وقتی از پشت پنجره می بینمت ...
توسط : padeshahedel
 

وقتی از پشت پنجره می بینمت ...یه حسی بهم دست میده .. یه حسی مثل حسودی ...مثل همون حسی که وقتی بچه های کوچیک اسباب بازیهای جدیدشون رو به هم نشون میدن و باهاش به همدیگه پز میدن به اونی که عروسک نداره دست میده....

اخه اونجایی که تو هستی خیلی قشنگه...اخه اونجایی که تو هستی ادماش به هم دروغ نمی گن ...ادما مهربونند...با محبتند و.....

اونجا همه مثل تو هستن ...ادما اونجا احساس امنیت می کنند ......احساس نمی کنند که توی یه هاله از دروغ و دورویی گیر افتادند ... من که نمیتونم بیام اونجا ..پس تو منو دعوت کن ...من مهمون دل تو باشم

و تو هم ....

 

يکشنبه 9/2/1386 - 9:59
پسندیدم 0
UserName