مصائب فاطمي- خشم فاطمه سلام الله عليها (قسمت چهارم)
توسط : حامد...
   

مصائب فاطمي

 خشم فاطمه سلام الله عليها (قسمت چهارم)

 

(ادامه خطبه حضرت زهرا سلام الله عليها)

بعد از اين حال و روز، خداي تعالي شما را با محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ نجات داد ـ درود خدا بر او ـ

چه بلاها كه از دست مردم كشيد، از گرگان عرب و سركشان اهل كتاب.

هرگاه كه آتش جنگ برمي‌افروختند، خدا خاموشش مي‌كرد. هر دم كه شاخ شيطان عيان مي‌شد يا اژدهاي مشركين دهان باز مي‌كرد، پيامبر برادرش علي را به كام اژدها مي‌فرستاد.

و او ـ علي ـ تا پشت و پوزة ديو صفتان بد كنشت را به خاك نمي‌ماليد و آتش كينه‌هايشان را به آب شمشير خاموش نمي‌كرد، باز نمي‌گشت.

غرق بود در عشق خدا و پرتلاش در مسير خدا و نزديك با رسول خدا.

او مردي مرد بود از دوستان خدا و هست؛ سيد اولياء خدا، هميشه تلاشگر، هميشه مقاوم هميشه خيرخواه و هميشه قبراق و حاضر به يراق.

ولي شما ... شما در آن گيرودار، خوب آسوده زيستيد وخوب خوش گذرانديد و گوش خوابانديد و چشم درانديد تا كي چرخ روزگار عليه ما بگردد.

همان شما كه از جنگها مي‌گريختيد و دشمن پشتتان را بيشتر مي‌ديد تا رويتان را، همان شما چشم براه گردش روزگار عليه ما شديد.

... تا پدرم وفات كرد ....

خدا خانة پيامبران و جايگاه برگزيدگان را براي او ترحيج داد.

و بعد ... علائم خفته نفاق در شما آشكار شد و از اعماق وجودتان سربرآورد.

لباس دين برايتان كهنه شد و سر دستة گمراهان زبان درآورد.

و ناچيزان هيچگاه به حساب نيامده سرجنباندند و اظهار وجود كردند.

و عربده‌هاي سراب‌پرستان و باطل‌جويان در عرصة دلهاي شما پيچيد.

و شيطان از مخفي‌گاه خود سربرآورد و شما را به نام خواند.

شما را بلافاصله آشناي كلامش يافت و پاسخگوي دعوتش و آماده براي پذيرفتن خدعه و فريب و نيرنگش.

شما را از جا بلند كرد و ديد كه چه راحت برمي‌خيزيد و شما را گرم كرد و ديد كه چه آسان گرم مي‌شويد و آتش در خرمن كينه‌هاتان انداخت و ديد كه چه زود شعله مي‌گيرد.

پس به اغواي شيطان بر شتري نشانه گذاشتيد كه از آن شما نبود و بر آبشخوري وارد شديد كه غصب محض بود.

خطايي خواسته و اشتباهي دانسته!

و اين در حالي بود كه از عهد پيامبر هنوز چيزي نگذشته بود.

زخم مصيبت هنوز تازه بود و دهان جراحت هنوز به هم نيامده بود و پيامبر هنوز بيرون قبر بود.

بهانه آورديد كه از فتنه مي‌ترسيديم (و خليفه برگزيديم) واي كه هم الان در فتنه افتاده‌ايد و هم اكنون در قعر فتنه‌ايد و راستي كه جهنم بر كافران احاطه دارد.

پس واي بر شما! چطور تن داديد؟! چطور راضي شديد؟! چه كرديد؟! به كجا مي‌رويد؟!

اين كتاب خدا است در ميان شما! همه چيزش روشن است. احكامش درخشان است، نشانه‌هايش چشمگير است، نواهي‌اش واضح است و اوامرش آشكار، اما شما آن را پشت سر انداخته‌ايد، زير پا گذاشته‌ايد.

