نوع سوم : آداب و وظائف ويژه شاگرد
 

بخش دوم :

 آداب و آئين زندگانى شاگرد با استاد و راهبر و پيشواى خود، و وظائف ضرورى او در بزرگداشت حرمت وى

 

6 - لزوم عمل به قوانين و راه و رسم متابعت - كه در اين آيه به چشم مى خورد - به هيچ قيد و شرطى مقيدنيست ؛ بلكه لزوم عمل به آداب و آئين هاى متابعت ، به صورت مطلق يعنى به گونه اى كه به هيچ قيد و بندى مقيد نشده است ، نشان دهنده لزوم بكار داشتن منتهاى تواضع شاگرد نسبت به معلم و استاد مى باشد.

7- در آيه مذكور (در مورد وظيفه شاگرد نسبت به معلم )، اين جهات به ترتيب گوشزد شده است : پيروى ، تعليم ، خدمت ، و تعلم و دانش جوئى (يعنى در اين آيه ، نظم و ترتيبى راجع به نكاتى چند به چشم مى خورد كه بسيار جالب مى باشد؛ به اين معنى كه بايد شاگرد در گام نخست ، تابع و پيرو معلم بوده ، و سپس ‍ معلم ، او را تعليم داده ، و در سومين مرحله ، خويشتن را در خدمت به استاد قرار دهد تا سرانجام در نهائى ترين مرحله ، از علم و دانش او برخوردار گردد و به علم آموزى نزد وى بپردازد).

  8 - معنى و منظور جمله «هل اتبعك على ان تعلمن » اين است كه من بر اساس اين متابعت - جز آموختن علم - هدف ديگرى ندارم . گويا موسى (عليه السلام ) به خضر (عليه السلام ) چنين گفته باشد: من از رهگذر متابعت از تو، خواستار مال و جاه و مقام نيستم . (و همين موضوع به ما هشدار مى دهد كه دانشجو نبايد در همرهى و همدمى با استاد - جز علم و دانش - پوياى هدفهاى ديگرى باشد).

9- جمله «مما علمت » اشاره به بخشى از معلومات خضر است كه آن را خداوند متعال به وى آموخته بود، و در حقيقت موسى (عليه السلام ) مى خواهد به خضر بگويد: من جوياى برابرى و هماوردى با تو در علم نيستم ، و نمى خواهم همه آنچه را كه از خدا آموخته اى فراگيرم ؛ بلكه مى خواهم به بخشى از معلومات تو دست يابم ؛ زيرا تو براى هميشه از من ، فزونمايه تر و گرانقدرتر مى باشى . (يعنى هميشه مقام و منزلت استاد نسبت به شاگردش - هر چند آن شاگرد عظيم القدر باشد - به مراتب ، برتر و والاتر است ).

يکشنبه 9/2/1386 - 14:24
پسندیدم 0
UserName