هيچ‏گاه از شوى خويش چيزى طلب نكرد تا مبادا در تامين آن به زحمت‏بيفتد يا نتواند تامين كند و در هيچ حقى از حقوق شوهر خويش قصور نورزيد. حضرت على عليه السلام مى‏فرمايد: «فاطمه آن‏چنان كار خانه را به نحو مطلوب انجام مى‏داد و با من برخورد مناسب داشت كه هرگاه با او مواجه مى‏شدم تمام غم‏ها و غصه‏هايم برطرف مى‏شد و قلبم تسكين مى‏يافت. (25) در دامان چنين زنى است كه گوهرهاى تابناكى چون حسن مجتبى، حسين سيدالشهدا، زينب پيامدار كربلا و ام‏كلثوم عليهم السلام تربيت مى‏شوند.

 

امام جواد عليه السلام درباره حضرت زهرا عليها السلام مى‏فرمايد: «خداوند همواره در يكتايى و بى‏همتايى خود يكتا و بى‏همتا بود. پس از آن محمد و على و فاطمه عليهم السلام را آفريد ... و آنان را گواه در آفرينش موجودات گردانيد و اطاعت ايشان را در ميان تمام مخلوقات جارى ساخت و امور آنان را به ايشان واگذارد. پس آنان حلال مى‏كنند آن‏چه را بخواهند و حرام مى‏كنند آن‏چه را بخواهند، ولى هرگز چيزى نمى‏خواهند، مگر اين‏كه خدا بخواهد.» (26)

 

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمودند: «كسى كه بر فاطمه عليها السلام درود فرستد خداوند او را مى‏آمرزد و در بهشت، در آن جايگاهى‏كه‏هستم‏به‏من‏ملحق‏مى‏كند.» (27)

 

اى فاطمه عليها السلام، اى بانوى مكرمى كه خداوند خالقت تو را پيش از خلقتت آزمود و تو را در برابر آزمايش‏هاى خود شكيبا يافت. (28) درود بر تو از آن‏گاه كه نور وجودت آفريده شد و در شاخسار طوبى در بهشت جاى گرفت تا آن‏گاه كه قبر مطهرت در قلب محبانت مخفى گرديد و تا روز حشر، آن‏گاه كه از جانب خداى متعال ندا ژرسد: «اى همه خلايق، چشم‏هاى خود را برگيريد و سرهاى خود را به زير آوريد; اين فاطمه عليها السلام دختر پيامبر شما صلى الله عليه و آله و همسر على عليه السلام، امام شما و مادر حسن و حسين عليهما السلام است.» (29) و درود بر تو آن هنگام كه در آستانه بهشت قرارگيرى و شيعيان خود را شفاعت نمايى. (30) درود.

 

پى‏نوشت‏ها:

 

1- حاج‏شيخ عباس قمى، مفاتيح الجنان، زيارت حضرت زهرا(س) / ابوجعفر محمدبن حسن طوسى، تهذيب‏الاحكام، ج 6 ، ص 9

 

2- حاج‏شيخ عباس قمى، بيت‏الاحزان، ترجمه محمد محمدى‏اشتهاردى، قم، ناصر، 1360، ص 52

 

3- حافظ، ديوان

 

4- محمدصادق اردستانى، فاطمه; الگوى زن مسلمان، قم، دفتر تبليغات اسلامى، 1372، ص 77 - 134 به نقل از: محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج‏43 ، ص 8 و ج 2 ، ص 8

 

5- همان به نقل از: محمدبن حسن صفار، پبصائرالدرجات

 

6- همان، ص 37 - 60 به نقل از: محب‏الدين احمد طبرى، ذخائرالعقبى فى‏مناقب ذوى‏القربى، ص‏45 و مرتضى‏حسينى فيروزآبادى، فضائل‏الخمسه، ج‏3، ص‏124

 

7- همان، ص 37 - 60 به نقل از: ابوجعفر محمدبن بابويه قمى، علل‏الشرايع، ج 1 ، ص 182 و بحارالانوار، ج 43 ، ص 78

 

8- حاج‏شيخ عباس قمى، پيشين، ص 54

 

9- محمدصادق اردستانى، پيشين، به نقل از: بحارالانوار، ج 43 ، ص 88

 

10- همان، 37 - 60 ، به نقل از: بحارالانوار، ج 43، ص 81 و ذخائرالعقبى، ص 51

 

11-همان،ص‏77-134،به‏نقل:بحارالانوار،ج‏43،ص‏85

 

12- همان،ص‏42،به‏نقل‏از:بحارالانوار،ج‏43 ، ص 13

 

13و14- همان، به نقل از: بحارالانوار، ج 43 ، ص‏82

 

15- همان، به نقل از: بحارالانوار، ج 43 ، ص 84

 

16- ابراهيم امينى، فاطمه زهرا; بانوى نمونه اسلام، چاپ سوم، قم، دارالتبليغ اسلامى، 1349، به نقل از: على‏بن عيسى اربلى، كشف‏الغمة فى معرفة الائمه، ج 2 ، ص 84 و ابن‏اثير، اسدالغابة فى معرفة الصحابه، ج 5 ، ص 522

 

17- ابراهيم امينى، پيشين، به نقل از: كشف‏الغمه، ج 2 ، ص 84

 

18- محمدصادق اردستانى، پيشين، ص 77 - 134 ، به نقل از: توفيق ابوعلم، فاطمه زهرا، ص 94 و محمدبن‏حسن‏حرعاملى، وسائل‏الشيعه،ج‏14،ص‏134

 

19- همان، به نقل از: فاطمه زهرا(س)، 97 و 112 و محمدابراهيم آيتى، تاريخ پيامبر اسلام، ص 337

 

20- همان، به نقل از: فاطمه زهرا، ص 113 و ذخائرالعقبى، ص 47

 

21- محمدصادق اردستانى، پيشين، ص 77 - 134

 

22- حاج شيخ عباس قمى، پيشين

 

23- همان، به نقل از: ابن طيفور، بلاغات‏النساء، ص 12 و اعلام‏النساء، ج 2 ، ص 116

 

24- همان، ص 37 - 60 ، به نقل از: اعلام النساء، ج‏4، ص‏114 وبيت‏الاحزان، ص‏141 و الامامة و السياسة، ج‏1، ص‏12 و بحارالانوار، ج 28، ص‏355

 

25- همان، ص 77 - 134 ، به نقل از: موفق‏بن احمد خوارزمى، المناقب، ص 256

 

26- همان، ص 32 ، به نقل از: محمدبن يعقوب كلينى، اصول كافى

 

27- حاج‏شيخ عباس قمى، مفاتيح‏الجنان / ابوجعفر محمدبن حسن طوسى، پيشين

 

28 و 29- همان، ص 47 ، به نقل از: محمدبن ابى‏القاسم طبرى، بشارة المصطفى لشيعة المرتضى

 

30- همان، ص 37

 

 

يکشنبه 20/3/1386 - 12:26
پسندیدم 0
UserName