در حسرت دیدار تو اواره ترینم و....
توسط : b_1369
امشب بازستاره ها ازدل اسمان به زمین می ایند امشب باز صدای اوای عشق از  اسمان به زمین خواهد رسید امشب باز در حسرت دیدار تو اشک خواهم ریخت باز امشب به یاد خاطرات رویایی نگاهم را از دشت دور نخواهم کرد شاید ... شاید تو با اسب سپید ارزوها در جستوجوی من باشی ومن در انتظار دیدار تو پشت کوه هایی که محکوم به همیشه ایستادن هستند گم شده باشم ثانیه ها برایم دیر می گذرند وکابوس جدایی     رهایم نمی کندمی ترسم میترسم از انکه شاید دستانم دیگر نتوانند دستان پر مهر و محبتت را بگیرند بگو کدامین جادوگر با کدام طلسم مرا  عاشق تو ساخته است نمی دانم در چشمانت چه رازی نهفته است که این چنین مراشیفته ی خود ساخته اند همیشه وهمه جا به یاد تو هستم
شنبه 12/3/1386 - 17:2
پسندیدم 0
UserName