خب برگشتم ديگه !!!!!!!!!
توسط : جواتی

((به نام آنكه زنجير مجانين را به لرزه افكند))

سلام

اره..............................سلام

چيه تعجب داره ؟؟؟

خب اومدم ديگه

كسي نيست ما رو تحويل بگيره ؟؟؟
خيرسرم اين دفعه سفارشي هستم

يكي بياد امضاء بده اين پستچي بنده خدا بره دنبال كار و زندگيش

 

خب بدون هيچ حرف اضافه ي ديگه اي بايد بگم كه :

راستش امروز خيلي روز قشنگيه

مخصوصا اينكه ديروز بارون هم اومده

ولي قشنگ از اين لحاظ كه يه اتفاق خيلي به خصوصي رخ داده ( البته الان نه هوار سال پيش )

امروز تولد يكي از بهترين اعضاي تبيانه

كسي كه هميشه با مطالب قشنگش زينت بخش صفحات ثبت مطالب بوده

يكي از دوستايي نسبتاً قديمي تبياني كه هميشه دوست داشتني بوده و هست.

 

حتما با من موافقيد كه مطالب هميشه عالي بوده.

خيلي از دوستايي كه مي شناسنش اين قضيه رو تاييد مي كنن.

 

خواستم تولدش رو بهش تبريك بگم

ديدم كجا از اينجا بهتر، جايي كه با هم آشنا شديم و واقعا هم از اين آشنايي خوشحالم.

 

امروز مي خوام تولد آبجي گل خودم

(( ره توشه ديدار))

رو تبريك بگم.

آبجي جونم تولد مبارك.

ايشاالله 120 سال عمر با عزت داشته باشي.

در كنار خانواده ات خوش و خرم زندگي كني.

و به اهداف و آرزوهايي كه داري برسي.

 

آدم هايي هستند كه

روز تولد يا شب تولدندارند.

هر روز از آمدن خود شادند

فقط

به روز تولد خود بسنده نمي كنند.

اميدوارم تو هم از همان ها باشي

شب تولد تو همه ي شب هاست.

 

تو رو خدا قدر خودت رو بدون..............همين

 

 

يه صحبت خودموني هم با آبجي دارم:

ميگم آبجي جون خودت كه منو مي شناسي و مي دوني آدم بشو نيستم منو بكشي ها بازم دست از شوخي بر نمي دارم

جريان مگسه و يادته ؟؟؟؟

ميگم اگه اون جواتي سابق بودم اين جوري تبريك مي گفتم:

مهر وجودت هميشه تابان باد. اوه اوه چي شد، بادا بادا مبارك بادا

تولدت مبارك، يكسال بزرگتر شدي، امسال بدعت‌شكني كن و يك بار هم كه شده ظرف‌هاي شام رو بشور!!!

بالاخره هم ميگوييم خوش گلدين . چاپ بيست و نمي دونم چندمت مباركا

اميدورايم جلد دومت هم به زودي از بازار درآيد تا تبريك فراوانتر بگوييم.(شما رو مثل كتاب دوستي هنرمند فرض كردم يه پرانتز تو پرانتز هم بريم( چه حالي ميده آدم خودشو واسه آبجيش لوس كنه )پرانتز بسته)


اما

يه اما داره كه واقعا متاسفم اين كه:ما ها دعوت نيستيم.

اميدوارم واسه جشن فارغ التحصيليت ديگه ما رو حتما دعوت كني.

راستي كادويي رو كه من بايد بدم از شاسوسا بگير( جيب منو اون نداره )

------------------------------------------------------------------------------

* بين الورقي: منظور از شاسوسا اون يكي آبجيه ي گل من خواهر دوست داشتنيه ره توشه است.چه اشكالي داره از اون كادو رو بگيره.

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

اينم چند تا شعر هم به عنوان پيش درآمدي بر كادوهات

بين خودمون بمونه كلاغه به من خبر داده كه متاسفانه جشن و اين جور مراسمات هم برگزار ميشه

 

***زندگی دفتری از خاطره هاست

خاطراتی شيرين

خاطراتی مغشوش

 

 

 

 

كه بهشتش نامند

خاطراتی كه ز تلخی رگ جان ميگسلد ما ز اقليمی پاك

 

 

 

 

***

 

 

 

به‌چنين رهگذری آمده‌ايم گذری دنيانام كه نامش پيداست

خب ديگه از حجم نوشته ها كم مي كنم و به بار عاطفي مطلب اضافه مي كنم.

خلاصه تهش رو بگم :

 

 

آبجي جــــــــــــــــــــــــــــــــــونم خيلي دوستت دارم.

مي دونم نوشتن اين مطلب كار خيلي بزرگي نيست اما فقط مي خوام بگم با اينكه چند وقته كه ازت كمتر خبر دارم

ولي هنوز هم يكي هست كه به فكرت باشه.

 

اين آخر مطلبي هم يه دعا مي كنم و زحمت رو كم مي كنم.

 

بارالها براي من تقديري مقدر فرما كه آنچه را تو زود مي خواهي........... دير نخوام،‌و آنچه را تو دير مي خواهي زود نخواهم !!!

 

اگه كلاهمون رو باد دوباره آورد اين طرفا حتما برمي گردم.

قربون شما و همه دوستاي تبياني

در پناه حق

 

 

 

 

يکشنبه 9/2/1386 - 12:44
پسندیدم 0
UserName