بهشت
توسط : xxl1122

آشتی با بهشت

دورادور آن نگاه‌ات

و ستيز خنده و آتش.

ترا به جان رعشه‌ی كابوس و قرص،

ما را دمی با بهشت

آشتی بده.

 

روز بعد از پاييز

تا انتظار باران

تا خشت‌های قلعه‌ی تسخير

تا بی‌پيکری که اکنون عنان گسسته

تا چهارراه ترديد

حتا

تا روز بعد از پاييز

به قامت هر چه بودن

و چشمان خيره به سراب

تف می‌کنم.

در قسمت نظرات نمره بدید دوستان

دوشنبه 14/3/1386 - 16:42
پسندیدم 0
UserName