نوع سوم : آداب و وظائف ويژه شاگرد
 

بخش دوم :

آداب و آئين زندگانى شاگرد با استاد و راهبر و پيشواى خود، و وظائف ضرورى او در بزرگداشت حرمت وى

  د - اينگونه تعبير: «انك لن تستطيع ...» كه با حرف «ان » آغاز و تاءكيد شده است - آنهم در طى جمله اسميه ، و نيز نفى استطاعت به وسيله حرف «لن »، نمايانگر اعلام منتهاى عجز و ناتوانى و تضعيف طرف يعنى موسى در صبر و خويشتن دارى است .

  ه‍- در همين تعبير به اين موضوع اشاره شده است كه اى موسى ! اگر پيش خود و با مطالعه خويشتن ، چنين مى پندارى كه فردى صابر و خويشتن دار مى باشى بايد بدانى - كه به گاه بودن تو در كنار من - از حال خود، چنانكه بايد و شايد، اطلاع ندارى ؛ زيرا تاكنون با من ، مصاحب و همراه نشده اى (تا شعاع قدرت خويش را در صبر، بيازمائى و ظرفيت خود را بازيابى ). صبرى كه من از تو نفى مى كنم ، و به تو اعلام مى نمايم كه واجد آن نيستى ، صبر با من است . (و الا در صابر بودن تو - آنگاه كه با من همراه نباشى - ترديدى ندارم ). من به اين حقيقت يعنى به عدم توانائى تو بر صبر با من ، اطلاع بيشترى دارم ؛ چون نسبت به مقدار خواسته هاى علمى و نيز جهل و بى اطلاعى تو درباره آنها، كاملا واقفم .

 و - در اين تعبير، هشدارى وجود دارد كه انسان را متوجه عظمت و شكوه علم و دانش مى سازد و نشان مى دهد كه بايد انسان در برابر عظمت علم ، سر تعظيم فرود آورد. علاوه بر اين ، چنين تعبيرى به ما مى فهماند كه علمى آنچنانى ، به صبر و پايدارى شگرفى نيازمند است كه در عهده امكانات توانائى بشرهاى عادى نيست ؛ زيرا ترديدى نداريم كه موساى كليم الله پيامبر (عليه السلام ) از لحاظ مقام و منزلت ، برترين مردم ، و از نظر شخصيت ، بزرگترين فرد، و از لحاظ صبر و خويشتن دارى ، نيرومندترين اشخاص بوده ، و از لحاظ كمالات ، بر همه مردم ترجيح داشت ؛ (ولى معهذا تحمل علم و آگاهى هاى خضر براى موسى ، مقدور نبود).

  ز - هشدار ديگرى كه در تعبير مذكور وجود دارد اين است كه نبايد علم را صرفا در اختيار كسى قرار داد كه از صبرى نيرومند و راءيى صحيح و متوازن و جان و روانى مستقيم و معتدل برخوردار است ؛ چون علم عبارت از نورى است الهى كه شايسته نيست آنرا در هر جائى و در اختيار هر كسى - بدون قيد و شرط و هر طور كه پيش آمد - قرار داد. بلكه ناگزير بايد قبل از تعليم علم ، محل و مورد و فرد را مورد توجه و بررسى و آزمايش قرار داده و قابليت او را از هر جهت احراز نمود.

 ح - هشدار ديگرى كه در اين تعبير، نظر ما را به خود جلب مى كند اين است كه علم باطن و درون - از لحاظ پايه و درجه - نيرومندتر از علم ظاهر مى باشد. و چنان علمى - بيش از علم ظاهر - به قوت و استحكام باطن و استوارى صبر و خويشتن دارى نياز دارد. به همين جهت موسى - به مقدار استعداد خويش - داراى احاطه اى در علم ظاهر بود. و البته در تحمل اين علم ، بسيار قدرتمند بوده است . اما عليرغم چنان احاطه علمى و نيروئى كه موسى از لحاظ علم ظاهر، واجد آن بوده است ، مورد تهديد خضر قرار گرفت ؛ به اين معنى كه او را بيمناك ساخت كه براى تحمل علم باطن ، قادر بر صبر و خويشتن دارى نيست . لذا او را به خاطر قلت صبر، از تحمل چنان عملى بر حذر ساخت .

 منظور خضر از مبالغه در اعلام و اظهار عجز و ناتوانى موسى اين بود كه اى موسى ! تحمل علم باطن و سخت كوشى تو در فراگيرى آن ، بسى دشوار و ناهموار است . خضر چنين هشدارى را در قالب بيان و تعبيرى آميخته با تاءكيد، به موسى اعلام كرد.

  البته نبايد چنين تصور نمود كه مقصود خضر، آن بوده است كه تحمل علم باطن - به طور كلى و به هيچوجه - براى احدى امكان پذير نيست ؛ (بلكه هدف او، اعلام به دشوارى و سختى و گرانبار بودن تحمل علم باطن بوده است ) و گرنه موسى پس از اعلام مذكور، به خضر نمى گفت :

  « «ستجدنى ان شاءالله صابرا» »

 به خواست خداوند، خواهى ديد كه من ، فردى صابر و خويشتن دار و با ظرفيت هستم .

در آيات ديگرى كه داستان موسى و خضر (عليهماالسلام ) در آن ها به چشم مى خورد نكات جالبى درباره آداب و وظائف مربوط به تعليم و تعلم وجود دارد كه از لحاظ محتوى ، متناسب و همانند نكاتى است كه در مورد آيات ياد شده ، متذكر شديم . اگر كسى نكات مربوط به اين آيات را بررسى كند به نكات ديگرى دست مى يابد كه در ساير آيات مربوط به داستان موسى و خضر (عليهماالسلام )، وجود دارد كه انسان مى تواند با استمداد از رهنمودهاى آنها به ساير اهداف خويش دست يابد.

   

دوشنبه 17/2/1386 - 15:3
پسندیدم 0
UserName