جهان راز و آواز از:علامه طباطبایی(ره)
توسط : haji bina

بنام خدا
جهان رازو آواز
از:علامه طباطبايي(رضوان الله عليه)
از دل آنروز كه من زاده ام
داغ بدل بوده و "دلداده"ام
تابه ره افتاده ام از كودكي
هيچ نياسوده دلم اندكي
شهر وده وسينه ودرياوكوه
گشتم وبگذشتم ودل درستوه
رحل به هرجاي كه مي افكنم
روز دگر خيمه خود مي كشم
شاهد مقصود نديدم دمي
هيچ نديدم خوشي وخرمي
چرخ نگرديد به كامم دمي
قرعه نيفتاد بنامم دمي
از كف واز كاسه گردون دون
برده ام و ريخته ام اشك و خون
منكه نبودم بر رهش خار راه
كوشش وي را ننمودم تباه
جرم من اينست كه آزاده ام
در رقم تيره دل ساده ام
دوش به ياد دل ويران شدم
چون خط ايام پريشان شدم
عاقبتم سينهء غم تنگ شد
پاي نگهباني من لنگ شد
شمع به دستي و به دست دگر
ساغر ومينا شدم ازدربدر
نيمه شب از خانه گريزان شدم
گاه سحر سوي گلستان شدم
گاه بهار و شب مهتاب بود
خرگه گل بود ولب آب بود
جشن بدو شيوه سرو و سمن
كرده پراز غلغله صحن و چمن
بر سرهر بوته گلي.گل زدند
پاي سحن زيور و سنبل زدند
نغز نسيمي كه زخاور وزيد
خود لب گل.گل لب نسيرين گزد
رقص كنان نسترن و ياسمن
چنگ زنان.چنگ زنان چمن
تازه عروسان چمن گرم ناز
پرده درافتاده برون جسته راز
مرغ سحر هرچه بدل راز داشت
چون ني بي خويش.درآواز داشت
پس بغنوديم بيك كنج باغ
شيشه وپروانه و جام و چراغ
ليك دلم چون خم مي جوش داشت
شاهد اندوه . درآغوش داشت
بسته لب وديده و گوش ازجهان
گرم سر.ازتابش سوز نهان
چشم و لبي را كه زغم بسته بود
گريه كهي. خنده گهي مي گشود
ديدم و پروانه بگرد چراغ
گردد و بزمي است دگر سوي باغ
ليك سراسر همه خاموشي است
جلوه گه راز فراموشي است
بر دو سر باغ دوتا جان فروش
اين بطواف آمده آن در خروش
عالم پروانه همه راز بود
عالم بلبل همه آواز بود
گفت به پروانه خاموش.هزار
هان تو هم از سينه نوايي بيار
با دل پرسوز ترا تب سزاست
در جلو ناز.نيازت رواست
گفت به مرغ سحر آرام شو
بستهءدامي.برو و رام شو
راستي از عاشق دل رفته اي
اين همه از بهر چه آشفته اي
گفت مرا يار بدينسان كند
بي خود و بي تاب و پريشان كند
گفت بگو زنده چرا مانده اي
تخم وفا كر به دل افشانده اي
صاعقهءعشق بهرجا فتاد
نام و نشان سوخته.برباد داد
يا بدل انديشهء جانان ميار
يا به زبان .نام دل و جان ميار
پيش نياور سخن گنج را
ورنه فراموش نما رنج را
فارغ از اين پند چوپروانه گشت
از دل و جان بيخود و بيگانه گشت
خويش بر آتش زد و خاموش شد
رخت برون برد و فراموش شد.
                                            .
وبلاگ معلم

يکشنبه 13/3/1386 - 12:16
پسندیدم 0
UserName