ازدواج و احساسات
توسط : moshke khotan
 

ازدواج و احساسات


امروز چه احساسی دارید؟هیجان زده، خوشحال،سرزنده بشاش، تنها، بی تفاوت، جذاب، بی فکر، آزرده،
بی تاب،ناراحت، غمگین، مضطرب، کـنجکـاو، فـضـول ویـا مــصمم؟
هـمانطور که می دانید ما می توانیم تنها درعرض یک روزبه چنین احساساتی دست پیدا کنیم!!!!

فکر کردن به این موضوع نیز ترس آور است، امااین امر هر روزه و همه روزه در زندگی خانوادگی، و شغلی اتفاق می افتد وچنین احساساتی زمانی که شمادارای فرزند نیز بشوید، تشدید خواهند شد. ماباید یاد بگیریم که چگونه میتوانیم در مقابل احساسات یکدیگر از خود عکس العمل مناسب نشان دهیم؛ البته باید توجه داشته باشید که انجام این کار چندان ساده نخواهد بود.

به مجرد اینکه چشمان خود را باز می کنیم و ازخواب بلند می شویم در خوداحساس تازه ای حس می کنیم. به خصوص اگر شما دلخوشی از صبح زود بلند شدن هم نداشته باشید. کمی بد اخلاق و ترشرو میشوید. حال تصور کنید که همسرشما از خواب بلند شده و جزء افراد سحر خیز هم هست. او احساس سرور وشادمانی دارد. حال با خود تصور کنید: ترشرویی در مقابل سرور و شادی! ما در مقابل چنین احساساتی باید از خود چه برخوردی نشان دهیم- عکس العمل تند یا صرفا پذیرش؟

چه باور کنید و یا نه، برقراری تعادل در زندگی با احتساب به درک احساسات متغیری که در هر لحظه ممکن است در شخصیت فردمقابل بروز کنند، امکان پذیرخواهد بود. ما این مقوله را به نام پذیرش احساسی می شناسیم. یک نکته اساسی در این مورد این است که نمی توان نام خوب و یا بد بر روی احساسات گذاشت البته تا زمانیکه احساسی بر خلاف اخلاقیات و از روی خشونت ظاهرنشود (به عنوان مثال کسی را مورد ضرب و شتم قرار دهید) و هیچ کس مسئول به وجود آوردن احساسات شخص دیگر نیست و این خودافراد هستند که آنها را به وجود می آورند. بنابراین دفعه آینده که انگشت خود را به سمت همسر خود نشانه رفتید و به او گفتید که: " تو باعث شدی که من چنین احساسی پیداکنم" به خاطر بیاورید که خودتان مسبب آن احساس به خصوص در وجود خود هستید.
به این دلیل که شما انسان منحصر به فردی هستیدو خداوند شما را این چنین خلق کرده است.

بیشتر مواقع ما نمی توانیم دقیقا همان احساسی که همسرمان در یک زمان مشخص احساس می کند را درک کنیم. احساسات هر فرد به طور قابل توجهی با دیگری متفاوت است. من خودم به شخصه زمانی که احساس خوشحالی می کنم بر روی لبهایم لبخند می نشیند و ترجیح می دهم قدم بزنم. اما شاید احساس خوشحالی در فرد دیگری به صورت بالا و پایین پریدن ظاهرشود و او از شدت خوشحالی در پوست خود نگنجد. در هر دو مورد احساس خوشحالی وجود دارد اما راههای بروز آنها کاملا متفاوت است.

معمولا علت بیشتر مشکلاتی که در زندگی های زناشویی بروز می کند، تنها به این دلیل است که طریقه بروز احساسات و سطوح آن در یک فرد با طرف مقابل متفاوت است، و نه زن و نه شوهر هیچ کدام تلاشی برای درک کردن طرف مقابل از خود نشان نمی دهند. آنها یکدیگر را نادیده می گیرند و تصور می کنند که مشکلات به مرور زمان حل خواهند شد؛ اما نه متاسفانه چنین نیست.

