سايه غمگين عشق:
توسط : hell_girl511
 

سايه غمگين عشق:

در انتهاي كوچه كودكي،زير برگهاي سوخته از آفتاب تابستان،گور عشق من پنهان است،مدفون احساسي كه بايد فراموشش كردوبه يادنياورد كه با همراهي اش ميشد،كفش هاي سفر را پوشيد و از كوچه باغها با كوله بار خيسي از خاطرات گذشت،در آن سوي افق با اميد زندگي كرد، صورت عاطفه را بوسيد وبه صداقت لحظه وصال پيوست.اين سهم من از زندگي است.بارش تند و زود گذر عشق بر خاك نطفه جواني من كه جز نابودي،ناكامي و دلهره،يادگار ديگري از خود به جاي نگذاشت.كاش عمر من به كوتاهي عمر آرزوهايم باشد.آن روز كه قصه ما به نقطه تلافي عشق و امتحان رسيد،من باختم و او برد زيرا آن كه دل مي بازد در هر صورت بازنده است.

پنج شنبه 17/3/1386 - 12:3
پسندیدم 0
UserName