تهران کوچه به کوچه خط به خط
توسط : mehran_payafar

                         تهران کوچه به کوچه خط به خط

Tehran1.jpg

حدوداً از هر هفت نفر ایرانی، یك نفر در كلانشهر تهران زندگی می كند! زندگی شهری تهرانی ها، زندگی همه مردم ایران و نه فقط زندگی خود تهرانی ها را تحت تأثیر قرار می دهد. تهران فقط یك شهر نیست، یك منظومه شهری است، چون از به هم پیوستن مجموعه روستاها و شهرهای كوچك كنار هم توسعه یافته است.
تهران، كلانشهر یا «شهر شهرها» است. تهران ماهیتی دارد كه معرف كشور ایران است، یعنی مركز و پایتخت بودن. نفوذ و تأثیر تهران، از جامعه ملی ایران هم فراتر می رود و ابعاد بین المللی هم دارد. گسترش شهر تهران فقط ناشی از افزایش جمعیت ساكنان آن نبوده و نیست و مهاجرت شهرنشینان و روستانشینان دیگر كشور، بر افزایش جمعیت و وسعت تهران بیشتر مؤثر بوده است.

توسعه تهران، تأثیر بسیار زیادی، نه تنها بر عادات و شیوه های رفتار، بلكه الگوهای اندیشه و احساس مردم هم داشته است. بعضاً برای تهران یك «فضیلت متمدنانه» قائلند كه ناشی از نگرش به این شهر به عنوان «منبع پویایی» و «خلاقیت فرهنگی» است. در تهران فرصت های توسعه اقتصادی و فرهنگی بالاتر است و ساكنان اش انتظار دارند كه وسایل زندگی آسوده و رضایت بخش در آن مهیاتر از سایر نقاط كشور باشد.
از طرف دیگر، آن روی سكه، برای خیلی ها، تهران تبدیل به جهنمی سیاه از دود و ازدحام گروه هایی از جماعت پرخاشگر و بی اعتماد است. به رغم تلاش های صورت گرفته هنوز شرایط زندگی مردم فقیر در بخش هایی از این شهر اسفبار است، ولی بدتر از آن اختلاف طبقاتی زیاد در میان محلات این شهر است. اختلافی كه علاوه بر سطح اقتصادی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی هم دارد. تهران در متن دو مفهوم مشخص می شود: «توسعه شگفت انگیز» و «نابرابری های آشكار».
همین ویژگی های منحصر به فرد تهران در مقایسه با سایر نقاط كشور، ما را وامی دارد كه برای تحلیل آن، رویكردی بوم شناختی را لازم بدانیم. برای كلانشهرنشینان تهرانی، الگوهای مكان یابی و سكونت، براساس مقتضیات بوم شناختی خاصی صورت می گیرد و اصل اساسی آن «سازگار» كردن خود با شرایط متغیر در امر تأمین معاش است. معمولاً ما تصویر كلی شهر تهران را بصورت نقشه ای تقریباً پنج ضلعی و یك دست نشان می دهیم، حال آن كه باید نقشه تهران را منطقه ای و یا حتی محله ای دید تا بتوان شناختی واقعی تر از آن به دست آورد. ارزش زمین و مالیات املاك و مستغلات در محله به محله تهران متفاوت است.
اقشار بسیاری از تهرانی ها در شرایطی دشوار در محلاتی شلوغ، ساختمان هایی كهنه و رو به زوال كه اجاره پایینی دارند، ساكن هستند. اما چشمان خیلی از ما عادت كرده كه تصاویر و عكس های خیابان های نو سازی شده و ساختمان های شیك اداری و برج های بلند تهران را در رسانه ها ببینند.
به خاطر تجمع مؤسسات اداری و تجاری در نقاط نزدیك به مركز شهر تهران، ساكنان مرفه تر به حواشی بالا دست شهر نقل مكان كرده اند و بر حسب نیاز، توقع دسترسی آسان و سریع به قطب های تجاری ـ اداری شهر را دارند. عقب ماندگی در توسعه حمل و نقل عمومی، همراه با رشد شتابان صنعت خودروسازی در كشور، وجود توان مالی برای خرید خودرو توسط این گروه از ساكنان تهران، به علاوه اقشار وسیع متوسط الحال كه از طریق لیزینگ و وام و سایر تسهیلات به خودرو دست یافته اند، معضل حمل و نقل و ترافیك را در تهران، مشكل عمومی ساخته است. مشكلی كه در ریتمی مداوم در ساعاتی خاص در مسیرهایی خاص شدت و دوام بیشتری دارد.
