آموزه‏هاى زندگانى حضرت زهرا(س) (6)-ديدگاههاى اخلاقى در سيره و سخن الهى
توسط : حامد...
 

آموزه‏هاى زندگانى حضرت زهرا(س)  (6)

 

ديدگاههاى اخلاقى در سيره و سخن الهى

 

 

آغاز سخن

نگاه جمع و بينش كامل دين و پيشوايان دينى به گستره هستى و آفريده‏هاى آفرينش، امتيازى چشمگير در آيين اسلام محسوب مى‏شود و نشان از برترى پايدار و جوابگويى جاودان به تمامى پرسشهاى امروز، فردا و فرداها خواهد داشت.

 

«انسان» كه والاترين آفريده خداوند است، جايگاه ويژه‏اى داشته و از موقعيت ممتازى در عرصه هستى برخوردار است. از اين‏رو، چون از زواياى مختلفى به ابعاد شخصيتى او نگريسته مى‏شود، دانشهاى گوناگونى به روشنگرى و پاسخگويى مى‏پردازند؛ آنجا كه جلوه‏هاى ظاهرى رفتار، گفتار و پندار او بررسى مى‏شود، «علم فقه» بدان پرداخته و عهده‏دار اين مهم مى‏شود. و آنگاه كه در باده خردورزى، انديشمندى و نيروى عقل سخن به ميان مى‏آيد، «علم عقايد» با توانمندى خاص خود مطرح مى‏شود. و چون در باره عشق، عاطفه، و قلب، آموزه‏هايى انسان‏ساز و حيات‏بخش مى‏يابيم، «علم اخلاق»(1) را مى‏بينيم كه با سلسله سخنان و موعظه‏هاى بنيادين خود ما را به حكمت، عفت، عدالت و شجاعت فرا مى‏خواند تا «انسان كامل» شويم و چون گوهرى گرانبها در آغوش آفرينش قرار يابيم.(2)

 

چنين نگرش همه سويه اسلام به جلوه‏ها و چهره‏هاى زندگى، موجب گرديده كه مجموعه پندارها، رفتارها و گفتارهاى ما در «ايمان»، «اعمال» و «اخلاق» ديده شود و هر يك خصوصيات ويژه‏اى يافته و از سوى ديگر در دو ضلع ديگر شخصيت افراد، تأثير گذارد.

 

در اين ميان «اخلاق پسنديده و آسمانى» ـ كه مجموعه‏اى از حالات مثبت و به دور از غبارهاى تيرگى‏بخش شيطانى است ـ سرآمد شمرده شده و سكاندار وجود پرتلاطم ما، در صحنه‏هاى پرحادثه و فراز و فرودهاى توان‏فرسا معرفى شده است. به گونه‏اى كه تهذيب و تكميل اين بُعد نقشى ژرف در پايدارى ايمان و جاودانگى اعمال داشته، مددكار مطمئنى در حفظ، ترميم و بالندگى باورهاى دينى و شيوه‏هاى عرشى زندگى خواهد بود. بدين خاطر «بهترين سرمايه انسان» اخلاق پسنديده دانسته شده و فلسفه بعثت رسول اكرم، صلى اللّه‏ عليه و آله و سلم اتمام مكارم اخلاق بيان گرديده است.(3)

 

 

آثار و انواع اخلاق

ره‏آورد اخلاق شايسته، فردوس الهى دانسته شده و پروردگار متعال پس از بيان صفات چنين انسانهاى پاك‏نهادى مى‏فرمايد:

 

«اولئك فى جَنّاتٍ مُكْرَمُون»(4)

 

«آنها هستند كه در باغهايى [از بهشت[ گرامى و عزيز خواهند بود».

