معرفت فاطمي -کوثر (5)
توسط : حامد...
 

معرفت فاطمي

 

کوثر (5)

 

بهره مندی مومنین از چشمه زلال کوثر

إِنَّا اَعْطَیْناکَ الْکَوْثَرَ

در مباحث گذشته که در کوثر 4 مطرح شد گفتیم که ارواح مومنین از کوثر است . سر چشمه کوثر فوق عرش می باشد و از کوثر فاطمی ولایت جاری می شود و به صورت عذب فرات به مادون عرش ریخته می شود و مومنین هر کدامشان به اندازه ظرفشان از آن عذب فرات بهره می گیرند و در یکی از آسمانها قرار می گیرند ، آنان که هنوز وارد ولایت نشده اند در خاکند و وارد آسمانها نشده اند و زمانی که کسی وارد ولایت شد و مومن شد به میزان قدرت حمل ولایتش پیشرفت می کند و دیگر حد قف ندارد و از دنیا به آسمان اول و از آسمان اول به آسمان دوم و به همین صورت پیش می رود تا به آسمان هفتم برسد و آسمان هفتم محاطی است که عرش به آن محیط است که می فرماید : وَ کانَ عَرْشُهُ عَلَی الْماء

 

خلق آسمانها و زمین در شش روز

وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْاَرْضَ فی‏ سِتَّهِ اَیَّامٍ

در روایتی که خوانده شد گفتیم که آسمانهای هفتگانه و زمینهای هفتگانه از نور فاطمه خلق شدند و ائمه اطهار هم فرمودند : نحن الایام و الشهور واللیالی

و سِتَّهِ اَیَّامٍ هم می شود فاطمه زیرا که سر عدد « شش » فاطمه است , زهرا ابجدش 213 است که 2 + 1 +3 = 6 , به جز اینکه آسمانها و زمین از نور فاطمه خلق شدند سِتَّهِ اَیَّامٍ در ظرف زمانی هم اُم الائمه و الابرار می شود .

علی ولی الله هم عدد ابجدش 222 است که می شود , 2 + 2+ 2 = 6 و حیدر هم ابجدش 222 است , ماهیت آسمانها و زمین مخلوق فاطمه است زیرا همه آنها از نور فاطمه خلق شدند.

 

چرخش خورشید و ماه در آسمان فاطمی

در سوره مبارکه انبیاء آمده است : وَ هُوَ الَّذی خَلَقَ اللَّیْلَ وَ النَّهارَ وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ کُلٌّ فی‏ فَلَکٍ یَسْبَحُون‏

خداوند لیل ونهار و شمس و قمر را آفرید و همه اینها در یک فلکی می چرخند و شناورند .

شب و روز از چرخش زمین و ماه و خورشید ناشی می شود. ریشه یَسْبَحُون , سین و با و حا است که می شود«سبح» , یعنی تسبیح فاطمه یعنی آنها در آسمان فاطمی شناورند و شمس هم شمس ولایت است و قمر هم قمر منیر بنی هاشم است که همه کسانی که در ولایت وارد شدند و ولایتی هستند قمرند که از شمس مستضیی می شوند .

 

غوطه وری عرش در آسمان فاطمی

هر آسمانی شمس و قمر و کهکشان خودش را دارد ، کهکشان راه شیری قطره ای است در دریای آسمان اول و آسمان اول حلقه ای است در بیابان در مقابل آسمان دوم  و آسمان دوم حلقه ای است در بیابان در مقابل آسمان سوم و به همین صورت است تا آسمان هفتم که آسمان هفتم حلقه ای است در بیابان در مقابل عرش و مومن اینست که عرش الرحمن می شود و همه اینها در آسمان فاطمی شناورند.