نواحی مختلف تهران، به یكدیگر وابستگی متقابل دارند. این امر تا حد زیادی ناشی از تخصصی شدن گروه های مختلف و نقش های شغلی آنان است و بر نحوه انطباق آنها با محیط شهری تأثیر گذاشته است.
در این میان، بعضی از گروه های شغلی، این ویژگی را دارند كه گروه های متعدد دیگری به آنها وابسته اند و در واقع گروه های شغلی خاصی در تهران، اهمیت ویژه دارند و حتی نقش مسلط را ایفا می كنند. مشاغلی مانند بانك یا شركت های بیمه، خدمات ضروری زیادی را برای مردم فراهم می كنند و در نتیجه توزیع مكانی استقرار آنها در سطح شهر و مناطق مختلف آن، هم بر آهنگ فعالیت و تحرك شهری تأثیر می گذارد، هم بر كیفیت زندگی ساكنان تهران، هم بر تناوب و تفاوت قیمت ها و هم ساعات ازدحام. لذا ترتیب زمانی زندگی روزانه مردم و نیز سلسله مراتب محلات در این شهر، تحت تأثیر نحوه استقرار و فعالیت مراكز شغلی و خدمات شهری قرار گرفته است. شاید اگر توسعه شهر تهران فرایندی طبیعی داشت، مختصات و مسائل آن شكل و صورتی دیگر می یافت كه با شكل فعلی قطعاً متفاوت بود.
تهران، كلانشهر یا «شهر شهرها» است. تهران ماهیتی دارد كه معرف كشور ایران است، یعنی مركز و پایتخت بودن. نفوذ و تأثیر تهران، از جامعه ملی ایران هم فراتر می رود و ابعاد بین المللی هم دارد. گسترش شهر تهران فقط ناشی از افزایش جمعیت ساكنان آن نبوده و نیست و مهاجرت شهرنشینان و روستانشینان دیگر كشور، بر افزایش جمعیت و وسعت تهران بیشتر مؤثر بوده است.توسعه تهران، تأثیر بسیار زیادی، نه تنها بر عادات و شیوه های رفتار، بلكه الگوهای اندیشه و احساس مردم هم داشته است. بعضاً برای تهران یك «فضیلت متمدنانه» قائلند كه ناشی از نگرش به این شهر به عنوان «منبع پویایی» و «خلاقیت فرهنگی» است. در تهران فرصت های توسعه اقتصادی و فرهنگی بالاتر است و ساكنان اش انتظار دارند كه وسایل زندگی آسوده و رضایت بخش در آن مهیاتر از سایر نقاط كشور باشد.از طرف دیگر، آن روی سكه، برای خیلی ها، تهران تبدیل به جهنمی سیاه از دود و ازدحام گروه هایی از جماعت پرخاشگر و بی اعتماد است. به رغم تلاش های صورت گرفته هنوز شرایط زندگی مردم فقیر در بخش هایی از این شهر اسفبار است، ولی بدتر از آن اختلاف طبقاتی زیاد در میان محلات این شهر است. اختلافی كه علاوه بر سطح اقتصادی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی هم دارد. تهران در متن دو مفهوم مشخص می شود: «توسعه شگفت انگیز» و «نابرابری های آشكار».همین ویژگی های منحصر به فرد تهران در مقایسه با سایر نقاط كشور، ما را وامی دارد كه برای تحلیل آن، رویكردی بوم شناختی را لازم بدانیم. برای كلانشهرنشینان تهرانی، الگوهای مكان یابی و سكونت، براساس مقتضیات بوم شناختی خاصی صورت می گیرد و اصل اساسی آن «سازگار» كردن خود با شرایط متغیر در امر تأمین معاش است. معمولاً ما تصویر كلی شهر تهران را بصورت نقشه ای تقریباً پنج ضلعی و یك دست نشان می دهیم، حال آن كه باید نقشه تهران را منطقه ای و یا حتی محله ای دید تا بتوان شناختی واقعی تر از آن به دست آورد. ارزش زمین و مالیات املاك و مستغلات در محله به محله تهران متفاوت است.اقشار بسیاری از تهرانی ها در شرایطی دشوار در محلاتی شلوغ، ساختمان هایی كهنه و رو به زوال كه اجاره پایینی دارند، ساكن هستند. اما چشمان خیلی از ما عادت كرده كه تصاویر و عكس های خیابان های نو سازی شده و ساختمان های شیك اداری و برج های بلند تهران را در رسانه ها ببینند.