 

آنگاه كه انواع اخلاق در كلام خداوند مطرح مى‏شود، به برخورد جالب، مهربان و مشفقانه رسولان الهى در عرصه اجتماع اشاره شده كه همراه با عشق به وظيفه و صفا و صميميت پيامبرانه در جواب كافران، خود را فرستاده‏اى ناصح و دلسوز از سوى خداوند معرفى كرده كه نقشى جز خيرخواهى و بيان پيامهاى الهى براى آنان نخواهند داشت.(5)

 

اخلاق اسلامى گنجينه‏اى گرانبها از گوهرهاى فكرى، اقتصادى، عبادى در باره خود، خداوند و خلق معرفى شده است.(6) روابط عاطفى و منطقى انبيا با مردم و نقش كيمياگون حسن خلق و احسان رسولان و رهبران فكرى فرهنگى در جلوه «اخلاق انبيا» مطرح شده است(7) و نورانيت و روشنى‏بخشى اخلاق شعيب در قرآن به طور جامع بدان اشاره شده است. بدان حد كه اهل مَدْيَن با اعتراف به اين بُعد اخلاقى تربيتى، وى را صاحب رشد و اخلاقى والا مى‏دانستند.(8) آنگاه كه به شيوه‏هاى موفقيت رسول اكرم(ص) پرداخته مى‏شود؛ اخلاق پسنديده و احسان والاى وى سرآمد(9) تمامى صفات معرفى شده به گونه‏اى كه خداوند، خود اين ويژگى آسمانى حضرت محمد(ص) را ستوده و با صراحت از آن نام مى‏برد كه: «و اِنَّك لَعَلى خُلُقِ عَظيم».(10)

 

و به راستى كه صاحب اخلاقى والا و برجسته‏اى هستى.(11)

 

 

ياس ياسين و سيره و سخن آسمانى

ياس بوى مهربانى مى‏دهد

 

عطر دوران جوانى مى‏دهد

 

ياس ما را رو به پاكى مى‏برد

 

رو به عشق اشتراكى مى‏برد

 

ياس مثل عطر پاك نيت است

 

ياس استنشاق معصوميتست

 

ياس را آيينه‏ها رو كرده‏اند

 

ياس را پيغمبران بو كرده‏اند

 

ياس بوى حوض كوثر مى‏دهد

 

عطر اخلاق پيمبر مى‏دهد(12)

 

فاطمه زهرا(س) بانويى آگاه به مبانى اسلام و آشنا به اصول اخلاقى بود. او كه با آيات قرآن و حلاوت آن در تلاوت، تفكر و تأمل خويش مأنوس بود و از سيره و سخن رسول اللّه‏ نسبت به اخلاق الهى و پسنديده آگاهى داشت، از آغاز طفوليت نمونه‏اى كامل و اسوه‏اى برجسته براى همگان بود. اطلاعات بيكران آن پاك‏بانو نسبت به ارزشهاى اصيل اخلاق و آداب(13) و شناخت ژرف اخلاقيات به عنوان بخش عظيمى از معارف دين در چهره‏ها و نمودهاى گوناگون(14)، نگاهى همه‏سويه و پروسعت در اين باره به وى بخشيده بود، به گونه‏اى كه در سيره و سخن او، دهها نكته درس‏آموز و معرفت‏آفرين ديده مى‏شود كه براى شيفتگان تهذيب و تربيت ره‏توشه‏هايى ارزشمند و جاودان خواهد بود. با هم برخى از اين گلواژه‏هاى معرفت را مى‏نگريم:

 

 

1. اخلاق اجتماعى

گستره پروسعت جامعه گرچه همانند اقيانوسى بى‏كران مى‏نمايد و از ابهتى چشمگير و خيره‏كننده برخوردار است اما مناسبات اجتماعى و نيازهاى افراد به همديگر، اين اقيانوس را به صورت درياها، نهرها، جويبارها و بركه‏ها مى‏سازد و ضرورت نشست و برخاستها و رفت و آمد انسانها را بيشتر و بيشتر مى‏سازد. آنچه تراكم بسيار اين شيوه را با نسيم سلامت و شيرينى و حلاوت همراه مى‏سازد؛ اخلاق اجتماعى است. بى‏شك اين اخلاق چون از بارش آسمان عصمت فرو بارد و در آغوش جان انسانها نشيند، تأثيرى بسيار والا ـ و حتى مقدس ـ بر جاى خواهد گذارد.

