معرفت فاطمي
توسط : حامد...
 

 

معرفت فاطمي

 کوثر (2)

 

مهدی، سر مستودع فاطمه

بحث کوثر را مطرح کردیم و عرض شد که معنای کوثر خیر کثیر است و معنای خیر را بیان کردیم که اولک هم خیر البریه شیعیانند که شناسنامه ایشان خیر است، و گفتیم حضرت بقیه الله الاعظم شناسنامه شان مادری است و بقیه الله خیر لکم إن کنتم مومنین .

إن شاءالله در تفسیر اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها خواهیم گفت که آن سّر مستودع سینه فاطمه، مهدی است که به محض اینکه آن سینه بین در و دیوار قرار گرفت مهدی را صدا کرد که او است سر المستودع فیها .

خیرالعمل ، عملی که مهر فاطمی دارد.

در تفسیر حی علی خیرالعمل  بیان شد که هر عملی باید شناسنامه فاطمی داشته باشد. یعنی فرزندان حضرت صدیقه زرنگ ترین مخلوقات الهی اند؛ چرا که اعمال آنان خیرالعمل است. خیرالعمل عمل خاصی نیست، هر عملی که روی آن مهر فاطمی خورده باشد، خیرالعمل است.

 

اصل خیر، اصل شر

بیان شد که اصل خیر اهل بیت هستند و دشمنان آنان اصل شر هستند. اصل همه شرارتها و مناع للخیر دومی منحوس است.

خدا را با تسبیح فاطمه یاد کنید.

اکنون در معنای خیرکثیر به معنای کثیر می پردازیم .در آیه شریفه قرآن به اهل ایمان امر شده است که : یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا

معنای ذکر کثیر چیست و به کدام ذکر خدا ذکر کثیر می گوییم ؟ در تفسیر این آیه شریفه آمده است : قال مولانا الباقر (ع) : ذکر کثیر تسبیح فاطمه الزهرا .

یعنی 34 الله اکبر و 33 الحمد لله و 33 سبحان الله که البته این ظاهر تسبیح فاطمه است , برای همین می گویند بهترین ذکر بعد از نماز، ذکر خانم است که قبل از اینکه از نماز روی گردانیم ذکر را بگوییم که روایت داریم اگر در نمازمان مشکل احکامی باشد آن ذکر مشکل

را بر طرف می کند.

 

اوج عبودیت نماز است.

شیعیان باید با نماز عشق کنند. ارباب ما در نماز تیر از پایش در آوردند، نیمه های شب که حضرت برای عبادت به نخلستان می رفتند , برای خانم خبر می آوردند که علی در نخلستان مُرد و خانم می فرمودند: این کار هر شب علی است که از شدت عبادت و ذکر الهی به این حالت می افتد.

پس ما اگر الگویمان علی است باید اوج معرفت و عبودیتمان در نماز باشد , الصلاه معراج المومن , و بعد می فهمیم نمازمان همان روضه و روضه مان همان نمازمان است، پس ما باید بهترین نماز ها را داشته باشیم و اگر این گونه نباشد در ولایتمان مشکل داریم زیرا خودشان فرمودند : نحن اصل کل خیر و من فروعنا کل بر و من البر التوحید و هر چه ولایتی تر شدیم باید آثار عبودیت و احکام بیشتر در وجودمان جلوه کند .

 

سرمایه ولایت را نقد کنیم.

ما باید هر چه فاطمی تر شدیم نگاهمان , قلبمان و اعضاء و جوارحمان تمیز تر شود و اگر این اثرات را نمی بینیم یعنی هنوز ولایتمان کم رنگ است و یا هنوز نقد نشده است و ما باید ولایتی را که در درونمان است زودتر نقد کنیم .

 

اعتبار ظاهر قرآن

پس ذکر کثیر تسبیحات خانم است که ظاهر آن 34 تا الله اکبر و 33 تا الحمد لله و 33 تا سبحان الله است و وقتی ما در بطن مباحث صحبت می کنیم دلیل این نیست که ظاهر آن را رد می کنیم و در مورد اعتبار و حجیت ظاهر قرآن و احادیث و روایات همیشه صحبت کرده ایم. اولین حُجیت قرآن، ظاهر آن است؛ ظاهر را به جای خود پذیرفته ایم و حالا در بطن صحبت می کنیم.