به خاطر تجمع مؤسسات اداری و تجاری در نقاط نزدیك به مركز شهر تهران، ساكنان مرفه تر به حواشی بالا دست شهر نقل مكان كرده اند و بر حسب نیاز، توقع دسترسی آسان و سریع به قطب های تجاری ـ اداری شهر را دارند. عقب ماندگی در توسعه حمل و نقل عمومی، همراه با رشد شتابان صنعت خودروسازی در كشور، وجود توان مالی برای خرید خودرو توسط این گروه از ساكنان تهران، به علاوه اقشار وسیع متوسط الحال كه از طریق لیزینگ و وام و سایر تسهیلات به خودرو دست یافته اند، معضل حمل و نقل و ترافیك را در تهران، مشكل عمومی ساخته است. مشكلی كه در ریتمی مداوم در ساعاتی خاص در مسیرهایی خاص شدت و دوام بیشتری دارد.نواحی مختلف تهران، به یكدیگر وابستگی متقابل دارند. این امر تا حد زیادی ناشی از تخصصی شدن گروه های مختلف و نقش های شغلی آنان است و بر نحوه انطباق آنها با محیط شهری تأثیر گذاشته است.در این میان، بعضی از گروه های شغلی، این ویژگی را دارند كه گروه های متعدد دیگری به آنها وابسته اند و در واقع گروه های شغلی خاصی در تهران، اهمیت ویژه دارند و حتی نقش مسلط را ایفا می كنند. مشاغلی مانند بانك یا شركت های بیمه، خدمات ضروری زیادی را برای مردم فراهم می كنند و در نتیجه توزیع مكانی استقرار آنها در سطح شهر و مناطق مختلف آن، هم بر آهنگ فعالیت و تحرك شهری تأثیر می گذارد، هم بر كیفیت زندگی ساكنان تهران، هم بر تناوب و تفاوت قیمت ها و هم ساعات ازدحام. لذا ترتیب زمانی زندگی روزانه مردم و نیز سلسله مراتب محلات در این شهر، تحت تأثیر نحوه استقرار و فعالیت مراكز شغلی و خدمات شهری قرار گرفته است. شاید اگر توسعه شهر تهران فرایندی طبیعی داشت، مختصات و مسائل آن شكل و صورتی دیگر می یافت كه با شكل فعلی قطعاً متفاوت بود.

 

Tehran2.jpg

شهرنشینی در تهران به عنوان یك شیوه زندگی
شهرنشینی، شكلی از زندگی اجتماعی است. تأثیراتی كه زندگی در كلانشهر بر زندگی اجتماعی ساكنان آن می گذارد بسیار زیاد است. تهران برای اكثر افراد ساكن در آن هم سكونتگاه، هم كارگاه، هم مركز پویش و فعالیت مستمر روزمره، هم محل هویت جویی، هم معبر ارتباط گیری با دیگران و هم مدار زیست اقتصادی، سیاسی وفرهنگی آنان است.
میلیون ها تهرانی در فضای مجاور هم زندگی می كنند، بی آنكه یكدیگر را بشناسند و این تفات بنیادی این كلانشهر با بیشتر شهرهای كوچك و روستاهای این كشور است.
بیشتر تماس ها بین تهران نشینان، زودگذر، جزیی و در راستای هدف های غیرشخصی است و لذا این ارتباطات روزمره به خودی خود كمتر رضایتبخش هستند. برخوردها و گفت وگوهای روزمره با كسبه، كارمندان ادارات، بلیت فروش ها، رانندگان و …، تماس هایی است گذرا كه خود به خود هدف نیستند، بلكه وسیله ای هستند برای هدف های دیگر.
تحرك زیاد و تماس های زودگذر، باعث ضعیف شدن حلقه های پیوند بین مردم شهر می شود و تا اندازه زیادی رقابت را جایگزین همكاری كرده است.
تراكم زندگی اجتماعی در شهر تهران، به تشكیل محلاتی منتهی شده كه هر كدام ویژگی هایی دارند و در برخی از آنها می توان صفات اجتماعات كوچك را پیدا كرد. در محلات قدیمی تر و نیز در نواحی مهاجرنشین، هنوز می توان شاهد انواع ارتباطات سنتی بین خانواده ها بود. در واقع زیبایی كار در همین جاست كه در تراكم كلان بیگانگی ها، محلات معبری می شوند تا مردم خلأ عاطفی ناشی از گسست پیوندها و ارتباطات زودگذر را از طریق عمق بخشیدن به تماس های شخصی و ارتباط گیری بیشتر با مختصات فیزیكی و غیرفیزیكی محله، جبران و پركنند و فارغ از الگوی وسیع بیگانه پروری شهر، لذت تعامل با هم محله ای را بچشند و با مسجد و میدان و خشت های كهنه دیوارهای قدیمی محله، سیدپیر دستفروش كنار كوچه، حاج صفر لبنیاتی، جواد آقای نانوا و سوپر آقای حسینی انس و الفت بگیرند.
