ایران نماد اقتدار خاورمیانه
توسط : MOTTAHET
   از آغاز انقلاب اسلامي ايران در سال 1979، مقامات آمريكا و رژيم صهيونيستي همواره در آرزوي سرنگون كردن دولت ايران بوده‌اند. انقلاب اسلامي ايران براي هر دوي اين كشورها شكست سياسي و استراتژيك بزرگي محسوب مي‌شود. اين انقلاب باعث سرنگوني رژيم شاهنشاهي ايران و روي كار آمدن رهبران شيعه در اين كشور شد.
   سياست‌هاي آمريكا و رژيم اشغالگر اسراييل و برخي كشورهاي جهان عرب كه روابط سياسي نزديكي با اين دو كشور داشتند، با اهداف انقلاب اسلامي ايران در تضاد كامل بود. پس از انقلاب ، دولت ايران اسرائيل را به دليل اشغال سرزمين فلسطين به رسميت نشناخت و آمريكا به دشمن شماره يك آن تبديل شد. چرا كه اين كشور (آمريكا) به منظور حفظ منافع خود و اسرائيل سعي داشت خاورميانه را تحت سلطه و اختيار خود درآورد.
   مصر به عنوان رهبر جهان عرب در سال 1978 (پيش از انقلاب اسلامي ايران) توافق‌نامه صلح با اسرائيل را در كمپ ديويد امضا كرد و راه اسرائيل و آمريكا را براي در دست گرفتن كنترل خاورميانه هموار ساخت. اين اقدام باعث شد اسرائيل به آساني كرانه باختري و غزه تصرف نمايد و همچنين تسلط بي‌چون و چراي خود بر كل منطقه را افزايش دهد. در صورت عدم وقوع انقلاب اسلامي ايران، آمريكا مي‌توانست با همكاري اسرائيل و ايران، كه در شرق و غرب خاورميانه واقع شده‌اند، به كل منطقه و به ويژه كشورهاي ثروتمند جهان عرب، تسلط پيدا كند.
   اما انقلاب اسلامي ايران در سال 1979 به اين همكاري پايان داد. هرچند آمريكا تمايل زيادي براي سرنگوني رژيم اسلامي در ايران داشت، اما از آنجا كه دولت‌هاي بزرگ هرگز خود را به مخمصه نمي‌اندازند، اين كشور با تحريك عراق عليه ايران و برپا كردن جنگ در صدد حفظ منافع خود در خاورميانه برآمد.
   جنگ ايران و عراق منافع زيادي را نصيب رژيم صهيونيستي و آمريكا نمود. اين جنگ باعث اتلاف انرژي ايران شد و امكان هرگونه تلاشي براي به چالش كشيدن نفوذ آمريكا در منطقه و گسترش و صدور انقلاب را از اين كشور سلب كرد. منافع اسرائيل از جنگ 8 ساله ايران و عراق بسيار چشمگير و قابل ملاحظه است. صلح مصر با اسرائيل در كمپ ديويد و درگيري ايران و عراق در جنگي خونين باعث شد اسرائيل در سال‌هاي دهه 80 در جهت دستيابي به اهداف اشغالگرانه خود كاملاً آزادانه عمل نمايد. در اين دوران رژيم صهيونيستي به گسترش شهرك‌هاي يهودي‌نشين در كرانه باختري و غزه، انهدام راكتور هسته‌اي عراق در اسيراك، اخراج مبارزان فلسطيني از لبنان و اشغال بلند مدت جنوب اين کشور پرداخت. در اين مدت اسرائيل بيش از پيش به هدف خود يعني كنترل و تسلط بي‌چون و چرا بر خاورميانه نزديك شد.
   پايان جنگ سرد در سال 1990 پيامدهاي مثبت بيشماري براي آمريكا و رژيم صهيونيستي در پي داشت. فروپاشي شوروي سابق و ويراني‌هاي جنگ 8 ساله در ايران باعث شد آمريكا از خطرات احتمالي اين دو كشور رهايي يابد و براي كنترل نظامي منطقه، برنامه‌ريزي نمايد. طرح‌ها و نقشه‌هاي نظامي آمريکا بي‌شباهت به امپراطوري‌هاي مستعمراتي سابق نبود. در سال 1990 عراق با اطمينان از عدم دخالت آمريكا در اختلافات جهان عرب، به كويت حمله كرد و اين جنگ باعث شد آمريكا نقشه‌ها و طرح‌هاي نظامي خود را در منطقه پياده كند.
   از جمله فعاليت‌هاي ديگر آمريكا در آن دوره مي‌توان به تاسيس پايگاه‌هاي نظامي در عربستان، وضع تحريم‌هاي اقتصادي عليه عراق، تشكيل منطقه خودمختار كرد در جنوب عراق و بمباران تقريباً روزانه اين کشور با همكاري انگليس به مدت 13 سال، اشاره كرد.
   نقشه‌ها و اقدامات بعدي رژيم اشغالگر اسرائيل و آمريكا قابل پيش‌بيني بود. پس از 13 سال حمله به تاسيسات زيربنايي عراق، نومحافظه‌كاران آمريكا و متحدان آنها در رژيم صهيونيستي و حزب ليكود، تغيير رژيم عراق، سوريه و ايران را خواستار شدند. براي دستيابي به اين هدف ارتش آمريكا مي‌بايست به اقدامات مخفيانه، حملات هوايي و تجاوز و تعدي متوسل مي‌شد. اما دولت اسرائيل براي بهره‌برداري بهتر از تبعات اين جنگ‌ها، نمي‌بايست خود را درگير مي‌كرد.
