االسلام عليك يا فاطمه الزهرا
توسط : بر ز خ
سلام

مبادا!

مبادا باغبانى در بهاران *** خزانِ نخل بارآور ببيند

مبادا در بهار زندگانى *** كه نخلى، چيده برگ و بر ببيند

مبادا عندليبى لانه خويش *** ز برق فتنه در آذر ببيند

چه حالى دارد آن مرغى كه از جفت *** بجا در لانه مشتى پر ببيند

وزآن جانسوزتراحوال مرغى است *** كه جاى لانه، خاكستر ببيند

ندارد كودكى طاقت كه نيلى *** ز سيلى صورت مادر ببيند

گل سرخ ست مادر، كى تواند *** رخ خود را چو نيلوفر ببيند

هزاران بار اجل بر مرد خوشتر *** كه سيلى خوردن همسر ببيند

چه حالى مى كند پيدا خدايا! *** اگر اين صحنه را، حيدر ببيند؟

مگو رو كرده پنهان تا مبادا *** رخش را، ساقى كوثر ببيند

تواند آن كه مولا بى نگاهى *** رخ محبوبه داور ببيند

خسوف مه، كسوف آفتاب ست *** نخواهد خصم بداختر ببيند

ميان شعله، در از درد ناليد *** كه يا رب قاتلش كيفر ببيند

ولى از روى مولا شرم دارد *** كه مسمارش به خون اندر ببيند

چه سان مولاازين پس خانه خويش *** تهى از دخت پيغمبر ببيند؟

نهان كن چادر و سجّاده اش را *** مبادا زينب مضطر ببيند

برو ديوار و در را شستشو كن *** مگر اين صحنه را كمتر ببيند

(محمّد على مجاهدى «پروانه»)

* * *

چهارشنبه 9/3/1386 - 12:18
پسندیدم 0
UserName