بحث در اطراف امامت

خاطر آقايان به خوبي مسبوق است که از براي امام معاني چندي است از حيث لغت و اصطلاح اما در لغت امام به معناي پيشوا است که الامام هو المتقدم بالناس يعني امام پيشواي مردم است امام جماعت يعني پيشواي مردم در نماز جماعت امام الناس يعني پيشواي مردم است در امور سياسي و يا روحاني و يا غير آن امام جمعه يعني کسي که پيشواي نماز جمعه مي باشد.
به همين جهت است که جماعت اهل تسنن يعني صاحبان مذاهب اربعه پيشوايان خود را امام مي گويند به نام امام ابوحنيفه - امام مالک - امام شافعي - امام احمد يعني فقهاء و مجتهديني که در امر دين پيشواي آنها هستند که با ابتکار و فکر خود اجتهاداً يا قياساً احکام را از حلال و حرام براي آنها معين نموده اند.
(به همين جهت کتب فقيهه چهار امام شما را که مطالعه مي کنيم از حيث اصول و فروع اختلافات بسياري در آنها مشاهده مي نمائيم). از اين قبيل ائمه و پيشوايان در تمام مذاهب و اديان هستند حتي در مذهب شيعه هم علماء و فقهاء همان مقامي را دارند که شما براي ائمه خودتان قائليد و لهذا در غيبت ولي عصر امام دوازدهم (عج) در هر دوره زمان روي موازين علمي با ادله اربعه کتاب و سنت و عقل و اجماع فتوا مي دهند منتها ما آنها را امام نمي خوانيم چه آنکه امامت اختصاص دارد به اوصياء اثنا عشر از عترت طاهره با يک فرق که بزرگان شما بعداً باب اجتهاد را مسدود نموده يعني ازقرن پنجم که به امر پادشاه وقت آراء مستحدثه علماء و فقهاء را جمع نموده و منحصر به چهار نمودند و مذاهب اربعه حنفي - مالکي - شافعي - حنبلي را رسميت دادند و مردم را مجبور نمودند که به يکي از آن چهار مذهب عمل نمايند که تاکنون رايج است.
و معلوم نيست که در مقام تقليد ترجيح فردي بر افراد ديگر بچه دليل و برهان است امام حنفيها چه خصيصه اي دارد که مالکيها ندارد و امام شافعيها چه دارد که امام حنبليها ندارد.
و اگر ملت اسلامي مجبور باشند که از فتاواي آن چهار تجاوز ننمايند جمودت بسيار سختي جامعه مسلمين را فرا گرفته و ابداً ترقي و تعالي در آنها راه پيدا نمي کند.
و حال آنکه يکي از خصائص دين مقدس اسلام اين است که با قافله تمدن در هر دوره و زماني پيش مي رود و اين مطلب لازم دارد فقهاء و مجتهديني را که در هردوره و زمان با حفظ موازين شرعيه با کاروان تمدن پيش بروند و حفظ مرکزيت مذهبي را بنمايند.
چون بسياري از امور است که به واسطه حدوثش تقليد ميت در او راه ندارد و حتماً بايد مراجعه به فقيه و مجتهد حي نمود و از ابتکار فکر او استفاده و فتواي او را مورد عمل قرار داد.
با اينکه بعدها در ميان شما مجتهدين و فقهاء عالي مقامي پيدا شدند که به مراتب از آن چهار امام اعلم وافقه بودند نمي دانم اين ترجيح بلا مرجح و حصر نمودن مقام اجتهاد را به آن چهار نفر و ضايع نمودن حق علمي ديگران از چه راه بوده است ولي در جامعه شيعه تمام فقهاء و مجتهدين در هر دوره زمان تا ظهور ولي عصر(عج) حق حيات دارند ما تقليد ميت را ابتداء و در مسائل حادثه ابداً جائز نمي دانيم.

شنبه 15/2/1386 - 14:40
پسندیدم 0
UserName