چنین روابطی، هرچند محدود و معدود، مانع از چیرگی كامل روابط رسمی و غیر شخصی خشك فرساینده میان شهرنشینان تهرانی می شود. خیلی ها در تهران از بی تفاوت شدن آدم ها نسبت به اطرافیانشان می نالند. ریشه این بی تفاوتی ها در رسمی شدن و غیر صمیمانه شدن و ناپایداری روابط روزمره است.
فقدان سازوكارهای ارتباطی (از جمله نشریه محلی) ساكنان تهران را به سوی گم شدن در توده شهر سوق می دهد، اما وجود رسانه های محلی به رواج خرده فرهنگ جماعتی كمك می كند و هویت یابی را در متن این توده عظیم آسان می كند.
به كمك رسانه  محلی، هم محله ای ها می توانند حول زمینه ها و علایق همانند، در جهت ایجاد ارتباطات محلی همكاری كنند و با هویتی بازیابی شده با خرده فرهنگ های دیگر تعامل و ارتباط معنادار و پیوند سازنده داشته باشند. تنوع خرده فرهنگ ها، خاص شهرها و جوامع بزرگ و گسترده است وگرنه شهرهای كوچك و روستاها ماهیتاً طوری هستند كه اجازه پیدایش خرده فرهنگ های متنوع را نمی دهند.
كسانی كه ممكن است در شهر خود چندان متوجه اشتراكات فرهنگی با همشهری های خود نباشند، پس از مهاجرت به تهران، بسیار مشتاقند در محله هایی ساكن شوند كه حجم بیشتری از همشهری های خود را در آنجا می توانند پیدا كنند و در حین ارتباط گیری با آنها، مدام یادآور مایه های مشترك فرهنگی و بومی خود می شوند تا بدین ترتیب خودّیت خود را در گستره وسیع و رنگارنگ تهران حفظ كنند و البته از حمایت جمعی همشهری ها و هم محلی ها برخوردار باشند. بسیار شنیده ایم كه می گویند: «شهر بزرگ، دنیای بیگانه هاست» با وجود این در این دنیای بیگانه ها، پیوندهای عاطفی و انسانی از راه توسعه روابط شخصی و حمایت از آن، ایجاد می شود. این مهم به ابزارها و سازوكارهایی نیاز دارد كه نشریه محلی یكی از آنهاست.
نشریه محلی، تجربه زندگی در كلانشهر را با نگاه محله محور در راستای توسعه پیوندهای شخصی، ایجاد و گسترش روابط انسانی و عاطفی، كمك به هویت یابی، مساعدت در جهت توسعه مشاركت و همكاری ها، اشاعه دوستی های بی شائبه و تحكیم سنت های فرهنگی، دنبال می كند. در عین حال نشریه محلی، كمك می كند تا خود را به گونه ای مؤثر با مقتضیات زندگی در یك كلانشهر سازگار كنیم بدون آن كه آسیب جدی از مشكلات آن ببینیم.
گرچه روابط اجتماعی غیرشخصی و گمنام، بخشی گریزناپذیر از وجوه متعدد زندگی شهری است اما ما مجبور نیستیم مرگ عاطفه و صمیمیت و غرق شدن در شلوغی و هیاهو را منفعلانه نظاره گر باشیم، چون همشهری محله می تواند ما را با طعم شیرین سیب شمیران، بوی خوش خاطره امامزاده های شهر، طنین زیبای خاطرات قدیمی كوچه پس كوچه های گلوبندك و نواحی دل انگیز قصه های مادربزرگ محله زرگنده آشتی دهد.
همشهری محله می تواند با زبان هم محله ای ها با ما سخن بگوید، از اشتراكات حرف بزند و از نیازهای مشتركمان. از صفای با هم بودن و از ضرورت كنار هم ماندن.
كاركردهای نشریه محلی
۱ـ شناخت  خود و دیگران نزدیك: برخی از شیوه های شناخت، با رسانه ها، به ویژه رسانه های مكتوب، گسترش می یابند و تقویت می شوند، مشروعیت زیادی به دست می آورند و به گونه ای راضی كننده و جذاب در میان مردم پراكنده می شوند.