   در اين‌جا بايد پرسيد چرا علي رغم اعلام هاي قبلي آمريكا در حمله به ايران تعلل مي‌ورزد و آيا اين حمله به زودي به وقوع مي‌پيوندد؟
   در پاسخ به اين سوال بايد گفت هر چه آمريكايي‌ها بيشتر توانايي‌هاي نظامي و سياسي ايران را بررسي مي‌كنند. بيشتر به تفاوت ايران و عراق پي مي‌برند. آنها اكنون مي‌دانند كه ايران همانند عراق ضعيف نيست. وقتي رژيم صهيونيستي در سال 1981 نيروگاه اسيراك عراق را هدف حمله قرار داد، اين كشور هيچ قدرت و امكانات نظامي نداشت. آنچه قطعي به نظر مي‌رسد اين است كه ايران هيچ حمله‌اي را به تاسيسات هسته‌اي خود بي‌پاسخ نخواهد گذاشت.
   علاوه بر اين، مردم ايران از برنامه‌هاي هسته‌اي حمايت گسترده‌اي به عمل مي‌آورند و بي‌پاسخ گذاشتن هر گونه حمله به اين برنامه‌ها، وجهه ايران را مخدوش مي‌كند. اكنون بايد پرسيد ايران در قبال حملات احتمالي به تاسيسات هسته‌اي خود چه عكس‌العمل‌هايي نشان خواهد داد؟
   سازمان‌هاي جاسوسي آمريكا و اسرائيل براي بررسي تبعات حمله احتمالي آمريكا به تاسيسات هسته‌اي ايران، به شبيه‌سازي اين حملات پرداخته اند. طبق گزارش نيوزويک (27 سپتامبر 2004) نتايج اين شبه سازي ها مطابق ميل آمريكا و اسرائيل نبوده است. در دسامبر 2004 نيز ماهنامه آتلانتيك با اعلام نتايج شبيه‌سازي كه از سوي ايران نشريه صورت گرفته بود، نتايج فوق را تاييد كرد. سام گاردنر، طراح اين شبيه‌سازي اظهار داشت اسرائيل و آمريكا نمي‌توانند براي مقابله با ايران از راه حل نظامي استفاده كنند.
   اما دلايل عدم امكان حمله نظامي به ايران چيست؟ در ابتدا بايد گفت از آنجا كه آمريكا نمي‌تواند طرح‌هاي حمله به ايران را مخفي نگاه دارد، اين كشور امكان خنثي‌سازي نقشه‌ها و پيشگيري از آنها را دارد. طبق نتايج شبيه‌سازي ماهنامه آتلانتيك، ايران مي‌تواند سربازان آمريكايي مستقر در مرز عراق را هدف حمله قرار دهد. اين حملات ضعف سربازان آمريكايي در برابر شورشيان عراق را دو چندان مي‌كند. ايران حتي مي‌تواند با همكاري برخي متحدان خود در داخل آمريكا نيز دست به اقداماتي بزند. اين كشور در صورت شكست در موارد فوق، مي‌تواند اسرائيل را هدف حملات موشكي قرار دهد و يا مانع صدور نفت از خليج فارس شود.
   اما راهكارهاي منطقي كه آمريكا مي تواند از آنها بهره گيرد چيست؟ آمريكا مي‌تواند با ارجاع پرونده هسته‌اي ايران به شوراي امنيت سازمان ملل و جلب حمايت كشورهاي روسيه و چين، محدوديت‌هاي اقتصادي شديدي عليه ايران وضع كند. به احتمال قوي، امريكا براي مقابله با ايران، همانند عراق، خريد و فروش نفت ايران كشور را تحريم نمي‌كند، چرا كه اين كار نه تنها بازارهاي جهاني نفت را با مشكل مواجه مي‌سازد بلكه ايران مي‌تواند با ممانعت از فعاليت‌هاي بازرسان انرژي اتمي در اين كشور و افزايش غني‌سازي اورانيوم به تحريم آمريكا پاسخ گويد.
   به نظر مي‌رسد تسلط رژيم صهيونيستي و آمريكا بر خاورميانه كه از زمان جنگ جهاني دوم آغاز شده بود، به اتمام رسيده است. ايران، كشوري كه از سال 1953 تحت حكومت خودكامه پادشاهي با كمك سازمان سياي آمريكا قرار داشت مانع اصلي حاكميت اين دو كشور در منطقه به شمار مي‌رود. جالب اين‌جاست كه اتمام حاكميت آمريكا و اسرائيل در منطقه درست در زماني كه سلطه آمريكا در خاورميانه به اوج خود رسيده بود، به وقوع پيوست. اين اتفاق در حالي به وقوع پيوست كه سربازان آمريكايي عراق را كه يك كشور مهم عربي به شمار مي‌رود، تصرف كرده بودند و ايران از دو طرف در محاصره سربازان آمريكايي مستقر در عراق و افغانستان قرار گرفته بود. علاوه بر آن آمريكا همزمان ايران را در حلقه محاصره پايگاه‌هاي نظامي خود واقع در قطر، تركيه و تاجيكستان قرار داده بود.
   به نظر مي‌رسد حملات تروريستي 11 سپتامبر بيش از آنكه به نفع آمريكا و اسرائيل عمل كرده باشد، به سود ايران تمام شده است و هم‌اكنون اين كشور در خاورميانه به اهدافي كه زماني بزرگترين آمال رژيم اشغالگر قدس و آمريكا به شمار مي‌رفت، دست يافته است.
پنج شنبه 17/3/1386 - 18:11
پسندیدم 0
UserName