 

تسبيح فاطمه ،غرق شدن در آسمان فاطمي

حالا معنای بطنی تسبیح فاطمه چیست که ذکر کثیر است ؟ وقتی زبانمان تسبیح می گوید، روحمان در کجا سیر کند؟ بطن این تسبیح چه معنایی دارد؟ یعنی تمجید فاطمه و معرفت فاطمه و سبوح و قدوس یعنی غرق در آسمان فاطمی شدن و این امر چگونه محقق می شود؟ باید مست فاطمه شد و مست عشق و معرفت فاطمه شد, که این است تسبیح فاطمه.

 

«سبح» به چه معناست؟

«سبح» یک معنایش غرق و شناور شدن است و یک معنایش پاک و منزه دانستن است, یعنی هر عیبی که تصور می کنیم باید از فاطمه پاک کنیم و به دومی ملعون بچسبانیم و این است تسبیح فاطمه و اینجا ارزش و عظمت لعن دانسته می شود که لعن گفتن اعداء فاطمه , تسبیح فاطمه است و هر چه بیشتر دشمنان فاطمه را لعن کنیم تسبیح فاطمه را گفته ایم .

 

لعن آغاز تسبیح

و اگر می خواهیم تسبیح فاطمه کنیم باید غرق در معرفت او شویم یعنی حجب ظلمانی را پاره کنیم آغاز پاره کردن حجب ظلمانی لعن کردن است , لعن اولین قدم شروع تسبیح فاطمه است و اگر می خواهیم لعن کنیم باید دشمنان فاطمه را بشناسیم .

 

در روضه دشمن فاطمه را بشناس .

اینکه می گوییم عظمت عبودیت در روضه است به این دلیل است که در روضه می فهمیم که دشمنان فاطمه با فاطمه چه کردند و هیچ کجا مانند روضه حوض کوثر به ظهور نمی رسد.

 

آب کوثر، زنده کننده ارواح مومنین

ارواح مومنین ریشه در حوض کوثر دارد و اشکهایی هم که در اثر روضه می ریزند از حوض کوثر است ؛ آب کوثر از عرش نازل می شود و باران در همه آسمانها یک شکل می بارد و زنده شدن هم در هر آسمانی متفاوت است.

و انزل من السماء ماء فاحیی به الارض بعد موتها  ، وما آب را از آسمان نازل کردیم و زمین را پس از مردنش زنده کردیم.

و وای به حال آنکه هنوز قطره ای از ولایت و محبت فاطمی نچشیده باشد , انهّم میّتون آنها مرده گانند، چرا که:

و جعلنا من الماء کل شیی حی و ما از آب همه چیز را زنده کردیم.

 

خلق از معرفت فاطمه بریده شدند .

بیان کردیم که ذکر کثیر یعنی تسبیح فاطمه و یعنی فاطمه شناسی لم سمیت فاطمه بالفاطمه , لان الخلق فطموا عن معرفتها  فاطمه , فاطمه نامیده شد زیرا مردم از معرفت فاطمه بریده شدند و کسی نمی تواند فاطمه را بشناسد .هیچ گاه به عظمت خانم پی نخواهیم برد وبه معرفت خانم نخواهیم رسید.

 

علم نامتناهی فاطمه

در باب علم خانم روایتی از زبان عمار نقل شده است : امیر المومنین و حضرت رسول اکرم در مسجد نشسته بودند , حدیثی میانشان رد و بدل شد، عمار می گوید حضرت مولا وارد منزل شدند حضرت صدیقه فرمودند : یاعلی! خبر دهم از علم ما کان و ما یکون و ما هو کاین و ما لم یکن . عمار نقل می کند که دیدم علی از هیبت فاطمه یک قدم به عقب گذاشت و از خانه خارج شد.

 

چگونه فاطمه بشناسیم؟

ما فاطمه نمی شناسیم , ما اول باید امام بشناسیم , حسین بشناسیم , مهدی بشناسیم , علی ابن موسی الرضا بشناسیم و آنگاه ببینیم اُمشان کیست .

