ترجمه و متن اصلي ترانه آزادي (Free ) سامي يوسف *
توسط : mary320960
 

ترانه ی آزادی (Free)  همانند دیگر ترانه های سامی یوسف بسیار زیبا و مضمون بسیار قشنگی دارد ، این ترانه که از البوم امت من می باشد ، درد بسیاری از مسلمانانی است که در غرب زندگی می کنند و به خاطر حجاب و عفتشان مورد توهین قرار می گیرند ، سامی یوسف در این ترانه قصد تسلی دادن به این خواهران محجبه مسلمان را دارد ، و از روسری و حجاب را  نه بعنوان یک حفاظ بلکه  به عنوان آزادی و مایه افتخار زن می باشد. استفاده کرده است ....

 ---

What goes through your mind?
چه در ذهن تو مي گذرد؟


As you sit there looking at me
در حاليکه آنجا نشسته اي و به من مي نگري


Well I can tell from your looks
من از نگاه تو مي توانم بخوانم


That you think I’m so oppressed
که تو فکر مي کني من مورد ظلم و ستم قرار گرفته ام


But I don’t need for you to liberate me
ولي من نيازي به تو ندارم تا مرا آزاد کني


My head is not bare
سر من برهنه نيست


And you can’t see my covered hair
و تو نمي تواني موهاي پوشيده شده من را ببيني


So you sit there and you stare
پس تو انجا نشسته اي و به من خيره شده اي


And you judge me with your glare
و با اين نگاه خيره در مورد من قضاوت مي کني


You’re sure I’m in despair
تو مطمئني که من نااميدم


But are you not aware
ولي تو آگاه نيستي

 

Under this scarf that I wear
زير اين روسري که من بر سر ميگذارم


I have feelings, and I do care
احساس و عاطفه دارم

 

 

هم خواني


So don’t you see?
پس تو نمي فهمي (نمي بينی(


That I’m truly free
که من واقعاٌ آزادم


This piece of scarf on me
اين تکه روسري را که بر سر من است


I wear so proudly
من با افتخار مي پوشم


To preserve my dignity...
براي پاسداري از وقار و بزرگي ام


My modesty
عفتم


My integrity
کمالم


So don’t judge me
پس درباره من قضاوت نکن


Open your eyes and see...
چشمهايت را باز کن و ببين


“Why can’t you just accept me?” she says
او مي گويد:" چرا تو نمي تواني "خود من " را بپذيري.


“Why can’t I just be me?” she says
او مي گويد: چرا من نمي توانم فقط "خودم" باشم؟


Time and time again
هر بار


You speak of democracy
تو از دموکراسي حرف مي زني


Yet you rob me of my liberty

با اينحال تو خودت آزادي مرا مي دزدي ..


And all I want is equality
و تنها چيزي که من مي خواهم مساوات و برابري است


Why can’t you just let me be free?
چرا تو نمي گذاري من آزاد باشم؟

 

 

 

For you I sing this song
" براي تو من اين آواز را مي خوانم ...


My sister, may you always be strong

خواهرم، باشد که تو هميشه قوي باشي


From you I’ve learnt so much
من از تو بسيار ياد گرفتم


How you suffer so much

که تو چقدر رنج مي بري...


Yet you forgive those who laugh at you

با اينحال کساني را که بر تو خنديدند ببخش

 

You walk with no fear
تو بي هيچ ترسي قدم بر مي داري


Through the insults you hear
با وجود تمام توهيني که به تو مي شود


Your wish so sincere
تو انتظار صداقت و بي ريايي را داري


That they’d understand you
انتظار داري تا آنان تو را درک کنند


But before you walk away
ولي قبل از اينکه دور شوي و بروي


This time you turn and say:

اين بار برگرد و بگو :


But don’t you see?
آيا نمي بينيد؟


That I’m truly free
که من حقيقتا آزادم


This piece of scarf on me
اين روسري که بر سر من است


I wear so proudly
من با افتخار مي پشوم


To preserve my dignity

براي پاسداري از وقار و شأنم


My modesty
عفتم


My integrity

کمالم


So let me be
پس بگذار آزاد باشم


She says with a smile

او اين را با لبخندي مي گويد:


I’m the one who’s free                                 
                            من تنها کسي هستم که " آزادم"

 

 

 

دوشنبه 10/2/1386 - 20:41
پسندیدم 0
UserName