امان از دل زينب
توسط : بر ز خ
سلام

فاطمه به اسماء بنت عميس فرمود: اى اسماء! من اين را كه نسبت‏به‏بانوان انجام مى‏شود و [در مراسم بعد از مرگ تنها] پارچه‏اى روى‏جنازه زن مى‏اندازند و در نتيجه پوشش لازم را ندارد و جسد نمايان‏است، ناروا شمرده و نمى‏پسندم. اسماء گفت: اى دختر رسول خدا!آيا چيزى را كه در سرزمين حبشه ديدم به شما نشان دهم؟ پس ازآن، اسماء چوبهاى‏ترى را فراهم ساخت، آنها را خم كرد، سپس‏پارچه‏اى روى آنها انداخت [و تابوتى ساخت]. فاطمه فرمود: چقدراين خوب و زيباست! چرا كه به واسطه آن، زن از مرد باز شناخته‏مى‏شود (در نتيجه، سبت‏به شؤون جنازه زن رعايت لازم صورت‏خواهد گرفت). پس آنگاه كه من جان سپردم، تو و على مرا غسل‏دهيد و هيچ كس ديگر بر من وارد نشود. زمانى كه رحلت كرد، على‏و اسماء او را غسل دادند.

چهارشنبه 9/3/1386 - 12:58
پسندیدم 0
UserName