آیا فاطمه آن کسی است که چرخ آسیاب را می چرخاند ؟! فاطمه با آسیاب جمیع عوالم کون و مکان را می چرخاند , اشاره دست فاطمه عوالم کون و مکان را خلق می کند .

انّها صدیقه الکبری و علی معرفتها دارت القرون الاولی  فاطمه زهرا , صدیقه کبری است و بر معرفتش آسمانها و قرون اولی می چرخد , بر معرفت فاطمه و نه بر خود فاطمه .

 

خلقت نوراني اهل بيت

در اینجا روایت بسیار عظیمی را پیرامون شان و مقام پیامبر و اهل بیت نقل می کنیم. در کتاب جنه العاصمه مرحوم علامه میر جهانی ص11 , از زبان پیامبر اکرم بیان شده است که :

عباس عموی پیامبر نزد ایشان می آید و می گوید یا محمد! مگر من و تو و علی یکی نیستیم؟ پیامبر (ص) می فرمایند: تو عموی من هستی اما تو با من و علی و فاطمه و حسن و حسین تفاوت بسیاری داری و برای او این روایت سنگین را می فرمایند: خلقنا الله نحن حیث لا سماء مبنیه و لا ارض مدحیه و لا عرش و لا جنه و لا نار کنا نسبحه حین لا تسبیح و نقدسه حین لا تقدیس  خداوند ما پنج نور را خلق کرد زمانیکه هیچ آسمان و زمینی و هیچ عرشی و بهشت و جهنمی نبود

 

جنت و کوثری نبود اگر نبود فاطمه ،

هیچ پیمبری نبود اگر نبود فاطمه

 

زمانی که آسمان و زمینی نباشد مکانی وجود ندارد و زمانی که عرش و بهشت و جهنمی نباشد زمانی وجود ندارد. زمان به حرکت خورشید و ماه و ستاره تعریف می شود؛ علی و فاطمه بر زمان و مکان محیطند.

 

مکان بلا مکان تویی زمان بلا زمان تو یی

بیان این فضایل در شان اهل بیت، مقدمات ظهور است. بعضی بیان این مطالب ساده را غلو می دانند.

 

آتش ، سیلی صورت فاطمه

بهشت و جهنم معنایش این است که : لو اجتمع الناس علی حب علی ابن ابیطالب لما خلق الله النار ، اگر مردم بر محبت علی جمع می شدند خدا آتش را خلق نمی کرد .

ذات احدیت اشارتی در علم لم یکن کرد , سیلی صورت فاطمه را دید، آتش را آفرید .

صورت شاهد ازل معنی حسن لم یزل جلوه او حکایت از خاتم انبیاء کند

 

جنت ، فاطمه است.

خداوند صورت شاهد ازل و جمال فاطمی را که دید جنت را آفرید و گفت بهشت مخصوص فاطمه است و هر کس را که فاطمه بخواهد داخل آن راه می یابد و رمز بهشت و جهنم چیزی جز این نیست و این است معنای خیر کثیر .

 

خلقت عالم از انوار اهل بیت

در ادامه روایت پیامبر می فرمایند : فلما اراد الله بدوء الصنعه فتق نوری فخلق منه العرش فنور العرش من نوری و انا افضل من العرش .

پس نور پنج تن قبل از خلقت بوده است و شروع خلق بعد از نور محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین بوده است و هنگام اراده خلق، نوری ازنور من محمد جدا شد و از آن عرش آفریده شد و من محمد از عرش افضلم .

ما باید این مطالب را حمل کنیم ؛ باید از حضرت صدیقه این را طلب کنیم. ِ اللَّهُمَّ مَا عَرَّفْتَنَا مِنَ الْحَقِّ فَحَمِّلْنَاهُ وَ مَا قَصُرْنَا عَنْهُ فَبَلِّغْنَاه‏.

ثم فتق نور ابن ابی طالب فخلق منه الملایکه فنور الملایکه من نور ابن ابی طالب و نور ابن ابی طالب من نور الله و نور ابن ابی طالب افضل من الملایکه .

سپس نوری از علی خارج شد و از آن نور ملائکه آفریده شدند و نور علی افضل است از ملایکه

و فتق نور ابنتی فاطمه فخلق منه السموات و الارض فنور السموات و الارض من نور ابنتی فاطمه و نور فاطمه من نور الله و فاطمه افضل من السموات و الارض .