 

مشکات ، چشمه نور

إِنَّا اَنْزَلْناهُ فی‏ لَیْلَهِ الْقَدْر  یکی از اسامی خانم« لیل »  است ؛ تا زمانی که لیلی نباشد ماه و ستاره ای مشاهده نمی شود, پس ماه و ستاره در آسمان و در لیل مشاهده می شوند.ما اگر می خواهیم ایمه را بشناسیم باید در آسمان فاطمی نگاه کنیم. ما دو لیل داریم یک لیل به معنای ظلمت و دیگری لیلی که مشکات است و آن لیل است اما ریشه نور است , اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْاَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکاهٍ فیها مِصْباحٌ الْمِصْباحُ فی‏ زُجاجَهٍ الزُّجاجَهُ کَاَنَّها کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِنْ شَجَرَهٍ مُبارَکَهٍ زَیْتُونَهٍ لا شَرْقِیَّهٍ وَ لا غَرْبِیَّهٍ

که آیه مبارکه « الله نور» به جز با معرفت فاطمه معنا نمی یابد .

لاَ الشَّمْسُ یَنْبَغی‏ لَها اَنْ تُدْرِکَ الْقَمَرَ وَ لاَ اللَّیْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ کُلٌّ فی‏ فَلَکٍ یَسْبَحُون‏

و این است معنای مادر که همه در آغوش مادرشان هستند، چشمه کوثر از ما فوق عرش جاری است و اثرات آن در آسمان دنیا قطرات باران است .

 

تا هست علی باشد و تا بود علی بود.

پیامبر اکرم وقتی به معراج رفت در هر آسمانی اثری از اثرات ولی الکونین، امیرالمومنین را دید و آنها همه قطراتی بود و آبهایی بود که از چشمه کوثر فاطمی در هر آسمانی جاری بود و وجود مقدس پیامبر می فرماید در آسمان دوم که وارد شدم دیدم هزار مسجد است و در هر مسجدی هزار منبر است و بر هر منبر علی سخن می گوید .

این کفر نباشد سخن کفر نه این است تا هست علی باشد و تا بود علی بود

سر دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان شمس الحق تبریز که بنمود علی بود

چندان که در آفاق نظر کردم و دیدم به یقیــــــن در همه موجود علی بود

وَ کُلٌّ فی‏ فَلَکٍ یَسْبَحُون , که عدد ابجد فلک 130 است که می شود عین , 70 + 50 + 10 =130 که معنای چشمه است .

 

ورود ناموس الهي بر صحراي محشر

در کتاب جنه العاصمه مرحوم سید محمد حسین میر جهانی ندیم آیه الله بروجردی روایت بسیار عجیبی آمده است که این کتاب مرجع بسیارمهمی است برای بسیاری از بزرگان معاصر ما که در گوشه و کنار تهران مقدس قرار دارند و خاک پایشان سرمه چشمانمان است:

إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی إِذَا بَعَثَ الْخَلَایِقَ مِنَ الْاَوَّلِینَ وَ الْآخِرِینَ نَادَی مُنَادِی رَبِّنَا مِنْ تَحْتِ عَرْشِهِ یَا مَعْشَرَ الْخَلَایِقِغُضُّوا اَبْصَارَکُمْ لِتَجُوزَ فَاطِمَهُ بِنْتُ مُحَمَّدٍ سَیِّدَهُ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ عَلَی الصِّرَاط

زمانی که خلایق از اولین و آخرین بر انگیخته می شوند، منادی از تحت عرش ندا میدهد: ای خلایق! چشمانتان را بیندازید , (یعنی فاطمه سر است و فاطمه حرمت است و حریم است و حرم است و او ناموس است و کسی نمی تواند فاطمه را بشناسد یعنی کسی نمی تواند فاطمه را ببیند).

فَتَغُضُّ الْخَلَایِقُ کُلُّهُمْ اَبْصَارَهُمْ فَتَجُوزُ فَاطِمَهُ عَلَی الصِّرَاطِ لَا یَبْقَی اَحَدٌ فِی الْقِیَامَهِ إِلَّا غَضَّ بَصَرَهُ عَنْهَا إِلَّا مُحَمَّدٌ وَ عَلِیٌّ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَیْنُ وَ الطاهرین مِنْ اَوْلَادِهِمْ فَإِنَّهُمْ اَوْلَادُهَا

و هیچ کس در صحرای قیامت نمی ماند مگر چشمانش فرو افتاده است به جز علی و محمد و حسن و حسین که خانم عالم قدم به عرش می نهد و از صراط عبور می کند .

