ای کاش
توسط : varcheh

ای کاش می توانستم باران باشم تا تمام غمهای دلت را بشويم.

ای کاش می توانستم ابر باشم تا سايه بانی از محبت بر رويت می گستراندم.

ای کاش می توانستم اشک باشم تا هرگاه که آسمان چشمهايت ابری می شد باريدن می گرفتم.

ای کاش می توانستم يک پرنده باشم و پر می گشودم و تا دور دستها در کنار تو پرواز می کردم.

ای کاش می توانستم خنده باشم تا روی لبانت نشينم و غنچه بسته لبانت را بگشايم.

ای کاش می توانستم سايه باشم تا نزديک ترين کس به تو بودم.

آری؛ ای کاش سايه بودم تا هميشه و همه جا همراه و همقدم با تو بودم.

دوشنبه 17/2/1386 - 9:5
پسندیدم 0
UserName