دين چيست و حقيقت آن کدامست ؟ 1

يکي از الفاظ معروفي که تا امروز افراد جامعه به آن انس کامل داشته و ازدير زمان در زبان خود جاري ساخته و از زبانهاي ديگران نيز شنيده و مي شنود ، همانا کلمي دين است .
لکن متأسفانه شايد غير از گروهي از مردم توجه به معني و حقيقت آن ننموده ، و فقط بلفظ قانع شده ، و در پيش خود در اين باره همين مقدار ( يعني تنها آشنايي بلفظ ) را کافي دانسته اند ، با اينکه اگر اين غفلت و مسامحي نابهنگام برطرف شود ، خواهيم ديد که آنچه بايد بدست آوريم ، تحصيل و تدارک نشده و به آن نرسيده ايم .
اکنون موضوع نامبرده با سخني چند و طرزي ساده بررسي شده و براي همکيشان عزيز ( بخصوص طبقي جوانان از برادران ديني ) روشن مي گردد : کلمي دين را در لغت عرب به چند معني گرفته اند ، در قرآن مجيد نيز وارد است ، از قبيل ( اطاعت و پيروي ) ، مانند جملي شريفي وَ لا يَدينونَ دينَ الحقِّ (1) يعني اطاعت نمي کنند بردين حق ( جزاء و کيفر ) مانند مالِکِ يَومِ الدّين (2) يعني صاحب روز جزاء وکيفر ، مانند يُوَفيهمُ اللهُ دينَهُمُ (3) يعني البته خدا جزاي آنها را مي دهد ( حکم و فرمان ) مانند لاتأخذکُم بهما رأفة في دين الله (4) يعني نبايد شما را رأفتي بگيرد نسبت به آن دو ، در حکم و فرمان خدا .
اما آنچه در مقام محاوره و اصطلاح عمومي ، از لفظ دين بطور کلي ( يعني اعم از دين اسلام و مسيحيت و دين کليمي و سائر اديان الهي ) اراده و قصد مي شود ، و مي توان آن را بطرز انحصار ، معني و حقيقت دين ناميد ، از دو چيز خارج نيست .
(1) عبارت از قانون و برنامه و دستوراتيست ، که از طرف پروردگار بزرگ ، به قصد رهنمائي وهدايت مردم ، بر پيامبران خود وحي شده ، و بوسيلي گماشتگان ارجمندش ، به عموم افراد يا گروه معين ومخصوص ابلاغ مي گردد ، و حقيقت دين به اين معني ، به طور خلاصه بر سه قسمت تقسيم مي شود الف) اعتقاديّات يعني آنچه فقط مربوط به عقيده و اعتراف است . ب) اخلاقيّات يعني آنچه که فقط به اخلاق و روش زندگي نسبت به خود شخص و جهات اجتماعي مربوط مي باشد . ج) تکليفهاي عملي يعني آنچه بايد بوسيلي اعضاء مختلف انسان انجام گيرد ، نه فقط با عقيده و بناگذاري .
و گاهي از دين به همين معني ملت و شريعت نيز تعبير شده است ، چنانکه خداي متعال در جملي ملّة ابيکُم ابراهيم (5) يعني کيش پدرتان ابراهيم ، و جملي عَن ملّةِ ابراهيم (6) يعني از کيش و آئين ابراهيم ، و جملي وَاتّبَعَ ملّة ابراهيم حنيفاً (7) يعني و پيروي کرد از دين ابراهيم ( در حالت تسليم و استقامت وميل ) : از دين حضرت ابراهيم خليل (ع) نامبري فرموده ، و در جملي في الملّةِ الآخِرَةِ از دين و آئين حضرت عيسي (ع) ، به لفظ ملت ياد مي فرماييد ، و چنانکه در حديث موجود است فرض الله الطاعة نظاماً ماللملّة يعني خدا اطاعت را واجب گردانيد بخاطر حفظ نظام در دين . (2)

 

توضيحات :
1- آيه (29) سوره توبه : و مراد از دين حق ، خداى متعال يا خدا و اسلام ، يا دين اسلام مى باشد ، به اختلاف تفاسير .
2- آيه (4) سوره حمد .
3- آيه (25) سوره نور .
4- آيه (2) سوره نور .
5- آيه (78) سوره حج .
6- آيه (130) از سوره بقره .
7- آيه (125) سوره نساء .



چهارشنبه 9/3/1386 - 15:56
پسندیدم 0
UserName