(خوش به حال عاشقان فاطمه که مجال فهم عشق فاطمه اینجا نیست زیرا مجال ظهور فاطمه هم در دنیا نیست و فقط 18 سال فاطمه در دنیا آمد که البته 18 عدد ابجد حی است و همان 18 سال برای عالمیان کافی بود .عشق ما به فاطمه اکسیر اعظم است و با جمیع عوالم کون و مکان عشق فاطمه قابل قیاس نیست و در عرش عظمت محبت فاطمه فهمیده می شود.) همه باید چشمانشان را فرو بخوابانند مگر محمد و علی و حسن و حسین وَ الطاهرین مِنْ اَوْلَادِهِمْ فَإِنَّهُمْ اَوْلَادُهَا وَ مَحارِمُها یعنی آنانکه روحشان سبز است و سید شده اند، آنان به فاطمه محرمند و آنان فرزندان فاطمه اند .

 

اُم خلقت درحجاب اهل بیت

در ادامه روایت می فرماید : فَإِذَا دَخَلَتِ الْجَنَّهَ بَقِیَ مِرْطُهَا مَمْدُوداً عَلَی الصِّرَاطِ طَرَفٌ مِنْهُ بِیَدِهَا وَ هِیَ فِی الْجَنَّهِ وَ طَرَفٌ فِی عَرَصَاتِ الْقِیَامَهِ فَیُنَادِی مُنَادِی رَبِّنَا یَا اَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَهَ تَعَلَّقُوا بِاَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَهَ سَیِّدَهِ نِسَاءِ الْعَالَمِینَ فَلَا یَبْقَی مُحِبٌّ لِفَاطِمَهَ إِلَّا تَعَلَّقَ بِهُدْبَهٍ مِنْ اَهْدَابِ

مِرْطِهَا حَتَّی یَتَعَلَّقَ بِهَا اَکْثَرُ مِنْ اَلْفِ فِیَامٍ وَ اَلْفِ فِیَام‏

خانم وارد بهشت می شوند تا معلوم شود بهشت چیست , فاطمه، بهشت محمد است ؛ محمدی که از نور او عرش خلق شده است. خانم وارد بهشت می شوند در حالیکه چادرشان بر سرشان است و یک طرف چادر که در دست خانم است در بهشت است و طرف دیگر چادر در بقیه عرصات محشر پخش می باشد و جمیع محشر را رده های چادر خانم فرا می گیرد . آن چه چادری است؟

آن چادر و آن حجاب خانم همان است که حضرات معصومین می فرمایند : نحن الحُجُب, ما حجابهای مادرمان فاطمه ایم .

برای همین است که حجاب روی فاطمه به همه عرصه ها کشیده می شود و مرآت تمام عیار احدیت می شود و تجلی خدا می گردد و ایمه اطهار حجابهای فاطمه اند .

 

رشته های اتصال بر حریم الهی

فَیُنَادِی مُنَادِی رَبِّنَا یَا اَیُّهَا الْمُحِبُّونَ لِفَاطِمَهَ تَعَلَّقُوا بِاَهْدَابِ مِرْطِ فَاطِمَهَ

و بعد ندا می آید که ای دوستداران فاطمه هر کدام از شما یک نخ از چادر فاطمه را بگیرید و وارد بهشت شوید.

و این ها همه چگونگی ارتباطات ما با خانممان است , یکی در دلش عشق حسین را دارد یعنی عشق حسین رشته های است که او را در قیامت به چادر فاطمه متصل می کند زیرا فاطمه کوثر است و حسین از آن زاییده شده است و ما آن رشته را که بگیریم به فاطمه می رسیم و اگر یک نفر رضوی باشد , رشته امام رضا را می گیرد و به فاطمه ملحق می شود و یک عده مهدوی هستند و یک عده زینبی هستند و رشته خانم زینب را می گیرند و به فاطمه می رسند .

