راهكار وحدت سياسى جهان اسلام در انديشه امام خمينى‏رحمه الله 6
 

مرحله دوم: تعميم و تعميق نظام فكرى و ايجاد باورهاى جهان مشمول

                               سطح اول: دولت‏ها

اصولا روش‏هاى مبارزاتى امام خمينى; با در نظر داشتن واقعيت‏هاى عينى جوامع اسلامى طراحى گرديده‏اند. لذا با توجه به اين‏كه امام از نقش تعيين كننده دولت‏هاى سرزمينى در تصميم‏گيرى‏هاى جمعى و نيز تغيير سرنوشت ملت‏ها توسط آن‏ها كاملا آگاه است، اولين رويكرد عملى او را تلاش در سطح دولت‏ها تشكيل مى‏دهد. از نظر امام كوتاه‏ترين راه تحقق بخشيدن به «وحدت اسلامى‏» در اقدام ارادى سران و رؤساى ممالك اسلامى نهفته است; زيرا سران دول اسلامى، تمامى امكانات و اهرم‏هاى حقوقى و اجرايى لازم براى تاسيس دولت متحده اسلام را در اختيار دارند به گونه‏اى كه اگر اين‏ها به صورت جدى و رسمى وارد عمل شوند كم‏ترين مشكلاتى در برابر اقدام جمعى‏شان وجود نخواهد داشت. همين تحليل واقع‏بينانه و در عين حال اميدوارانه امام او را وادار مى‏نمايد تا از طريق توسل به فراخوان عمومى، از همه سران دول اسلامى براى پايه‏ريزى يك وحدت سرتاسرى دعوت به عمل آورد: «ما حرف‏مان اين است كه دولت‏ها بيايند قبل از اين‏كه خود ملت‏ها قيام بكنند، خود دولت‏ها بيايند خاضع بشوند، با هم دوست‏بشوند، با هم يك جلسه‏اى درست كنند، همه رئيس‏جمهورها بنشينند پيش هم و حل كنند مسائل‏شان را. هر كس سر جاى خودش باشد، لكن در مصالح كلى اسلامى، در آن چيزى كه همه هجوم آورده‏اند به اسلام در او با هم اجتماع كنند، جلوشان را بگيرند و آسان هم هست.» (17)

سرمايه‏گذارى فكرى و عملى امام در پيش‏برد اين شيوه (اجتماع سران) تا آن‏جا جدى مى‏نمايد كه او را وادار به اعطاى امتيازات سياسى بيش‏تر به سران دول نموده و ا مر قبولى «اعوجاج‏» و نارسايى‏هاى فكرى سران را در برابر تشكيل و تحقق «وحدت‏» بر خود تحمل مى‏نمايد. او مى‏گويد: «ما ميل داريم كه با همه كشورهاى اسلامى برادر باشيم، همه حكومت‏ها در عين حالى كه اعوجاج دارند برگردند و با ما دست اخوت بدهند، ما صلاح همه را مى‏خواهيم... .» (18)

اما على‏رغم اين‏گونه تلاش‏ها و امتيازدادن‏ها، پيام‏هاى مكرر امام نتوانست دولت‏هاى سرزمينى را كه هر كدام به منافع ملى خاص خود مى‏انديشيدند، وادار به اتخاذ استراتژى وحدت‏طلبانه نمايد و در نتيجه، ديپلماسى وحدت‏خواهانه امام، موفقيتى را به ارمغان نياورد. در اين‏جا بود كه امام از كارآيى شيوه «اجتماع سران‏» نااميد گرديده و راه‏هاى بديل ديگرى را در دست مطالعه قرار داد. او همان‏طورى كه در صراحت لهجه شهرت داشت در اين جا نيز ضمن اظهار مايوس شدن از راه كار «اجتماع سران‏»، شيوه مبارزاتى ديگرى كه نشان دهنده «حركت از پايين به بالا» بود را مستقيما مطرح نموده و گفت:

«ملت‏ها خودشان بايد در فكر اسلام باشند، مايوسيم ما از سران اكثر قريب به اتفاق مسلمين، لكن ملت‏ها خودشان بايد به فكر باشند و از آن‏ها مايوس نيستيم.» (19)

 

پى‏نوشت‏ها

 

18- صحيفه نور، ج 18، ص 172

19- در جست‏وجوى راه از كلام امام، دفتر پانزدهم، ص‏179

دوشنبه 17/2/1386 - 14:59
پسندیدم 0
UserName