تصريح بر امامت امام
 

                                  صقر بن ابی دلف نیز می‌گوید:
امام جواد علیه السلام فرمود:« امام بعد از من پسرم علی (امام هادی علیه السلام) است. امام بعد از او نیز پسرش حسن
امام حسن عسگری علیه السلام خواهد بود.»

علی بن مهزیار نیز می گوید:
به
امام هادی علیه السلام عرض کردم:«اگر حادثه ای برای شما پیش آمد، به چه کسی مراجعه کنیم؟»
فرمود:«امامت و وصایت من به بزرگترین فرزندم، یعنی حسن (امام حسن عسگری) خواهد رسید.»

ابوبکر فهفکی نیز می گوید:
امام هادی علیه السلام در نامه ای برای من چنین نوشت:«پسرم (امام حسن عسگری) سالم ترین، موثق‌ترین و بزرگترین فرزند من است. او جانشین من خواهد بود و
امامت بعد از من را بر عهده خواهد گرفت. پس از من، آنچه را از من می پرسیدی از او بپرس. نزد او همه آنچه می‌خواهی خواهد بود.»

                جابر بن عبدالله انصاری می گوید:
در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه و آله نزد
حضرت فاطمه سلام الله علیها رفتم که ولادت حضرت امام حسین علیه السلام را تبریک بگویم. در دستش لوح سبزی از زمرّد دیدم که با خطی سفید و درخشان روی آن چیزهایی نوشته شده بود.
حضرت فاطمه سلام الله علیها فرمود:« این لوحی است که خداوند آن را به رسولش هدیه فرموده است. نام پدر و شوهر و دو پسرم و جانشینان آنها در آن هست و پدرم آن را به من هدیه داده است.»
آن را گرفتم و خواندم:
بسم الله الرحمن الرحیم
این نامه ای است از طرف خداوند عزیز و حکیم برای محمد که پیامبر نور و سفیر و واسطه میان خالق و مخلوق و دلیل اوست...»

در این لوح درباره امام حسن عسگری علیه السلام چنین نوشته شده بود:
«اخرج منه الداعی الی سبیلی و الخازن لعلمی الحسن. . .»
(از
امام هادی علیه السلام کسی را خلق می کنم که دعوت کننده به سوی راهم و خزانه‌دار علمم است و حسن نام دارد...»

             ابوادیان، خدمتکار و نامه رسان امام حسن عسگری علیه السلام، می گوید:
وقتی امام بیمار شد - همان بیماری که منتهی به فوتش شد - در ایام بیماری امام به عیادتش رفتم. امام نامه هایی نوشت و فرمود:«آنها را به
مدائن ببر. سفرت پانزده روز طول می کشد. وقتی به سامرا برگردی، از خانه من صدای عزاداری و شیون می شنوی و جنازه‌ی مرا خواهی دید که غسل و کفن شده است.»
به امام عرض کردم:«اگر آنچه فرمودید رخ داد، باید به چه کسی مراجعه کنم؟»
فرمود:«کسی که پاسخ نامه های مرا از تو می‌خواهد، امام بعد از من است.»
به امام گفتم:« بیشتر توضیح بفرمایید.»
فرمود:«کسی که بر جنازه من نماز بخواند، امام بعد از من است.»
عرض کردم:«مشخصات بیشتری بدهید.»
فرمود:«هر کس از محتویات داخل همیان خبر داد، امام بعد از من است.»
ابوادیان می گوید:« هیبت امام مانع از آن شد که بپرسم کدام همیان را می‌گوید و داخل همیان چیست.»
نامه‌ها را به مدائن بردم. جواب ها را گرفتم و پس از پانزده روز وارد سامّرا شدم. همان طور که امام فرموده بود، صدای عزاداری از خانه‌ی او بلند بود و شیعیان نیز گرد
جعفر کذّاب جمع شده بودند و به او تسلیت می‌گفتند.
پیش خود گفتم اگر او امام شده، حتماً در امامت تحولی پیش آمده است، زیرا جعفر شرابخوار و اهل قمار و عیاشی است. نزدیک او رفتم و تسلیت گفتم، اما او هیچ سئوالی از من نکرد. یکی از خدمتکاران به نام عقید آمد و به او گفت:« برادر شما را کفن کردیم. برای نماز آماده شوید.»
جعفر نیز برخاست و همراه شیعیان به داخل منزل آمد.
همین که جعفر خواست نماز بخواند، کودکی با صورت گندمگون و موهای مجعد و دندان‌های ناپیوسته جلو آمد و عبای جعفر را گرفت و فرمود:«ای عمو، کنار برو که من برای نماز خواندن بر پدرم شایسته ترم.»
جعفر با چهره‌ای غضب‌آلود کنار رفت. کودک بر جنازه امام نماز خواند و دستور داد امام را در کنار قبر پدرش (امام هادی علیه السلام) دفن کنند.
سپس به من فرمود:«جواب نامه ها را بیاور.»
جواب ها را تحویل او دادم و پیش خود گفتم دو نشانه از نشانه های امام حسن عسگری علیه السلام را دیدم: نماز خواندن بر جنازه امام و مطالبه جواب نامه ها. اکنون نوبت همیان است. باید ببینیم منظور امام از همیان چیست.
در این هنگام عده‌ای از شیعیان قم آمدند تا امام پس از امام حسن عسگری علیه السلام را بشناسند.
کودک به آنان گفت:« همراه شما نامه هایی است و در همیان‌تان نیز هزار دینار است که ده دینارش قدیمی و کهنه است.»
قمی ها نیز آنچه داشتند تحویل او دادند.
دانستم امام بعد از امام حسن عسگری همان کودک است که مهدی نام داشت

