نشانه هاي ظهور حضرت مهدي شماره 1 ( دجال) به اميد آدينه اي که نداي حق طلبي مهدي صاحب زمان شنيده شود
توسط :
 نشانه هاى ظهور، خروج دجال است. "دجال " از ريشه "دجل " به معناى دروغگوىِ حيله گر است. در زبان عربى به معناى آب طلا است و به همين علت، افراد بسيار دروغگوكه باطل را حق جلوه مى دهند، دجال ناميده مى شوند. در روايات "دجال "ها و دروغگويان فراوانى نام برده شده است. در برخى دوازده و در برخى سى، شصت وهفتاد دجال آمده است.  از ميان اين دجال ها، فردى كه در دروغگويى و حيله گرى سرآمد همه دجالان است و فتنه او از همه بزرگتر است، نشانه ظهور مهدى (ع) ويا برپايى قيامت است. بر اين اساس بايد گفت دو نوع دجال داريم، يكى دجال حقيقى كه پس از همه دجال ها مى آيد و ديگرى گروهى شياد و دروغگو كه به فريب مردم وگمراهى آنان دست مى زنند .
دجال در روايات اسلامى اين چنين توصيف شده است: او داراى قدرت وتأثير عجيبى است، چشم راست ندارد وچشم ديگرش در وسط پيشانى اوست ومانند ستاره صبح مى درخشد. چيزى در چشم اوست كه گويى آميخته به خون است . داخل درياها مى شود و آفتاب با او مى گردد. كوهى از طعام و نهرى از آب هميشه با اوست. آسمان به دستور وى باران مى دهد و زمين گياه مى روياند. اختيارگنج هاى زمين با اوست . مرده را زنده مى كند. با صداى بلندى كه تمام جهانيان صداى او را مى شنوند، مى گويد: من خداى بزرگ هستم كه شما را آفريده وروزى رسان هستم، به سوى من بشتابيد" وى از همه جا مى گذرد وفقط در مكه و مدينه قدم نمى گذارد.  بيشتر پيروان او از يهود و زنان و عرب هاى بيابانى است. اصل او را از اصفهان يا بجستان ويا خراسان گفته اند.  اصل داستان دجال دركتاب هاى مقدس مسيحيان آمده و بارها واژه دجال در انجيل به كار رفته است. درباره دجال، صرف نظر از ويژگى هاى او، چند احتمال وجود دارد:1. دجال، نام شخص معينى نيست. هركسى كه با ادعاهاى پوچ وبى اساس وبا توسل به حيله گرى ونيرنگ، در صدد فريب مردم باشد، دجال است. بر ايناساس دجال ها خواهند بود و اين كه در روايات از دجال هاى فراوان دوازده، سى، شصت وهفتاد سخن به ميان آمده، اين احتمال را تقويت مى كند. فردى معين ومشخص به عنوان دجال " در دوره غيبت، با همان ويژگى هايى كه براى وى بيان شده، خروج مى كند و مردم را به انحراف مى كشاند. اين احتمال نيز وجود داردكه مراد از "دجال "، همان سفيانى باشد كه در كتاب هاى عامه، بيشتر به عنوان دجال ودركتاب هاى خاصه به عنوان سفيانى آمده است. 

دجال، كنايه ازكفر جهانى و سيطره فرهنگ مادى بر همه جهان است. استكبار، به معناى واقعى، دجال است. استكبار خود را قيم ملت ها مى داند و با تكيه بر ثروت انبوه وقدرت عظيمى كه در اختيار دارد، در همه جاى زمين دخالت مى كند وهمه را به زير سلطه خويش مى آورد. موضوع دجال، بيش از آن چه در روايات شيعه است، از طريق اهل سنت نقل شده است وقسمت عمده آن را احمد بن حنبل دركتاب مسند "ترمذى " در صحيح خود و"ابن ماجه در سنن، و مسلم در صحيح، و،ابن اثير در نهايه از عبدالله بن عمر وابو سعيد خدرى و جابر بن عبدالله انصارى نقل كرده اند.مرحوم صدوق در اين زمينه مى گويد: متعصبين اهل سنت، اين گونه اخبار را تصديق مى كنند و آن را درباره دجال وغيبت وى وزنده بودنش را در اين مدت طولانى روايت نموده اند كه در آخر الزمان خروج مى كند، ولى درباره قائم باور نمى كنند كه او مدت طولانى غائب مى شود، آنگاه آشكار مى گردد وجهان را پر از عدل و داد مى كند، چنان كه از ظلم و جور پر شده باشد، با اين كه پيامبر (ص) و امامان (ع) از اين موضوع، صريحا سخن گفته اند  همچنين موضوع دجال، اختصاص به اسلام ندارد، بلكه ريشه داستان دجال را بايد دركتاب مقدس مسيحيان جست وجوكرد در رساله اول يوحنا نوشته است: دروغگو كيست، جز آن كه مسيح بودن عيسى را انكاركند، ان دجال است كه پدر وپسر را انكار مى نمايد.

پنج شنبه 13/2/1386 - 9:1
پسندیدم 0
UserName