زمانی که همسر من به دلیلی ناراحت است و من به هیچ وجه حتی نمی توانم سطوح اولیه ناراحتی او را درک کنم، او خیلی بیشتر عصبانی و ناراحت می شود چراکه متوجه می شود من قادر به درک احساسات اونیستم. در مثالی مشابه شاید او قادر به هضم عواطف من نباشد: زمانی که من هنگام پیروزی تیم مورد علاقه ام خوشحال می شود و با جیغ و فریاداحساسات خود را تخلیه می کنم اوتصور می کند که من دیوانه شده ام که این همه غلیان احساسات از خودم نشان می دهم. او هم به نوبه خود خوشحال خواهد شد امانه به آن اندازه که من شاد می شوم.

هر یک از طرفین باید یاد بگیرند که چگونه میتوانند احساسات طرف مقا بل  خود که روز به روز و هفته به هفته تغییر میکنند، را درک کنند. احساسات مشابه عکس العمل های متفاوتی را در افرادمختلف بر می انگیزد. پایه واساس یک ازدواج موفق بر روی درک متقابل ازاحساسات یکدیگر و نه بی توجهی نسبت به آنها، بنا می شود. اگر چنین درکی وجودنداشته باشد، به مشکل برمی خوریم. گاهی پیش می آید که حتی خودتان نیزتحلیل درستی از احساسات شخصیتان ندارید، در همین حال از همسر خودانتظار دارید که شما را درک کند. اگر کمی دقیق تر با این مسئله برخوردکنید، متوجه خواهید شد که این انتظار شما از نظر منطقی امر درستی به شمارنمی رود.

راه غلبه بر مشکلاتی که از این طریق در زندگی مشترک افراد بروز می کند،این است که احساسات یکدیگر را بپذیرید و تلاش کنید تا احساسات خود را برای طرف مقابل شرح داده و به حرف های او نیزگوش دهید.

به عنوان مثال: یک خانم در مورد مسئله ای متعجب می شود و آقا یک نگاهی که معمولا مردها تحویل زن ها می دهند، را به او پس می دهد. این مطلب در ذهن خانم نفش می بندد و دفعه آینده که آقا چنین احساس مشابهی را در مورد چیزدیگری پیدا کرد، خانم هم همان عکس العمل را به او تحویل می دهد. اما اگر خانم احساس خود را برای او بیشتر توضیح دهد ویک مثال کاملا ملموس بیاورد"مثل احساس خوشایندی که در زمان پذیرفتن سرپرستی یک کودک بی سرپرست به انسان دست می دهد" که تا حد زیادی شادی آوراست، آقا هم این فرصت را پیدامی کند که او را بهتر درک کند و از مشکلات بعدی نیز تا حد بسیار زیادی جلوگیری به عمل می آید. این امر راهکار مناسبی برای برقراری ارتباط واگاهی از احساسات باطنی و عمیق طرف مقابل است.

به خاطر داشته باشید که بر روی هیچ احساسی نمی توان نام خوب و یا بد گذاشت بجز زمانی که بر اساس آن احساس بخصوص ازشما عملی سر بزند و از خودواکنش نشان دهید. شاید نتوانیم احساسات خود راکنترل کنیم اما حداقل میتوانیم رفتار و اعمالی که در حول محور احساسات بروز می کنند را کنترل وسپس مهار کنیم.

صبح که از خواب بلند می شوید نگاهی به هم بیندازید و با خود بگویید که می خواهید احساسات یکدیگررا درک کنید، احساسات شما باانجام این کار به طور کلی تغییر خواهند کرد و فضای رمانتیکی ایجاد میشود و هر دوی شما می توانیدشادی موجود را احساس کنید. روز خوبی داشته باشید و از وجود هم لذت ببرید.

شنبه 8/2/1386 - 23:3
پسندیدم 0
UserName