نمــی دو نـــم اســمــش را چــی بـــدازم

 

شمع داني به دم مرگ به پروانه چه گفت

 گفت اي عاشق ديوانه فراموش شوي

سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد

 گفت طولي نكشد تو نيز خاموش شوي  

..................................................

عشق نمی پرسه اهل کجايی ، فقط ميگه تو قلب من زندگی می کنی .

عشق نمی پرسه چرا دور هستی فقط ميگه هميشه با من هستی .

عشق نمی پرسه که دوستم داری فقط ميگه : دوستت دارم

..................................................

 

خورشيد آواره وار طلوع کرد ديوانه وار انتظار کشيد ومعصومانه غروب کرد و شايد

 ماه نمي داند چرا آسمان شب مال اوست

هرگاه دلت هوايم را کرد، به آسمان بنگر و ستارگان را ببين که همچون دل من در

هوايت مي تپند

...............................................

از ضرب من تا جمع تو راهي بجز تفريق نيست دل خوش به مجموعم مکن اينجا مگر تقسيم نيست با راديکال عشق بيا تا بشکند مجذور من چيزي نگفتن بهتر از سينوس تو آلفاي من

.............................................

عاشقان تنها میشن؟؟

خدایا عاشقان را با غم عشق آشنا کن

نظر میدی ؟؟

چهارشنبه 12/2/1386 - 22:20
پسندیدم 0
UserName