برای بعضی ها هم احتیاجی نیست که رشته ای را بگیرند و به فاطمه برسند؛ آنها خودشان همیشه زیر چادر خانم می باشند و وارد بهشت می شوند , یعنی آنان محارم خانمند و حجب را برایشان برداشته اند ، آنان عالم برزخ ندارند و در همین دنیا که روح از بدنشان خارج شد مستقیم در فردوس اعلی هستند و آنها حسینی ها هستند , یعنی عباس , عباسی که همه وجودش لرزه به اندام دشمن می انداخت و از شجاعت و غیرت و زیبایی زبانزد بود و به همین علت شمر برای او امان نامه آورد و همین عباس شمشیر به کمر زده و کنار مولایش ایستاده و عرض می کند , سمعا و طاعتا سیدی و مولای

و ما اگر این گونه شدیم و اباالفضلی شدیم اربابمان ظهور می کند و اگر برای تعجیل فرج عجله داریم باید اول بدن خاکی خودمان را آماده کنیم، وَ اَکْثِرُوا الدُّعَاءَ بِتَعْجِیلِ الْفَرَجِ فَإِنَّ ذَلِکَ فَرَجُکُم‏

 

همه بهشتی اند جز ...

هر کسی یک رشته از چادر خانم را می گیرد و وارد بهشت می شود. این مطالب همه در حجب است زیرا کسی فاطمه شناس نیست .

إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَهَ لِاَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا

مخلوقات از شناخت فاطمه و معرفت او بریده شدند زیرا معرفت او در دنیا با حجب است و حجب او ایمه و فرزندان فاطمه اند . نحنُ حُجَهُ الله عَلَی الخَلقِ و اُمُنا فاطِمَه حُجَه الله عَلَینا

هیچ مومن فاطمه در صحرای محشر نمی ماند مگر که رشته ای از چادر فاطمه در دستش است و به واسطه خانم هزاران هزار از محبان، بهشتی می شوند و نمی ماند در صحرای محشر کسی جز مبغض فاطمه .

 

نورافشانی زهرا بر امیرالمؤمنین

در کتاب جنه العاصمه مرحوم میر جهانی آمده است که ابان ابن تغلب از اصحاب سر امام صادق نقل می کند : قُلْتُ لِاَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لِمَ سُمِّیَتِ الزَّهْرَاءُ زَهْرَاءَ فَقَالَ لِاَنَّهَا تَزْهَرُ لِاَمِیرِ الْمُوْمِنِینَ (ع ) فِی النَّهَارِ ثَلَاثَ مَرَّاتٍ بِالنُّورِ

از حضرت صادق (ع) پرسیدم چرا زهرا زهرا نامیده شد؟ حضرت فرمودند: زیرا مادرم زهرا سه مرتبه در روز بر علی نور افشانی می کرد .

و حال می فهمیم آن عبارتی که علی بر کنار بالین زهرا می فرمود ،یعنی چه :

نَفْسِی عَلَی زَفَرَاتِهَا مَحْبُوسَهٌ یَا لَیْتَهَا خَرَجَتْ مَعَ الزَّفَرَاتِ‏

لَا خَیْرَ بَعْدَکَ فِی الْحَیَاهِ وَ إِنَّمَا اَبْکِی مَخَافَهَ اَنْ تَطُولَ حَیَاتِی‏