و بعد نوری از فاطمه خارج شد و از نور فاطمه همه آسمانها و زمین خلق شدند , (فقط از نور فاطمه و هنوز سراغ نور زهرا نرفته ایم) و فاطمه افضل است از آسمانها و زمین و هر آنچه در آنها است .

ثم فتق نور الحسن فخلق منه الشمس و القمر فنور الشمس و القمر من نور الحسن و نور الحسن من نور الله و الحسن افضل من الشمس و القمر .

و از نور امام حسن نوری خارج شد و از آن نور خورشید و ماه آفریده شدند .

ثم فتق نور الحسین فخلق منه الجنه و الحور العین فنور الجنه و الحور العین من نور الحسین و نور الحسین من نور الله و الحسین افضل من الجنه و الحورا لعین .

و از نور حسین نوری خارج شد و از آن نور بهشت و حور العین آفریده شدند و حسین افضل است از بهشت و حور العین .

حور العین اشاره به همان خلقت نوری دارد که انها لیست کنساء الآدمیین انها حوراء انسیه ,

و بهشت و حور العین همه و همه از نور حسین آفریده شدند .

 

ملائکه در ظلمت محض

ثم ان الله خلق الظلمه بالقدره سپس خدا با قدرتش ظلمت را آفرید که ظلمت هم از مخلوقات خدا است که با قدرت آن را آفریده است , هو الذی خلق الظلمات و النور ، اوست که ظلمات و نور را آفرید, کسی این معنا را می فهمد که در عالم لعن جلو رفته باشد و گفتیم جهنم از صورت نیلی فاطمه خلق شد .

فارسلها فی سحائب البصر و آنگاه همه ملائکه در ظلمات فرو رفتند , ملایکه ای که نور مطلقند و از نور علی آفریده شده اند در ظلمت فرو رفتند و آن چه ظلمتی است که ملائکه را که نور عقلند فرا می گیرد ؟ ! یعنی عقل نوری هم درآنجا در ظلمت می رود، عقل نوری , نه عقل وهمی عقل نوری هم دیگر آنجا نمی کشد .

 

استغاثه ملائکه از ظلمت

آنگاه ملائکه دست به دعا بلند کردند که خدایا چه گناهی از ما سر زده است که ما را در ظلمت فکندی ؟

فهنالک خلق الله تعالی قنادیل الرحمه و علقها علی سرادق العرش بعد از عجز و التماس ملائکه، خدا قنادیل رحمت را خلق کرد و در فوق عرش آنها را آویزان کرد .

از نور زهرا آسمانها و زمین روشن شد.

و قال هذا نور امتی الزهراء لان السموات و الارضین بنورها زهرت و گفت این نوری که شما را از ظلمات خارج کرد نور زهرا است , آسمانها و زمین به نور فاطمه خلق شدند و به نور زهرا روشن شدند و از ظلمات خارج شدند , آنجا که عقل نوری در ظلمات است زهرا است که دستگیر ما می شود .

 

عشق مادري

بعد این خانم ما آنقدر خودش را پایین آورده است که گفته است من مادر شما هستم , ما که از نطفه نجس خلق شده ایم؛ اینقدر خانممان محبت دارد که می گوید همه شیعیان ذریه من هستند و این است محبت و عشق مادری .

 

مریم مثلی برای زهرا

روایت داریم مریم در قرآن مثلی است برای خانم , انما ضرب ابن مریم مثلا للزهرا در قرآن هر کجا نام مریم به کار رفته است مثلی است برای حضرت صدیقه, مادر های جسمی ما هم مثلی هستند از محبت حضرت صدیقه و کار خلقت همین است که برای ما مادر و پدری قرار دادند که از طریق آنها علی و فاطمه بشناسیم و ما فقط برای علی شناسی و زهرا شناسی خلق شده ایم .

