اما از هميشه زيبا تر بود.......
توسط : یاكریم

روزي مرد جواني وسط شهر ايستاده بود و ادعا ميکرد زيباترين قلب را در تمام آن منطقه دارد.  جمعيت زيادي جمع شدند. قلب او کاملا سالم بود و هيچ خدشه اي بر آن وارد نشده بود. پس همه تصديق کردند که قلب او به راستي زيباترين قلبي است که تاکنون ديده اند.  مرد جوان در کمال افتخار،با صدايي بلندتر به تعريف قلب خود پرداخت........ ناگهان پيرزنی جلوي جمعيت آمد و گفت: اما قلب تو به زيبايي قلب من نيست!.... مرد جوان و بقيه جمعيت به قلب پيرزن نگاه کردند.

 قلب او با قدرت تمام مي تپيد، اما پر از زخم بود. قسمتهايي از قلب او برداشته شده بود وتکه هايي جايگزين آنها شده بود؛ اما آنها به درستي  جاهاي خالي را پر نکرده بودند و گوشه هايي دندانه دندانه در قلب او ديده مي شد. در بعضي نقاط  شيارهاي عميقي وجود داشت که هيچ تکه اي آنها را پر نکرده بود......... مردم با نگاهي خيره به او مي نگريستند و با خود فکر مي کردند که اين پيرزن چطور ادعا ميکند که قلب زيباتري دارد؟!.... مرد جوان به قلب پيرزن اشاره کرد و گفت: تو حتما شوخي مي کني..... قلبت را با قلب من مقايسه کن....!

 قلب تو، تنها مشتي زخم و خراش وبريدگي است........ پيرزن گفت: درست است، قلب تو سالم به نظر مي رسد. اما من هرگز قلبم را با قلب تو عوض نمي کنم. ميداني، هر زخمي نشانگر انساني است که من عشقم را به او داده ام؛  من بخشي از قلبم را جدا کرده ام و  به او بخشيده ام...... گاهي او بخشي از قلب خود را به من داده است که به جاي آن تکه بخشيده شده قرار داده ام. اما چون اين دو عين هم نبوده اند،  گوشه هايي دندانه دندانه در قلب خود دارم که برايم عزيزند، چرا که يادآور عشق ميان دو انسان هستند........ بعضي وقتها بخشي از قلبم را به  کساني بخشيده ام، اما آنها چيزي  از قلب خود به من نداده اند.  اينها همين شيارهاي عميق هستند.  گرچه دردآورند، اما يادآور عشقي هستند  که داشته ام. اميدوارم که آنها هم روزي برگردند و آن شياره هاي عميق را با قطعه اي که من در انتظارش بوده ام، پر کنند. پس حالا مي بيني که زيبايي واقعي چيست؟

 مرد جوان بي هيچ سخني ايستاد. در حالي که اشک از گونه هايش سرازير مي شد به سمت پيرزن رفت..........از قلب جوان و سالم خود قطعه اي بيرون آورد و با دستهاي لرزان به پيرزن تقديم کرد. پيرزن آن را گرفت ودر قلبش جا داد و بخشي از قلب پير و زخمي خود را در جاي زخم قلب مرد جوان گذاشت.....مرد جوان به قلبش نگاه کرد؛ سالم نبود،

اما از هميشه زيبا تر بود.......

 

دوشنبه 17/2/1386 - 15:30
پسندیدم 0
UserName