گفتار صحابه درباره امام حسين (عليه السلام)

1 ـ انس بن مالك مي‌گويد: "بعد از شهادت حسين بن علي (عليه السلام) سر او را نزد ابن زياد آوردند. او شروع كرد به زدن با چوب به دندان‌هاي حضرت... من در دلم گفتم: چه كار زشتي مي‌كني! من مشاهده كردم كه رسول خدا (صلي الله عليه وآله) همين موضعي را كه چوب مي‌زني مي‌بوسيد."
2 ـ زيد بن ارقم مي‌گويد: "من نزد عبيد الله بن زياد نشسته بودم كه سر حسين را به نزد او آوردند ابن زياد چوب دستي خود را برداشت و بين لبان حضرت كوبيد. به او گفتم: تو چوبت را به جايي مي‌زني كه بارها رسول خدا (صلي الله عليه وآله) آن جا را بوسيده است. ابن زياد گفت: برخيز! تو پيرمردي هستي كه عقلت را از دست داده‌اي".
3 ـ اسماعيل بن رجاء از پدرش نقل مي‌كند كه گفت: "در مسجد رسول خدا (صلي الله عليه وآله) در ميان دسته‌اي بودم كه در ميان آنها ابوسعيد خدري و عبدالله بن عمر نيز بود. حسين بن علي (عليه السلام) از كنار ما عبور كرد و سلام نمود. آنان او را جواب دادند. عبدالله بن عمر سكوت كرد تا مردم فارغ شوند. آنگاه صداي خود را بلند كرد و گفت: وعليك السلام ورحمة الله وبركاته. آنگاه رو به قوم كرد و گفت: آيا شما را خبر دهم به كسي كه محبوب‌ترين اهل زمين نزد اهل آسمان است؟ گفتند: آري. گفت: آن شخص اين مرد هاشمي است. بعد از جنگ صفين با من سخن نگفته است. اگر او از من راضي گردد براي من خوشايندتر است از اينكه شتران قرمز داشته باشم.
4 ـ جابر بن عبدالله انصاري مي‌گويد: "هر كس دوست دارد نظر كند به مردي از اهل بهشت، بايد به حسين (عليه السلام) نظر كند، زيرا از رسول خدا (صلي الله عليه وآله) شنيدم كه چنين مي‌فرمود".
هيثمي نيز در "مجمع الزوائد" اين حديث را نقل كرده و در پايان مي‌گويد: "رجال اين حديث صحيح است غير از ربيع بن سعد كه او ثقه است". 5 ـ عمر بن خطّاب، به امام حسين (عليه السلام) عرض كرد: " آن چه كه بر سر ما روييده شده (يعني اسلام) توسط شما خاندان بوده است".
6 ـ عبدالله بن عباس ركاب اسب امام حسن و امام حسين (عليهما السلام) را گرفت. برخي او را از اين كار سرزنش كردند و گفتند: سن تو از اين دو بيشتر است؟! ابن عباس گفت: اين دو، فرزندان رسول خدا (صلي الله عليه وآله) هستند، آيا سعادت من نيست كه ركاب اين دو را به دست بگيرم؟

شنبه 19/3/1386 - 8:45
پسندیدم 0
UserName