کَانَ یَزْهَرُ نُورُ وَجْهِهَا صَلَاهَ الْغَدَاهِ وَ النَّاسُ فِی فِرَاشِهِمْ فَیَدْخُلُ بِیَاضُ ذَلِکَ النُّورِ إِلَی حُجُرَاتِهِمْ بِالْمَدِینَهِ فَتَبْیَضُّ حِیطَانُهُم ‏... فَإِذَا انْتَصَفَ النَّهَارُ وَ تَرَتَّبَتْ لِلصَّلَاهِ زَهَرَ نُورُ وَجْهِهَا ع بِالصُّفْرَهِ فَتَدْخُلُ الصُّفْرَهُ فِی حُجُرَاتِ النَّاس‏ ... فَإِذَا کَانَ آخِرُ النَّهَارِ وَ غَرَبَتِ الشَّمْسُ احْمَرَّ وَجْهُ فَاطِمَهَ فَاَشْرَقَ وَجْهُهَا بِالْحُمْرَهِ فَرَحاً وَ شُکْراً لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فَکَانَ تَدْخُلُ حُمْرَهُ وَجْهِهَا حُجُرَاتِ الْقَوْمِ وَ تَحْمَرُّ حِیطَانُهُمْ فَیَعْجَبُونَ مِنْ ذَلِکَ وَ یَاْتُونَ النَّبِیَّ ص وَ یَسْاَلُونَهُ عَنْ ذَلِکَ فَیُرْسِلُهُمْ إِلَی مَنْزِلِ فَاطِمَهَ فَیَرَوْنَهَا جَالِسَهً تُسَبِّحُ اللَّهَ وَ تُمَجِّدُهُ وَ نُورُ وَجْهِهَا یَزْهَرُ بِالْحُمْرَهِ فَیَعْلَمُونَ اَنَّ الَّذِی رَاَوْا کَانَ مِنْ نُورِ وَجْهِ فَاطِمَهَ ع فَلَمْ یَزَلْ ذَلِکَ النُّورُ فِی وَجْهِهَا حَتَّی وُلِدَ الْحُسَیْنُ ع

نماز صبح که می شد نور سفیدی همه منازل مدینه را فرا می گرفت و به منزل فاطمه می آمدند و می دیدند حضرت خانم در محرابشان ایستاده اند و نورسفیدی از محراب او ساطع می شود که نور سفید مخصوص پیامبر است .

و در نماز ظهر نور صورتش در محراب به زردی می زد و همه خانه های مدینه را نور زرد فرا می گرفت که نور زرد مخصوص اهل بیت است .

و وقتی خورشید در حال غروب بود صورت فاطمه به رنگ سرخ می درخشید و برای علی به رنگ سرخ تجلی می کرد , این نور قرمز هر شب در صورت فاطمه بود تا حسین به ظهور رسید

 

روی گردانی رحمت مطلق از دو شیطان مطلق

در کتاب الامامه و السیاسه ابن قتیبه دینوری که یکی از علمای اهل تسنن است قضایای آتش زدن در و دیوار کاملا آمده است , در همین کتاب نقل شده است که بعد از قضایای در و دیوار دومی ملعون به ابابکر ملعون گفت بیا نزد فاطمه برویم و ما او را بسیار ناراحت کرده ایم , نزد خانم رفتند و خانم به آنها اذن ورود ندادند آنگاه پیش مولا آمدند و با او صحبت کردند و حضرت مولا به خانم فرمودند یا فاطمه آیا اجازه ورود به آنها را می دهی ؟ حضرت صدیقه به امیرالمومنین فرمودند : یا علی الْبَیْتُ بَیْتُکَ وَ الْحُرَّهُ اَمَتُک خانه خانه تو است و این زن آزاده کنیز تو است .

و حضرت مولا آن دو را وارد منزل کردند و وَ حَوَّلَتْ وَجْهَهَا إِلَی الْحَایِط خانم از پشت حجاب رویش را از آن دو ملعون بر گرداند و جواب سلام آن دو را نداد .

(و وای به حال کسی که دم از آن دو ملعون بزند که خانم عالم از تنها کسانی که روی گرداند آن دو بودند و شیعه تنها جایی که آرام نمی نشیند در برایت از آن دو رجس ملعون است , فاطمه رحمت مطلق است و اگر محمد رحمه للعالمین است فاطمه ام ابیها است و رحمت مطلق از آن دو ملعون روی گرداند و جواب سلام آنها را نداد زیرا آنها شیطان مطلقند و بت اصلی در عالم آنهایند ، بت، لات و عزی و حبل نیست ؛ بت عمر است).

