حقيقت پهلو شكسته
توسط : حامد...
 

حقيقت پهلو شكسته

 

اى اشك مهلتى دل غمگين و خسته را

چشمان غم گرفته در خون نشسته را

 

مولا كنار فاطمه بدرود مى‏كند

با بند بند خويش نگاهى گسسته را

 

بر دوش مى‏گذارد و از خانه مى‏برد

امشب على، حقيقت پهلو شكسته را

 

از كوچه‏هاى كوفه كه رد مى‏شود، دريغ!

در شعله مى‏كشد دل درهاى بسته را

 

او را به خاك تيره . . . نه! پرواز مى‏دهد

در آسمان كبوتر از بند رسته را

 

در صحن فاطميه كنون شور ديگرى است

شوريدگان سينه زن دسته دسته را

چهارشنبه 9/3/1386 - 9:9
پسندیدم 0
UserName