گفتی...
توسط : Aansherly

 

سلام...

گفتي چشمها را بايد شست ! شستم ولي.....

 گفتي جور ديگر بايد ديد! ديدم ولي.....

 گفتي زیر باران بايد رفت رفتم ولي...

 او نه چشم هاي خيس و شسته ام را...

نه نگاه ديگرم را

هيچکدام را نديد...

 فقط در زير باران با طعنه اي خنديد و گفت :

ديوانه ي باران نديده...

به من اینقدر گفتن دیوانه باران ندیده...

جمعه 18/3/1386 - 20:15
پسندیدم 0
UserName