 

سيماى منبسط يا چهره گشاده كه «خوشرويى» نام دارد، كيميايى بس گرانبهاست كه در صحنه‏هاى گوناگون زندگى و در بين انسانهاى مختلف ـ با هر سليقه و مذهب و مكتب ـ كارآمدى فراوان دارد و در سخنان معصومان ـ درود خداوندى بر آنان باد ـ به طور پى در پى بدان تأكيد شده است.

 

دخت آفتاب، فاطمه زهرا(س) در سخنى كوتاه، بلنداى اين حقيقت را اين گونه ترسيم نموده است كه: «بِشر فى وجه المؤمن يوجبُ لِصاحبه الجنّة و بشرٌ فى وجه المعاند المعادى يقى صاحبه عذاب النار»؛(15)

 

پاداش خوشرويى در برابر مؤمن بهشت است و خوشرويى با دشمن انسانهاى ستيزه‏جو انسان را از عذاب آتش باز مى‏دارد.

 

بيان معيار بنيادين در گشادگى چهره ـ و گاه لبخند زيبا ـ به هنگام روبه‏رو شدن با افراد در سخن آن بانو، نشانگر هدفمند بودن گفتگوها و ديد و بازديدهاى انسانهاى دين‏باور است. از اين‏رو به كارگيرى اين شيوه براى گروهى پاداشى چون بهشت به دنبال دارد و براى پاره‏اى آتش دوزخ فراهم مى‏سازد. بى‏شك چنين ملاك ـ كه در اصول مكتب و ارزشهاى مذهب براى خداجويان ترسيم شده است ـ ما را از واژگونى اهداف كه ثمرى جز خوش بودن و شاد گشتن ـ با هر كس و به هر صورت ـ مى‏رهاند و احترام و بزرگداشت افراد را در چارچوب پاى‏بندى آنان به مذهب ارايه مى‏دهد.

 

 

2. اخلاق زناشويى و خانوادگى

زندگى، كانونى است كه با فرازها و نشيبهاى بسيارى همراه است و شاديها و شيونها در كنار هم ديده مى‏شود. نوع نگاه و بينش زن و شوهر و اهداف آن دو، سختيها را سهل و ناهمواريها را هموار مى‏سازد، به گونه‏اى كه هر يك به استقبال حوادث مى‏روند و با تمام تلاش در پى آرامش، صفا، صميميت و مهربانى در زندگانى خواهند بود. به يقين آنچه به جلوه‏هاى تلخ و شيرين زندگى رنگ ديگرى مى‏بخشد و ظرفيت فراوان نسبت به رفاه و غنا و شكيبايى لازم در فقر و اندوه به ما مى‏دهد ـ به گونه‏اى كه با روحيه‏اى سرشار و به دور از يأس و نوميدى و يا بى‏هويتى و از خودباختگى به حيات خود ادامه مى‏دهيم ـ ارزشهاى اخلاقى و صفات روحى روانى است؛

 

روابط عاطفى و منطقى انبيا با مردم و نقش كيمياگون حسن خلق و احسان رسولان و رهبران فكرى فرهنگى در جلوه «اخلاق انبيا» مطرح شده است.

 

كه فاطمه زهرا(ع) اسوه‏اى تمام‏عيار در اين ميدان است.

 

او از اوان طفوليت با سختيها و مشكلات همزاد بود. دشواريهاى سه ساله در شعب ابوطالب و سنگلاخهاى مبارزه با سران كفر و نفاق، مردان مرد را از پاى در مى‏آورد اما نيروى ايمان و عشق چنان توانى به اين نوجوان و جوان بخشيده بود كه با نهادى پاك و روانى شفاف يكايك ناهمواريها را پشت سر مى‏گذاشت. و آن هنگام كه به خانه همسر پاى گذارد، آغازى ديگر با مرحله‏اى نو در ستيز با سختيها بود و در اين هنگامه‏هاى طاقت‏سوز «اخلاق زناشويى و خانوادگى» او پديدار مى‏شد نه آنكه تنها در رفاه، شادى و فراوانى امكانات، اظهار رضايت از همسر و زندگى خويش نمايد!! روزى كه امام(ع) غذايى از همسر عزيز خود خواست تا بدان گرسنگى خود را برطرف سازد، فاطمه(ع) در جواب گفت: سوگند به خدايى كه پدرم را به نبوت و شما را به امامت برگزيد، دو روز است كه در منزل غذاى كافى نداريم، آنچه بود به شما و فرزندانم ؛ حسن و حسين دادم و خود از غذاى اندك موجود استفاده نكردم. حضرت با تأسف بسيار فرمود: فاطمه‏جان! چرا مرا آگاه نكردى تا به دنبال تهيه غذا بروم؟ و آن بانو در جواب عرض كرد:

 

«اى اباالحسن! من از پرودگار خود حيا مى‏كنم چيزى را كه تو بر آن توان و قدرت ندارى درخواست نمايم.»(16) و در زمانى ديگر كه فاطمه(س) سؤال از غذاى روزشان مطرح كرد و پس از آن از انفاق درآمد همسر خود در راه خدا آگاه شد، با اندوه بسيار ـ از سؤال خود ـ فرمود:

 

فَاِنّى اَسْتَغْفِرُ اللّه‏ و لا اَعودُ اَبَدا؛(17)

 

من از خدا آمرزش مى‏طلبم و ديگر مرتكب اين رفتار نخواهم شد!

 

 

3. اخلاق سياسى

اخلاق سياسى زهراى مرضيه(س) را مى‏توان در فصلهايى چون «دفاع از امام و حجت خدا»؛ «پيروى كامل از امامت و رهبرى على(ع)»؛ «صحنه‏هاى مختلف مبارزه براى فدك» و «حضور مشتاقانه و دلسوزانه در عرصه‏هاى تدارك جنگ و جهاد» نگريست. كه سرانجام صحيفه آخرين اين دفتر با سرخى خون آن بانوى شهيده رنگين گشت و مُهر شهادت، نشانِ هميشه از شجاعت و شهامت فاطمه(ع) در اين ميدان گرديد. نخست با گفتگو درخواست حق غصب شده خود را كرد و با استدلال به آيات مختلف قرآن به محاجه پرداخت و سرانجام خليفه اول را وادار به استرداد فدك نمود.(18)

 

آنجا كه از امام زمان خود، على(ع) سخن مى‏گفت، ژرفاى نگاه و بينش او، تمامى حيله‏ها را نظاره مى‏كرد و نقش دشمن را در

 

صحنه‏هاى مختلف به صورت پيدا و پنهان مى‏نگريست. از اين‏رو به خوبى جايگاه امامت را در صحنه‏هاى سياسى جامعه ترسيم مى‏كرد و به روشنگرى كوته‏نظران و ساده‏لوحان مى‏پرداخت. ابتدا امامت اهل‏بيت(ع) را «عامل وحدت و ايمنى از تفرقه»(19) ترسيم كرد، سپس حضرت على(ع) را «بزرگ امامان» لقب داد.(20) در سخنى سياسى در برابر غاصبان خلافت فرمود:

 

«برخلاف حكم خدا در قرآن و سنت و سفارش پيامبر اسلام در تأويل و تفسير قرآن، حق امامت او را غصب كرده و به ديگران سپردند.»(21)

 

زهراى مرضيه(س) با اندوهى مشفقانه و مصلحانه، «دورى از عذاب جاويدان» و «فراهم‏سازى نعمتهاى هميشگى خداوندى را»(22) ارمغان رهبرى امير مؤمنان(ع) براى مردم معرفى مى‏كند و با يادآورى غديرخم همگان را به پايبندى عهد و پيمان خويش با رسول اللّه‏(ص) ـ در باره رهبرى على(ع) ـ فرا مى‏خواند.(23) او با درك شرايط حكومت اسلامى و ضرورت دفاع از جامعه، در

 

هنگامه‏هاى جنگ و جهاد، نبردى بابصيرت و شناخت در اين عرصه مى‏نمود، گاه در ميدان جنگ به يارى آسيب‏ديدگان مى‏شتافت و با فعاليتهاى فراوان مجروحان را امداد مى‏نمود و گاهى در پشت جبهه، نيازهاى رزمندگان و جنگجويان را تأمين مى‏كرد. «جهاد» در نگاه او «عزت اسلام و مسلمانان»(24) تفسير گرديد و از جمله كارهاى آن بانو ـ در پشتيبانى جبهه‏هاى جنگ ـ پخت نان و بردن آن براى مجاهدان بود.(25)