                         جعفر بن علی معروف به جعفر کذاب، پسر حضرت امام هادی علیه السلام بود و در سال 226 به دنیا آمد. او مردی عیاش و نااهل و شرابخوار و از مدعیان امامت بود.
پس از شهادت پدرش ادعای امامت کرد ولی حضرت امام حسن عسگری علیه السلام اجازه هیچ‌گونه خودنمایی را به او نداد تا این که پس از شهادت امام حسن عسگری علیه السلام و آغاز غیبت صغری امام مهدی، او فرصت یافت دوباره ادعای امامت کند و با دروغ، جمعی را به گمراهی بکشاند و از این رو به جعفر کذاب شهرت یافت.
حضرت امام سجاد علیه السلام درباره ملقب شدن امام ششم به «صادق» فرمود:«از نسل پنجم او مردی به نام جعفر متولد می‌شود که به دروغ ادعای امامت می‌کند، و نامش جعفر کذاب است، از این رو به امام ششم، جعفر صادق لقب داده اند.»
پس از شهادت امام حسن عسگری، جعفر مأموران حکومت ستمگر عباسی را جهت تفتیش و تفحص از منزل امام و پیدا کردن امام زمان علیه السلام به سرای امام برد. هنگامی که پیکر مطهر امام عسگری علیه السلام را کفن نموده و در تابوت نهاده بودند، جعفر کذاب پیش رفت تا بر جنازه امام نماز بگزارد، اما وقتی خواست تکبیر بگوید، ناگاه کودکی گندمگون و سیاه موی پیش آمد، او را کنار زد و بر پیکر مطهر امام نماز گزارد.
مورخین درباره‌ی او دو نظر دارند. عده‌ای بر این باورند که وی تا پایان زندگی بر دعوی دروغین خود پای فشرد و همچنان خود را امام می‌دانست، اما برخی دیگر می‌گویند که وی از دعوی خود دست کشید و توبه کرد، و شیعیان نیز نامش را از جعفر کذاب به جعفر تائب برگرداندند.

در روایتی از محمد بن عثمان عمری ، نائب خاص امام زمان علیه السلام، آمده است که امام دوازدهم در توقیعی به توبه‌ی او اشاره نموده و فرموده است که راه جعفر راه برادران یوسف است که سرانجام توبه کردند.

جعفر با وجود عمر کوتاهی که داشت، فرزندان زیادی داشت و به ابوالکراین (پدر فرزندتان بسیار) مشهور بود. او سرانجام در سال 271 قمری در سامراء درگذشت.

چهارشنبه 9/3/1386 - 15:25
پسندیدم 0
UserName