در مسير آب
توسط : MAHMOUD

در مسير آب

 

نه آه مانده برايم نه ناله نه فرياد

به كنج خويش فراموش مانده‏ام در ياد

 

هبوط كرده‏ام از اصل خويش و حيرانم

شبيه برگ خزان در هجوم وحشت باد

 

نشسته‏ام به تماشاى سقف ويرانم

دوباره خانه ما در مسير آب افتاد

 

مرا ز خويش بگير و به خويش برگردان

اسير باز شود هر پرنده آزاد

 

كجاست آن كه خرابم كند به بيمارى

سرش سلامت و خوش باد و خانه‏اش آباد

 

به گردن دگران جرم خويش را مفكن

مزن به كوه بزن تيشه بر سر اى فرهاد

 

به آه دست به دامان چشم خويشتنيم

به زور ناله كشيديم منت فولاد

 

به پنج نور مقدّس تورا قسم دادن

خداش خير دهد هر كسى كه يادم داد

چهارشنبه 12/2/1386 - 13:21
پسندیدم 0
UserName