 

 

4. اخلاق اقتصادى

فقر و غنا، بخشش و ايثار، حالات و مراحل مختلف امتحانات و فراز و فرودهاى زندگى مشترك است كه گاه از آغاز زندگى با ما همراهند و زمانى در برهه‏هاى مختلف مايه سنجش ايمان و باورهاى مذهبى ما مى‏گردند. «اخلاق اقتصادىِ» زن و شوهر بهترين ابزار پيروزى در سنگلاخهاى زندگى خواهد بود، به گونه‏اى كه «دارايى و نادارى» هيچ گونه تغييرى در گفتار و رفتار آنان ايجاد نكرده و آنان را همچنان پاك و پيراسته در صحنه‏هاى گوناگون نگه مى‏دارد.

 

بخشش پيراهن زيبا و نو در شب عروسى ـ به هنگام توانمندى ـ و ايثار دردمندان، مستمندان و در راه ماندگان ـ در سالهاى فقر و تنگدستى ـ نمونه‏هايى اندك از بى‏كران صفات و اخلاق اقتصادى فاطمه زهرا(ع) است كه هر يك براى ما الگوى شايسته در سالهاى بهره‏مندى از نعمتها و يا تنگدستى خواهد بود.

 

رسول اكرم(ص) روزى وارد منزل فاطمه(ع) شد، فرمود:

 

دخترم! در چه حالى هستى؟ و چگونه زندگى مى‏كنى؟

 

و او جواب داد: «درد گرسنگى بى‏تابم كرده و هر لحظه رو به فزونى است و غذايى ندارم تا رفع گرسنگى كنم.»(26)

 

فاطمه زهرا(س): پاداش خوشرويى در برابر مؤمن بهشت است و خوشرويى با دشمن انسانهاى ستيزه‏جو انسان را از عذاب آتش باز مى‏دارد.

 

روزى ديگر رو به پدر كرده گفت:

 

«اى رسول خدا! سوگند به پرودگار، در خانه على(ع) پنج روز است كه صبح كردم بدون غذا و هرگز غذايى را در دهان نگذاشته‏ايم؛ نه گوسفندى داريم و نه شترى و نه غذايى و نه آبى.»(27)

 

گاه در اين شرايط دشوار كه اندك غذايى براى كودكان داشتند و خود گرسنه بودند، به آنان ميهمان مى‏رسيد و چون على(ع) در باره پذيرايى از فاطمه(س) پرسش مى‏كرد، آن پاك‏بانوى آسمانى مى‏گفت:

 

«در خانه ما غذايى نيست مگر به اندازه خوراك دختربچه، اما امشب ايثار كرده، گرسنگى را تحمل مى‏كنيم و همين مقدار غذا را به ميهمان مى‏بخشيم.»(28)

 

غلام همت آنم كه زير چرخ كبود

 

ز هر چه رنگ تعلق پذيرد آزاد است

 

چه گويمت كه به ميخانه دوش مست شراب

 

سروش عالم غيبم چه مژده‏ها دادست

 

كه اى بلندنظر شاهباز سدره‏نشين

 

نشيمن تو نه اين كنج محنت آبادست

 

تو را ز كنگره عرش مى‏زنند صفير

 

ندانمت كه درين دامگه چه افتادست.(29)

 

 

5. اخلاص

اخلاص؛ صاف كردن عمل از هر ناخالصى(30) و پالايش كارها از هر آلايشى است. به گونه‏اى كه براى غير خدا هيچ نصيبى در آن نباشد(31) و پاداشى در سراى دنيا و آخرت براى آن طلب نشود.(32)

 

به ديگر سخن؛ آزادى انسان از ستايش ديگران و شفافيت عمل از غبار هواها و هوسها اخلاص است.(33) همان كه ظاهر و باطن و درون و برون را همسان و يكسان مى‏كند و گويى هيچ بيننده‏اى، نظاره‏گر اعمال ما نبوده و تنها و تنها خداوند مهربان شاهد سخن و رفتارمان بوده و بس.