آيا از آن گريزان شده‌ايد؟ يا غير آن را به حكميت مي‌طلبيد.

آه كه ستمكاران جانشين بدي براي قرآن برگزيدند.

«و آنكه غير از اسلام ديني بجويد از او پذيرفته نمي‌شود و او در قيامت از زيانكاران است».

چندان درنگ نكرديد كه فتنه‌ها آرام گيرد، ناقة خلافت را پيش از آنكه حتي رام شود، به سوي خود كشيديد.

آتش فتنه‌ها را برافروختيد و شعله‌هاي آن را دامن زديد. گوش به زنگ شيطان گمراه كننده شديد و كمر به خاموش كردن انوار دين حق و سنت نبي برگزيده او بستيد. به بهانة گرفتن كف از روي شير، آن را تماماً مخفيانه نوشيديد. و با انبوه مردم بر فرزندان و خاندان پيامبرتان حمله‌ور شديد.

اما ما صبر كرديم، خنجر بر گلو و نيزه بر شكم، تاب آورديم و دم نزديم. تا جائيكه شما فكر مي‌كنيد كه ما ارث نمي‌بريم. تا جائيكه حكم جاهليت را بر ما جاري مي‌كنيد. و چه حكمي بهتر از حكم خداست براي كساني كه ايمان دارند؟

آيا نمي‌دانيد؟ مي‌دانيد. برايتان از خورشيد ميانة روز، روشنتر است كه من دختر پيامبرم.

اي مسلمانان! آيا اين حق است كه ارث من به زور گرفته شود؟!

اي پسر ابي قحافه! اي ابوبكر!

آيا اين در كتاب خداست كه تو از پدرت ارث ببري و من از پدرم ارث نبرم؟!

عجب نوبر زشتي آورده‌اي!

آيا عمداً كتاب خدا را ترك گفتيد و پشت سر انداختيد يا نمي‌فهميد؟!

آيا قرآن نمي‌گويد:

«سليمان از داود ارث برد»

آيا قرآن در ماجراي زكريا نمي‌گويد كه:

«زكريا عرضه داشت: خدايا به من فرزندي عنايت كن تا از من و آل يعقوب ارث ببرد.»؟

اين كلام قرآن است كه:

«خويشاوندان در ارث بردن بر بيگانگان ترحيج دارند.»

و اين نيز كه:

«سفارش خداوند در مورد اولاد اين است كه ارث پسران، دو برابر ارث دختران».

و باز مي‌فرمايد:

«اگر كسي مالي از خود بگذارد، براي پدر و مادر و بستگان به طرز شايسته وصيت كند و اين حقي است بر عهدة پرهيزكاران.»

آيا شما گمان مي‌بريد كه من هيچ ارث و بهره‌اي از پدرم ندارم؟!

آيا خدا آيه‌اي مخصوص شما نازل كرده و پدرم را استثناء نموده؟!

يا مي‌گوئيد: اهل دو مذهب از يكديگر ارث نمي‌برند و من و پدرم پيرو دو مذهبيم؟!

آيا شما به عموم و خصوص قرآن از پدرم و پسر عمويم (علي) واردتريد؟

بيا! بگير! اين مركب آماده و مهار شده را بگيرد و ببر.

ديدار به قيامت! كه چه نيكو داوري است خدا و چه خوب دادخواهي است محمد ـ صلّي الله عليه و آله و سلم ـ و چه خوش وعده‌گاهي است قيامت.

در آن روز اهل باطل زيان مي‌كنند و پشيماني در آن روز بي‌فايده است و براي هر خبري قرارگاهي است. پس خواهيد دانست كه عذابِ خواري افزا بر سر چه كسي فرود خواهد آمد و عذاب جاودانه بر چه كسي حلول خواهد كرد.

 

سه شنبه 15/3/1386 - 7:40
پسندیدم 0
UserName