نشریه محلی می تواند از راه مطرح كردن نمادها، اشخاص و باورهای محلی، سطح شناخت و آگاهی ساكنان محله را نسبت به محیط پیرامونشان وسعت دهد. به نظر «جیمز لال» (صاحبنظر ارتباطات)، ارائه مردم پسند خرده اطلاعات، كه می تواند با انتشار روزمره اخبار و برنامه های سرگرم كننده صورت گیرد، باعث می شود كه این خرده اطلاعات در داد و ستد اجتماعی، سكه رایج شوند و به توسعه روابط جمعی كمك كنند.
نشریات محلی، می توان تصور زمانی و مكانی را (كه از ویژگی های بسیار ضروری خودآگاهی هستند) افزایش دهند. بدین ترتیب می توان شكاف طبیعی در ارتباطات انسانی را كاهش داد. شكاف در ارتباطات انسانی را می توان ریشه بسیاری از ناهنجاری های فرهنگی و اجتماعی جوامع امروزی دانست.
۲ـ انطباق محلی: اگر روزنامه های سراسری، به بازاندیشی و سازماندهی تصورات ما از زمان و فضا در ابعاد ملی و جهانی كمك می كنند، نشریه محلی بر پایه خرده فرهنگ و بر مبنای بنیادی  بومی تر، به ما كمك می كند تا با محیط نزدیك خودسازگاری پیدا كنیم. در شرایطی كه امواج تلویزیون ماهواره ای، سبك زندگی و دغدغه های برون مرزی را نمایش می دهند و رسانه های سراسری داخلی نمایش دهنده هنجارهای ملی هستند، رسانه جماعتی و محلی، ما را با آن چه در همین نزدیكی مان قرار دارد و كمتر به وجود آن و ضرورت آن و اهمیت آن اندیشیده ایم آشنا می كند.
۳ـ آشنایی با مشی و مقررات محلی: برخلاف قوانین و مقررات كشوری و بین المللی كه مدون انتشار یافته و مورد تأكید مستمر رسانه های ملی و جهانی هستند، قواعد محلی عمدتاً نانوشته و مبتنی بر عرف هستند.
نشریه محلی به تدوین و انتشار قواعد محلی كمك می كند تا از این طریق، وقوف جمعی نسبت به آنها به دست آید و از برخوردهای ناخواسته ناشی از توجیه نبودن نسبت به عرف محلی پیشگیری شود.
۴ـ قرار دادن فرهنگ مردم در متن زندگی: «ریموند ویلیامز» فرهنگ را «شیوه خاصی از زندگی» می داند كه ارزش ها، سنت ها، باورها، اهداف مادی و سرزمین، آن را شكل می دهند.
فرهنگ، نظام بوم شناختی پیچیده و پویایی است از مردم، اشیا، جهان بینی ها، كنش ها و شرایط كه همه اینها در ارتباطات روزمره تغییر پیدا می كنند. فرهنگ، متنی است كه همه جزییات زندگی روزمره ما را دربرمی گیرد. فرهنگ از توان آفرینش گری مردم عادی پدید می آید و فرهنگ مردمی از مردم زاده می شود.
فرهنگ مردمی، به كوچه و خیابان نزدیك است و نه به برج عاج، و در محیط زندگی روزمره مردم ریشه دارد. چشم اندازها و صداهای مربوط به فرهنگ مردمی بیش از هر رسانه دیگری، در نشریه محلی طنین  می اندازد.
۵ـ پویاسازی مخاطب محلی: نظریه پردازانی كه معطوف به رسانه های كلان هستند، درباره قدرت تأثیر این رسانه ها بر مخاطبان دیدگاه های متفاوتی ارائه كرده اند. اما اگر نگاه ما به رسانه به عنوان ابزار خدمت به مردم و نه وسیله به خدمت گرفتن مردم باشد، بیشتر از آن كه درباره تأثیر رسانه ها بر مردم بیندیشیم درباره شیوه ای كه مردم می توانند رسانه را به خدمت خود درآورند و آن را ابزار واقعی خدمت به خود سازند بازاندیشی خواهیم كرد.
رسانه محلی می تواند محل حضور ظرفیت های محلی در خود باشد. خبرنگاران افتخاری محله، خود نشریه را اداره و تغذیه می كنند. معنای دیگر این حرف این است كه قدرت كنترل رسانه در سطح خرد و محلی توزیع خواهدشد و رویكردی جدید را در مردمی سازی رسانه شاهد خواهیم بود.

يکشنبه 6/3/1386 - 9:27
پسندیدم 0
UserName