 

اخلاص گاه در عمل نگريسته مى‏شود ـ كه دورى آن از خوب و بد و حق و باطل خواهد بود ـ، گاهى در نيت تفسير مى‏شود ـ كه از خوف جهنم و عشق به بهشت به مرحله‏اى بالاتر كه رضايت الهى است گام برداشتن ـ و زمانى اخلاص در دين دانسته مى‏شود كه بيزارى از التقاطى‏گرى در آيين و ايمان به تمامى احكام و قوانين خواهد بود.(34) (مخلصين له الدين و لو كره المشركون)

 

در ضمير ما نمى‏گنجد به غير دوست كس

 

هر دو عالم را به دشمن ده كه ما را دوست بس

 

زهراى مرضيه(س) در اوج قله اخلاص بود و اين ويژگى ممتاز آن حضرت، ريشه در اعتقادات بنيادين و عشق ديرين وى نسبت به باورهاى دينى و عبوديت فراوان وى داشت. او چون خود را در محضر پروردگار مى‏ديد، نيازى به ديدن ديگران و تعريف افراد نمى‏ديد چرا كه خورشيد خلقت، بينايان را از چراغهاى كم‏نور و خاموش بى‏نياز مى‏كند. بدين خاطر در مراحل مختلف زندگى با گفتار و رفتار خود بر اين نكته تأكيد مى‏كرد كه خداوند را ـ نه براى ترس از دوزخ و يا عشق به بهشت بلكه ـ تنها به خاطر خداوندى‏اش دوست دارم و هيچ آرزويى غير از خود او در سر ندارم.

 

روزى رسول خدا رو به زهرا(س) كرده فرمود: «دخترم! اكنون جبرئيل نزد من است و از سوى پروردگارم پيام آورده كه هر چه بخواهى تحقق مى‏يابد؛ چه مى‏خواهى؟»

 

فاطمه(ع) پاسخ داد: «شَغَلَنى عَنْ مَسأَلته لَذَّة خِدْمَته، لا حاجَة لى غير النَّظر اِلى وَجْهِهِ الْكَريم»؛(35)

 

لذتى كه از خدمت حضرت حق مى‏برم مرا از هر خواهشى بازداشته است؛ حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند باشم.(36)

 

چنين بينش روشن و شفافى موجب گرديد در سخنى كوتاه، بلنداى معرفت خويش را در باره اخلاص بيان كند كه:

 

«مَنْ اَصْعَدَ اِلى اللّه‏ خالِصَ عِبادَتِه اَهْبَطَ اللّه‏ُ عزَّ و جلّ اِلَيْهِ اَفْضَلَ مَصْلِحَتِه»؛(37)

 

حضرت فاطمه(س): لذتى كه از خدمت حضرت حق مى‏برم مرا از هر خواهشى بازداشته است؛ حاجتى جز اين ندارم كه پيوسته ناظر جمال زيبا و والاى خداوند باشم.

 

كسى كه عبادت خالصانه خود را به سوى خداوند فرستد، پروردگار بزرگ برترين مصلحت او را به سوى او خواهد فرستاد.

 

و در گفته‏اى ديگر با اشاره‏اى به عبادات، «روزه را مايه تثبيت و فرود اخلاص در سراى دل» بيان مى‏كند.(38) او نخستين كس بود كه به سخنان خود عمل مى‏كرد و در مراحل مختلف زندگى اندوخته‏هاى اخروى بسيارى از اين طريق براى خود فراهم مى‏نمود. سائلى كه از مسجد با دستى تهى برگشته و در كوچه‏ها امدادگرى نمى‏يابد، چون به در خانه دخت رسول اللّه‏(ص) مى‏رسد، يگانه فريادرس مستمندان را او مى‏بيند، از اين‏رو از وى كمك مى‏طلبد. و زهراى عزيز كه سه روز خود و فرزندانش گرسنه بودند، چون با استمداد مستمند روبه‏رو مى‏شود و از سوى ديگر شيوه هميشه او كمك به نيازمندان بوده است ـ پيراهن خود را نزد يك يهودى گرو مى‏گذارد تا قدرى نان و خرما گرفته به سائل ايثار كند. هنگامى كه سلمان اصرار مى‏كند كه اندكى از نان و خرما برداشته، براى رفع گرسنگى خود و فرزندان استفاده كند، فاطمه مى‏گويد:

 

«سلمان! اين كار را فقط براى خدا انجام دادم، از اين‏رو هيچ از آن برنخواهم داشت!»(39)

 

حسين بن‏روح ـ از نايبان امام عصر(عج) ـ در پاسخ پرسش شخصى كه رسول خدا(ص) چند دختر داشت فرمود: چهار دختر و چون او سؤال مى‏كند: كدام يك از همه بافضيلت‏ترند؟ جواب داد: فاطمه. وى با تعجب بسيارى باز مى‏گويد: حضرت زهرا(س) از همه فرزندان پيامبر(ص) كوچكتر بوده و از سوى ديگر كمتر مصاحبت رسول اللّه‏(ص) را درك كرده است، چگونه او بافضيلت‏تر است؟!

 

حسين بن‏روح فرمود: فاطمه(ع) داراى دو ويژگى برجسته بود: نخست آنكه وارث رسول خدا(ص) بود و ديگر اينكه نسل پيامبر خاتم(ص) از ذريه او است. و خداوند متعال اين صفات را به او ارزانى نداشت مگر به خاطر «اخلاص در نيت زهراى مرضيه(س)».(40)

 

 

 

پی نوشتها :

 

1 ـ اربعين حديث، امام خمينى، ص385 تا 395 (با تلخيص و گزينش).

 

2 ـ تفسير الميزان، (ترجمه)، علامه طباطبايى، ج1، ص500 و 509؛ رك: تفسير الكاشف، ج3، ص79 و ج5، ص41 و ج2، ص93.

 

3 ـ چهل حديث حج، حسين انصاريان، ص71؛ رك: تفسير ابن‏كثير، ج4، ص629؛ تفسير التبيان، ج10، ص268؛ تفسير التحرير، ج24، ص292 و ج 29، ص63؛ تفسير فتح القدير، ج5، ص270.

 

4 ـ معارج، 35، نك: تفسير نمونه، ج7، ص64 و ج 14، ص76؛ تفسير الميزان، ج11، ص155.

 

5 ـ اعراف، 66، و 67 و 68؛ رك: تفسير الميزان، ج11، ص155؛ تفسير مجمع البيان، ج10، ص500.

 

6 ـ بقره، 177؛ معارج، 14؛ نك: تفسير المراغى، ج5، ص83 و ج 9، ص148.

 

7 ـ آل‏عمران، 159؛ فصلت، 34؛ رك: تفسير ملاصدرا، ج4، ص170 و ج1، ص712.

 

8 ـ هود، 87، نك: تفسير الميزان، ج1، ص370 و 373 و 375 و ج 2، ص235 و ج 4، ص111 و 181 و ج 6، ص166 و 257.

 

9 ـ آل‏عمران، 159؛ مؤمنون، 96؛ قلم، 4. نك: تفسير الكبير فخر، ج9، ص61 و 64، تفسير كشف‏الاسرار، ج2، ص286 و ج8، ص519 و ج10، ص188، تفسير مجمع‏البيان، ج2، ص870 و ج10، ص500، تفسير المراغى، ج6، ص149 و ج 29، ص28.

 

10 ـ قلم، 4، رك: تفسير المنير، ذيل آيه 4 سوره قلم، تفسير نمونه، ج24، ص377، ذيل آيه 7، سوره قلم.

 

11 ـ براى پژوهش بيشتر در باره اخلاق پيامبرانى چون نوح به سوره اعراف آيه 60 و 63 و هود به سوره اعراف، آيه 66 و 69 مراجعه كنيد.

 

12 ـ كفشهاى مكاشفه، احمد عزيزى، ص373 و 374 (با گزينش).

