مستمند و ثروتمند

رسول اکرم (ص) طبق معمول در مجلس خود نشسته

بودند.یاران گرداگرد امام حلقه زده بودند.سپس مردی

فقر وارد شد و از قضا در کنار یک فرد ثروتمند و متعین نشت .مرد ثروتمند جامه های خود را جمع کرد و خودش را بکنار کشید .

امام به آن فرد پول دار گفت: ترسیدی از فقر او بتو بچسبد.

_نه یا رسولله

ترسیدی جامه هایت کثیف شود

_نه یا رسولله

_اعتراف می کنم اشتباه کردم ولی حاضرم نیمی از دارای خود را به او ببخشم

مردفقر : ولی من حاضر نیستم

جمعیت : چرا

چون می ترسم روزی مرا نیز غرور بگیرد.و با مسلمانی آنچه که تو انجام دادی انجام دهم

 ******استاد مرتضی مطهری*******التماس دعا****

پنج شنبه 13/2/1386 - 14:10
پسندیدم 0
UserName