 

لعنت فاطمه بر دشمنان در هر نماز

بعد آن اولی ملعون به خانم گفت ای فاطمه همانا قرابت تو به ما همان قرابت پیامبر به ما است و قسم به خدا تو برای من عزیزتر از دخترم عایشه هستی .

و خانم فرمودند: ِ آیا این حدیث را شنیده اید اَ لَمْ تَسْمَعَا رَسُولَ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ که : یَقُولُ رِضَا فَاطِمَهَ مِنْ رِضَایَ وَ سَخَطُ فَاطِمَهَ ابْنَتِی مِنْ سَخَطِی. وَ مَنْ اَحَبَّ فَاطِمَهَ ابْنَتِی فَقَدْ اَحَبَّنِی، وَ مَنْ اَسْخَطَ فَاطِمَهَ فَقَدْ اَسْخَطَنِی‏

آن دو ملعون گفتند: قَالَا نَعَمْ، سَمِعْنَاهُ. بله این حدیث را از پیامبر شنیده ایم .

آنگاه حضرت خانم فرمودند : فَإِنِّی اُشْهِدُ اللَّهَ وَ مَلَایِکَتَهُ اَنَّکُمَا اَسْخَطْتُمَانِی وَ مَا اَرْضَیْتُمَانِی، وَ لَیِنْ لَقِیتُ النَّبِیَّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ لَاَشْکُوَنَّکُمَا إِلَیْهِ.

خدا و ملایکه اش را شاهد می گیرم شما من را آزار دادید و هرگز از شما دو نفر راضی نمی شوم و وقتی به دیدار رسول خدا بروم این را به او خواهم گفت .

بعد فرمودند : وَ اللَّهِ لَاَدْعُوَنَّ اللَّهَ عَلَیْکَ فِی کُل‏ صَلَاهٍ

والله در هر نمازی که بخوانم شما دو ملعون را نفرین کنم .

 

لعن افضل از سلام

اگر سرعظیم الهی را می خواهیم در برائت از دشمنان فاطمه است زیرا مرتبه لاعنین مرتبه خدا است .

إِنَّ الَّذینَ یُوْذُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ لَعَنَهُمُ اللَّهُ فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَهِ وَ اَعَدَّ لَهُمْ عَذاباً مُهینا

کسانی که خدا و رسولش را آزردند ، خدا در دنیا و آخرت لعنتشان می کند.

لعن مقدم بر سلام است . اگر لعن را از زیارت عاشورا بر داریم چیزی از آن نمی ماند.

امام صادق (ع) وارد مسجد شدند دیدند در مسجد دو حلقه تشکیل شده است یک حلقه صلوات می فرستند و یک حلقه لعن می گویند و بعد به سمت حلقه ای که صلوات می فرستادند رفتند و به آنها سلام کردند و آن حلقه دیگر ناراحت شدند و گفتند: مگر کار ما اشتباه بود که به ما سلام نکردید , حضرت فرمودند نمی خواستم به اندازه جواب سلام من هم از گفتن لعن غافل شوید .

 

خواه پند گیر ، خواه ملال

دشمن می داند کجا بنشیند و سر راه برایت و لعن می نشیند و ما مقدمات ظهور حضرت بقیه الله هستیم، همانگونه که امام حسین قبل ازاینکه به کربلا بروند اول مسلم را فرستادند تا ببیند با مسلمش چه می کنند ! ما عَلَی الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغ‏

تا صحبت از ولایت و کوثر می کنیم همه می پسندند اما تا علی را نقد می کنیم ومی گوییم زیر بار ولایت بروید همه رد می کنند و رو می گردانند .