 

13 ـ سوره نور، 27 و 28.

 

14 ـ بقره، 77 و مريم 27 و 28.

 

15 ـ بحارالانوار، علامه مجلسى، ج72، ص401 و ج75، ص401؛ كتاب عوالم، ج11، ص628؛ المستدرك، ج2، ص375، ح3.

 

16 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج2، ص26؛ كتاب عوالم، ج11، ص158؛ رياحين الشريعه، ج1، ص193.

 

17 ـ بحارالانوار، ج41، ص46؛ امالى صدوق، ص280؛ مناقب ابن شهر آشوب، ص79.

 

18 ـ نك: نهج‏الحياة، ص239 تا 267.

 

19 ـ تفسير الامام العسكرى، ص330؛ تفسير البرهان، ج3، ص245؛ بحارالانوار، ج23، ص259.

 

20 ـ امالى صدوق، ص475؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص340؛ اختصاص مفيد، ص31.

 

21 ـ كتاب عوالم، ج11، ص478 و 605؛ رياحين الشريعه، ج2، ص40.

 

22 ـ بحارالانوار، ج23، ص259؛ تفسير البرهان، ج3، ص245.

 

23 ـ احقاق الحق، ج21، ص26 و 27؛ عوالم المعارف، ج11، ص228 و 444.

 

24 ـ نهج‏الحياة، ح57، ص102.

 

25 ـ ينابيع الموده، ص199؛ احقاق الحق، ج10، ص285؛ بحارالانوار، ج20، ص245.

 

26 ـ مناقب ابن شهر آشوب، ج3، ص323؛ حلية الاولياء ابونعيم اصفهانى، ج2، ص42.

 

27 ـ دلائل الامامه، ص3 و 4؛ مناقب ابن مغازلى، ص380؛ احقاق الحق، ج17، ص23.

 

28 ـ تفسير البرهان، ج4، ص317؛ امالى طوسى، ج1، ص190؛ وسائل الشيعه، ج6، ص323.

 

29 ـ ديوان حافظ؛ رك: پالايش نفس، ص110، (با تلخيص).

 

30 ـ رك: منازل السائلين، ص31، (باب اخلاق)؛ تفسير الكبير، ج16، ص127، ج19، ص146 و ج23، ص318 و 319 و 320.

 

31 ـ اربعين حديث شيخ بهايى، ص159، ح37.

 

32 ـ رك: اربعين حديث امام خمينى(ره)، ح20، ص321 تا 333.

 

33 ـ ميزان الحكمه، ج3، (باب اخلاص)، نك: تفسير كشف الاسرار، ج1، ص388 و 327 و ج 2، ص722 و ج 8، ص386 و ج 10، ص574.

 

34 ـ چشمه در بستر، ص202؛ رك: تفسير الكبير فخر، ج11، ص42؛ ج26، ص239 و ج 32، ص45.

 

35 ـ اربعين حديث امام خمينى(ره)، ص333، نك: تفسير الكشاف، ج2، ص751؛ تفسير كشف الكرار؛ ج1، ص322 و 327.

 

36 ـ رياحين الشريعه، ج1، ص105؛ نهج‏الحياة، ص99، نك: تفسير مجمع البيان، ج1، ص409 و ج 2، ص650.

 

37 ـ عوالم، ج11، ص623؛ بحارالانوار، ج67، ص249 و ج 70، ص249 و ج 71، ص184.

 

38 ـ رك: خطبه فاطمه زهرا(ع) در مسجدالنبى(ص)، رك: تفسير المنير، ج8، ص126 و ج 11، ص283 و ج 16، ص45 و ج 30، ص346.

 

39 ـ بحارالانوار، ج43، ص73؛ رك: تفسير الميزان، ج2، ص390 و ج 11، ص83 و 160 و ج 15، ص30 و ج 16، ص25.

 

40 ـ همان، ص37، نك: تفسير نمونه، ج9، ص377 و ج 12، ص578 و ج 25، ص354 و 356 و ج 27، ص214.

 

 

 

 

 

 

چهارشنبه 16/3/1386 - 11:45
پسندیدم 0
UserName