بی تو مرغ دل من تنها شد...
توسط : seniorita
بي تو مرغ دل من تنها شد
بي تو سر در خم اين چاه فكند
و تو را تنها خواند
يادش آ مد با تو
از همه عشق جهان دست كشيد
با تو در ميكده ء مهر دويد
گل عشقت را چيد
باغ تنهايي غربت زده ات را فهميد
و تو را در قفس تنگ خودش مهمان كرد
باز هم مرغ دلم تنها شد
بي تو مفهوم غزل را فهميد
بي تو اشك گل يخ معنا شد
بي تو اشك چشمم
شبنمي پاك براي گل نيلو فر شد
بي تو مرغ دل من تنها خواند
بي تو قفل قفسم خندان گفت
كه تو را مي خوانم
و تو را مي نامم
كه تويي قفل قفس را چاره
كه تويي نغمه ء آزادي يك بيچاره
سه شنبه 8/3/1386 - 23:8
پسندیدم 0
UserName