چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم,ای طُرفه نگارم...
توسط : پروازاخر
 

چون صید به دام تو به هر لحظه شکارم,ای طُرفه نگارم...

از دوریِ صیاد دگر تاب نیارم, رفته است قرارم...

چون آهوی گم گشته به هرگوشه دوانم, تا دام در آغوش نگیرم نگرانم...

ازناوک مژگان چو دو صد تیر پرانی, بردل بنشانی...

چون پرتو خورشید اگر رو بکشانی, وای از شب تارم...

دربند وگرفتار بر آن سلسله مویم, ازدیده ره کوی تو با عشق گشویم, با حال نزارم...

برخیز که داغ از من بیچاره ستانی, بنشین که شرر در دل تنگم بنشانی, تا آن لب شیرین به سخن باز گشایی, خوش جلوه نمایی...

ای برده امان از دل عشاق کجایی, تا سجده گذارم ...

/گر بوی تو را باد به منزل برساند, جانم برهاند...

ورنه ز ِوجودم اثری هیچ نماند, جز گرد وغبارم , جزگرد وغبارم...

شنبه 5/3/1386 - 12:23
پسندیدم 0
UserName
x