چرا احترام به پدر و مادر واجب است؟

زیرا بوی علی و زهرا می دهند . هر جا هم که با علی مرتضی و صدیقه کبری تضادی کردند خیلی راحت آنها را کنار می گذاریم ولی نه اینکه به آنها بی حرمتی کنیم بلکه فقط از آنها اطاعت نمی کنیم؛ ولی اگر با ما در مسیر ولایت بودند خاک پایشان را سرمه چشممان می کنیم , چون نامش مادر است اثری ازفاطمه در وجودش است , بیاییم به محبت ورزیدنهایمان معرفت دهیم. مادر اصلی ما فاطمه است. مادر اصلی سادات او است , سیّد کسی است که روح ولایی در او دمیده شده باشد .

 

تسبیح ملائک برای شیعیان فاطمه

در آخر روایت, این گونه آمده است که : و اشهدکم یا ملائکتی انی قد جعلت ثواب تسبیحکم و تقدیسکم لهذه المراه و شیعتها الی یوم القیامه .

یعنی زمانی که نور خانم زهرا , آسمانها و زمین را روشن کرد ملائکه گفتند تا قیامت به خاطر این نور تسبیح می کنیم و خدا به آنها گفت ثواب این تسبیحها برای شیعیان فاطمه می باشد و همین که در محبت فاطمه رفتیم شامل تسبیح ملائکه می شویم.

گدای تو به عرش ناز دارد بردن نام تو نماز دارد

و مومن در رتبه ای می تواند عرش الرحمن شود و دیگر آن موقع تسبیح ملائکه هم برای او فایده آنچنانی ندارد .

 

اگر ارزش شیعه بودن را می فهمیدیم ...

اگر کسی عظمت تشیع و شیعه بودن و فرزند فاطمه بودن را درک کند هرگز نمی تواند با معصیت و گناه آن را خراب کند ، من کرمت علیه نفسه لم یهنها بالمعصیه  کسی که عظمت روحش را بفهمد با انجام گناه به آن اهانت نمی کند.

 

برائت مقدمه ولایت

برای فهمیدن معارف باید از دریچه لعن وارد شد و اگر دشمنی و بغض ابن خطاب، دومی ملعون را از شیعه برداریم , هیچ چیز برای شیعه نمی ماند و اگر برائت دومی ملعون نباشد محبت علی و فاطمه هیچ ارزشی ندارد , فاطمه پهلو و صورتش را داد تا این را اثبات کند و برایت دومی مقدمه ولایت علی است .

 

جنود شیطان را مهلت ندهیم .

اگر کسی در هر مکانی برای دومی ملعون حرمتی قائل شد و برائت را زیر سوال برد او خود شیطان است و در دانشگاه الهیاتی که تبلیغ دومی ملعون شود آن دانشگاه , دانشگاه کفریات و شرکیات است نه دانشگاه الهیات و ما باید در نطفه این حرفها و شبهات را خفه کنیم , هر کس در هر لباسی و در هر شکلی اگر از دومی ملعون دم زد یا شیطان است و یا جنود شیطان و ما همین این نیمه جانی که داریم برای خانم است و می خواهیم برای او و در راه او خرجش کنیم.

 

برائت از دومی ، مقدمه ظهور

دوران تقیه در راه ولایت تمام شده است و وقتی ظهور جهانی اربابمان محقق می شود که ظهور در تک تک قلوب ما محقق شود . اولین کاری که اربابمان بعد از ظهورش انجام می دهد این است که دومی ملعون را از خاک بیرون می کشاند و او را به درخت می زند تا آتشش زند و آن درخت سبز می شود و عده ای با سبز شدن درخت فریب می خورند و ایمانشان را از دست می دهند و بعد آن رجس ملعون به حضرت می گوید چرا من را آتش می زنی ؟‍ حضرت می فرمایند: ای ملعون! آیا تو نبودی که بر صورت مادرم سیلی زدی و پهلوی مادرم را شکستی و آن ملعون همه این ها را انکار می کند و حضرت نامه ای را بیرون می آورند و می گویند: ای ولد الزنا! این نامه را چه کسی به معاویه نوشت , و همه قضایای در و دیوار 23 را در نامه برای اوشرح داد .

و ما شیعیان اگر در قلوبمان آن دو ملعون را آتش نزنیم هرگز نباید منتظر ظهور مهدی فاطمه باشیم و تنها جایی که بچه شیعه ساکت نمی نشیند جایی است که با حرمت خون فاطمه بازی شود

پنج شنبه 10/3/1386 - 8:35
پسندیدم 0
UserName