ديدار با آيت الله يوسف صانعي 2

آن دعايي را كه شما مي گوييد ساليان دراز شايد از سال 1334 همان دعا را در قنوتم مي خواندم الهي اغننا بحلالك عن حرامك و بطاعتك من معصيتك و بفضلك عمن سواك . دعاي قشنگي است؛ خدايا با حلالت مرا از حرام بي نياز كن و با طاعتت از گناه بي نيازم كن و با فضل هم بي نياز از ديگران تا احتياجي به ديگران نداشته باشم كه خداي ناخواسته ذليل شوم. اساسا ما از اول در روستا زندگي مان ساده بود. خدا رحمت كند گذشتگان شما را. مرحوم ابوي من روحاني متعبدي بود و زندگي بسيار زاهدانه ساده اي داشت و ما از همان وقت به زندگي ساده عادت كرديم. نكته ديگر اين است كه اصولا زندگي را از سادگي بيرون بردن اگر به جايي برسد كه براي ديگران ايجاد زحمت كند درست نيست و خلاف انصاف است؛ چون اگر شما جايي رفتيد و پشت در معطلتان كردند بدتان مي آيدو بنابراين خودتان هم نبايد كسي را پشت در معطل كنيد. اگر جايي رفتيد كه خيلي از موضع بالا و كلاس بالا با شما حرف زدند و ناراحت شديد پس نبايد درباره ديگران هم اين كار را بكنيد. اصل اخلاقي اسلامي انصاف با مردم است؛ يعني آنچه را كه براي خود مي پسنديد براي ديگران بپسنديد و آنچه را كه براي خود نمي پسنديد براي ديگران هم نپسنديد. همه حقوق بشر و آزادي ها در همين كلمه جمع است كه در روايات ما تاكيد شده است. شما اگر بخواهيد كسي را اذيت كنيد فكر مي كنيد كه خب من اگر جاي او بودم بدم مي آمد كه اذيتم كنند پس ديگري را اذيت نمي كنيد. كسي اگر به شما خدمتي كند، خوشتان مي آيد پس تصميم مي گيريد به ديگران خدمت كنيد. اگر مي شد اين اصل اسلامي در همه ابعادش به صورت يك فرهنگ در مي آمد و جزو ذات و سرشت مان مي شد كه انصف الناس من نفسك هرچه درباره خود نمي پسندي براي ديگران هم نپسند، اگر اينگونه مي شد اصلا خبري از ظلم و اذيت و آزار نبود. يك مبناي ساده زيستي انصاف است؛ يعني من وقتي دوست ندارم برخورد ديگران با من خارج از ساده زيستي باشد پس نبايد دوست داشته باشم كه خودم هم با ديگران خارج از ساده زيستي برخورد كنم. تا وقتي كه شما بيرون نشسته بوديد، من دو- سه مرتبه گفتم كه بگوييد آقايان تشريف بياورند. حتي وقتي مي خواستند پرده بزنند، ساعت از ديوار افتاد و شكست. من گفتم احتمالا اين دوستان كه بيرون نشسته اند ناراحتند و ناراحتي شان در زندگي ما اثر دارد. تا ساعت نيفتاده روي سرمان و بكشدمان بگوييد بيايند تو و سه مرتبه تذكر دادم. به هر حال من هنوز هم همانگونه هستم و شما اگر عيبي مي بينيد تذكر دهيد. دوستدارترين برادر انسان كسي است كه عيب انسان را به او تذكر دهد. امام صادق فرمودند: احب اخواني من اهدي الي عيوبي .حاج آقا از مرحوم ابوي تان مي گفتيد و آن روستايتان. من فكر مي كنم اين ساده زيستي در آن دوران بين مردم عموميت بيشتري داشته است. شما كمي از روستايتان و دوران كودكي و شيطنت هاي خاص آن دوران برايمان بگوييد. همينطور است. اين ساده زيستي در روستاهاي آن وقت بلكه در شهرها هم خيلي زياد بود. فكر مي كنم خروج از ساده زيستي از اوايل مشروطيت شروع شد ومشكلاتي كه رژيم ستمشاهي براي ما به وجود آورد. ما رفتيم خوبي هاي غرب را بگيريم ولي مقداري هم از تجملات و ريخت و پاش ها گرفتيم. من تا هشت نسل را كه به ياد دارم اهل روستا بوديم و ده. دهي به نام ينگ آباد جرقويه كه اخيرا به غلط مي گويند نيك آباد . ما در آنجا به طايفه مشهدي ها معروفيم.

دوشنبه 17/2/1386 - 7:53
پسندیدم 0
UserName