شوق سفر...
توسط : EleRam
 

شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي

من با تو زنده بودم، اما خبر نداشتي

رفتي و توي قلبم، يادت و جا گذاشتي

روي تموم حرفات، يکدفه پا گذاشتي

 

بي تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره

ابر کدوم آسمون رو تشنگيم بباره

بي تو چي مونده با من جز يه صداي خسته

جز يه نگاه خاموش، جز يه دل شکسته

 

بال و پرم بودي خبر نداشتي

تاج سرم بودي خبر نداشتي

سايه به سايه، هر طرف که بودم

همسفرم بودي خبر نداشتي

 

پر زدي و پريدي، بال سفر نداشتم

گفتي رها شو اما، من ديگه پر نداشتم

کوه غم و رو شونم ديدي و بر نداشتي

من با تو زنده بودم، اما خبر نداشتي

 

شوق سفر نداشتي، قصد گذر نداشتي

من با تو زنده بودم، اما خبر نداشتي

رفتي توي قلبم، يادت و جا گذاشتي

روي تموم حرفات، يکدفه پا گذاشتي

(شوق سفر- احسان خواجه اميري)

چهارشنبه 9/3/1386 - 12:20
پسندیدم 0
UserName