 

روضه ، افضل عبودیت

لازمه حمل ولایت ، داشتن سعه صدر است که این امر محقق نمی شود جز با شنیدن روضه ؛ چرا که با شنیدن روضه و سوخته شدن در آن می توان عیار طلای وجود را بالا برد ؛ همانگونه که عیار طلا را با قراردادن در معرض آتش بالا می برند.

 

درِ خانه فاطمه، محراب پیغمبر

زمانیکه آیه تطهیر نازل شد إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً وجود مقدس رسول اکرم هر صبح بر در خانه علی می آمد و می فرمود السَّلَامُ عَلَیْکُمْ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ رَحْمَهُ اللَّهِ وَ بَرَکَاتُهُ الصَّلَاهَ یَرْحَمُکُمُ اللَّهُ إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ اَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً. ای اهل خانه! شما اهل بیت مطهر پیغمبرید.

شش ماه کار پیغمبر این بود . همه مسمانان احترام پیغمبر بر این در را می دیدند . نقل می کنند که پیغمبر شبها ، هنگام نماز شب ، سجاده اش را درب خانه فاطمه می انداخت. رو به قبله می ایستاد و فاطمه را واسطه خود و خدای خود قرارمی داد. محراب عبادت محمد ، در خانه علی و فاطمه بود.

 

دفاع از حریم ولایت علوی

ملعون دومی دستور داد تا در این خانه را آتش بزنند .

علامه امینی می فرماید مگر یک نفر می تواند بر گردن علی ریسمان بیندازد؛ چهل نفر وارد خانه شدند تا علی را به مسجد ببرند.

وقتی طناب بر دست علی بستند و علی را به مسجد می بردند ، ... فاطمه مانع شد فَاَلْقَوْا فِی عُنُقِهِ حَبْلًا وَ حَالَتْ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَهُ فَاطِمَهُ ع عِنْدَ بَابِ الْبَیْت‏ ...

عمر به قنفذ دستور داد که فاطمه را از علی جدا کن . فَضَرَبَهَا ْفُنفُذٌ الْمَلْعُونُ بِالسَّوْطِ فَمَاتَتْ حِینَ مَاتَتْ وَ إِنَّ فِی عَضُدِهَا مِثْلَ الدُّمْلُجِ مِنْ ضَرْبَتِهِ لَعَنَهُ اللَّه‏

دست فاطمه از علی جدا نشد ؛ بلکه پیراهن علی پاره شد ودر دستان فاطمه باقی ماند ...

 

شکایت فاطمه از امت

علی را به مسجد بردند ... فاطمه فرمود: ْ یَا اَبَا بَکْرٍ اَ تُرِیدُ اَنْ تُرْمِلَنِی مِنْ زَوْجِی وَ اللَّهِ لَیِنْ لَمْ تَکُفَّ عَنْهُ لَاَنْشُرَنَّ شَعْرِی وَ لَاَشُقَّنَ جَیْبِی وَ لَآَتِیَنَّ قَبْرَ اَبِی وَ لَاَصِیحَنَّ إِلَی رَبِّی فَاَخَذَتْ بِیَدِ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ ع وَ خَرَجَتْ تُرِیدُ قَبْرَ النَّبِیِّ ص‏ الان موهایم پریشان می کنم...

امیر عالم شنید و به سلمان فرمودند : اَدْرِکْ ابْنَهَ مُحَمَّدٍ فَإِنِّی اَرَی جَنْبَتَیِ الْمَدِینَهِ تُکْفَیَانِ وَ اللَّهِ إِنْ نَشَرَتْ شَعْرَهَا وَ شَقَّتْ جَیْبَهَا وَ اَتَتْ قَبْرَ اَبِیهَا وَ صَاحَتْ إِلَی رَبِّهَا لَا یُنَاظَرُ بِالْمَدِینَهِ اَنْ یُخْسَفَ بِهَا وَ بِمَنْ فِیهَا

یا سلمان ! فاطمه را دریاب که اگر دست به دعا بردارد یک موجود روی زمین باقی نمی ماند.

 

يکشنبه 13/3/1386 - 6:56
پسندیدم 0
UserName